رابطۀ هوش هیجانی و سبک های مقابله ای با رضایت زناشویی دانش پژوهان افغانستانی جامعة‏ المصطفی‏ العالیمه

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

چکیده

هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطۀ هوش هیجانی و سبک‎های مقابله‎ای با رضایت زناشویی طلاب افغانستانی مشغول به تحصیل در شهر قم است. این پژوهش با روش توصیفی از نوع هم‏بستگی انجام شده است و در پی پاسخ به پرسش‎های ذیل است: آیا میان هوش هیجانی و سبک‎های مقابله‎ای با رضایت زناشویی رابطه و هم‏بستگی معناداری وجود دارد؟ آیا میان هوش هیجانی و رضایت زناشویی رابطه وجود دارد؟ آیا میان سبک‎های مقابله‎ای و رضایت زناشویی رابطه وجود دارد؟ به‌منظور پاسخ‏گویی به این پرسش‎ها 200 نفر از بین طلاب و روحانیون افغانستانی معیل مشغول تحصیل در سال 1399 در شهر قم به‎عنوان نمونه انتخاب شدند.
ابزار گردآوری داده‎ها در این پژوهش سه پرسشنامۀ هوش هیجانی نوکا و آهیااوزو، پرسشنامۀ سبک‎های مقابله‎ای بلینگز و موس و پرسشنامۀ رضایت زناشویی اینریچ است. داده‎ها با استفاده از نرم‏افزارSPSS  تجزیه و تحلیل شد.
یافته‎های پژوهش حاضر نشان داد که میان رضایت زناشویی و هوش هیجانی رابطه معنادار وجود دارد. میان رضایت زناشویی و مؤلفه خودآگاهی هوش هیجانی در سطح 019/0 رابطه معنادار وجود دارد. رضایت زناشویی با مؤلفۀ خودمدیریتی هوش هیجانی در سطح 039/0 هم‏بستگی نشان داد. میان رضایت زناشویی و مؤلفه دیگر مدیریتی در سطح 013/0 رابطه معنادار وجود دارد.

کلیدواژه‌ها


ازدواج مقدمۀ تشکیل خانواده است و به‎عنوان بالا‎ترین رسم اجتماعی برای دستیابی به نیازهای عاطفی و امنیتی افراد بزرگسال همواره مورد تأکید بوده است. یک ازدواج رضایت‎بخش و موفق در تأمین بهداشت روانی و امنیتی خانواده، منجر به رضایت زناشویی[1] و بهبود عملکرد خانواده در همۀ ابعاد می‎شود و آثار مثبتی نیز در جامعه خواهد داشت، ولی چنانچه ازدواج و زندگی خانوادگی در ارضای نیازهای روانی زوجین ناکام باشد، نه‎تنها بهداشت روانی محقق نمی‎شود، بلکه گاهی آثار جبران‎ناپذیری نیز بر جای می‎گذارد و باعث نارضایتی زناشویی می‎شود (سلیمانیان و محمدی، 1388).

خانواده رکن اساسی جامعه و کانون رشد و تعالی انسان است. شکل‎گیری این نهاد مقدس ناشی از پیوند زناشویی بین زن و مرد است. رضایت فردی از زندگی زناشویی به‌منزلۀ رضایت وی از خانواده و رضایت از خانواده به مفهوم رضایت از زندگی زن و مرد خواهد بود. هنگامی که فرد در این رابطه از سطح خشنودی مناسبی برخوردار باشد، زمینۀ رشد و تعالی و پیشرفت مادی و معنوی جامعه را فراهم خواهد کرد (عدالتی وردوزان، 2010). رضایت زناشویی یک ارزیابی کلی از وضعیت رابطۀ زناشویی یا رابطۀ عاشقانۀ کنونی فرد است و می‎تواند بیانگر میزان شادی افراد از روابط زناشویی و یا ترکیبی از خشنود بودن به واسطه بسیاری از عوامل مربوط به رابطۀ زناشویی باشد (احمدی، نبی‏پور، کیمیایی، افضلی، 2010).

اختلاف میان زوج‎ها حاصل تعارض زناشویی است[2] که برخلاف رضایت زناشویی ناشی از ناهماهنگی زن و شوهر در نوع نیازها و روش ارضای آنها، خودمحوری، اختلاف در خواسته‎ها، طرح‎های رفتاری و رفتار غیرمسئولانه نسبت به ارتباط زناشویی و ازدواج است(رجبی،۱۳۹۳). درگیری و تعارض در روابط زن و شوهر به دلیل تصمیم‎گیری‎های مشترکی که اتخاذ می‎کنند امری طبیعی است، شدت تعارض می‎تواند در دامنه‎ای از تفاوت آشکار در نظارت زوج‎ها تا اختلاف‎های جدی در ارزش‎ها و آرزوها قرار گیرد (فرح‎بخش، 1383).

تعارض میان اعضای خانواده به وحدت و یکپارچگی آن ضربه می‎زند و شدت تعارض موجب بروز نفاق، پرخاشگری، ستیزه‏جویی و سرانجام اضمحلال و زوال خانواده می‎شود. کانون خانواده‎ای که بر اثر تعارض و نفاق و جدال میان زن و شوهر آشفته است آثار مخربی در زندگی کودک، فرزندان و خانواده به جای می‎گذارد که در سال‎های آتی به صورت عصیان و سرکشی از مقررات اجتماعی بروز می‎کند (کیوچینگ،[3] 1996). با افزایش تعارض در ارتباط‎های زوجین، ناسازگاری افزایش می‎یابد و نارضایتی بیشتری حاصل می‎شود و همین مشکلات از مقدمات طلاق و جدایی به شمار می‌روند (یانگ و لانگ،[4] 1998).

روابط سالم و تفاهم میان اعضاء، به‌ویژه زن و شوهر، یکی از عوامل مهمی است که بر بقا و رشد خانواده اثر می‎گذارد. زیربنای عملکرد خوب خانوادگی، تسـهیل سازگاری زناشویی[5] و نقش والدینی سبب رشد اقتصادی و رضایت بیشتر از زندگی می‎شود. از سوی دیگر، وجود ناسازگاری زناشـویی در روابـط زن و شوهر افزون ‎بر ایجاد مشکل در موارد یادشده، باعث اشکال در روابط اجتماعی، گرایش به انحرافات اجتماعی و اخلاقـی و افول ارزش‎های فرهنگی در میان زوج‏هـا می‎شود (محمـدی، 1385).

همراه با آغاز قرن جدید، جوامع بـا چالش‎های اجتمـاعی، فرهنگی و اقتصادی بسیاری روبه‎رو است؛ نظـر اغلـب کارشناسان بر این است که برای حل بسیاری از مشـکلات موجود به شهروندانی نیاز است که نه‎تنها دارای قابلیت‎های خردمندانه، بلکه به همان نسبت دارای مهارت‎های اجتمـاعی و هیجانی قابل توجه نیز باشند. تشخیص اهمیت مهارت‎های اجتماعی و توان کنار آمدن مؤثر با دیگـر افـراد زمینه‎های علاقه‏مندی روزافزون به مفهوم «هوش هیجـانی» را فـراهم آورده است (علی‎اکبری دهکردی، 1391).

رضایت زناشویی تحت تأثیر عوامل گوناگونی از جمله نحوۀ تفکر در مورد وظایف فرد در خانواده، ادراک فرد از خود و دیگران، انتظارات فرد از زندگی، ویژگی‏های شخصیتی و هیجان‌ها و نحوۀ تخلیه این‎گونه هیجان‌ها در خانواده قرار دارد (محمدخانی، 1389). الیس[6] (1989) رضایت زناشویی را تجربۀ احساس‎های عینی خشنودی، رضایت و لذت همۀ زوجین زمانی که همۀ جنبه‎های ازدواج‏شان را در نظر می‎گیرند، تعریف می‏کند. بدین ترتیب، او نارضایتی زناشویی را فقدان چنین احساساتی در زوجین می‏داند. نارضایتی زناشویی فقدان تدریجی وابستگی عاطفی، کاهش توجه، فاصله عاطفی و افزایش احساس بی‏تفاوتی و بی‏علاقگی است. رایس[7] (1996) نارضایتی زناشویی را شاخصی می‏داند که زوجین به وسیله آن به رابطۀ خود ادامه و یا خاتمه می‎دهند (دادمهر، علی اصغر، 1393).

هوش هیجانی در تعاملات روزانه اجتماعی افراد و زندگی و مراودات بین خانوادگی نقش اساسی دارد، به‎گونه‎ای که بحث هوش هیجانی در سال‎های اخیر، به‎ویژه نقش آن در رفتارهای میان‎فردی مورد توجه روان‎شناسان و کارشناسان امور خانواده قرار گرفته است.

هوش هیجانی به‌معنای توانایی شناخت هیجانات و مدیریت احساسات است و مجموعه‎ای گسترده از مهارت‎ها و ویژگی‌های فردی را دربر گرفته و بیانگر آن است که در روابط اجتماعی، روانی و عاطفی در شرایط ویژه چه عملی مناسب و چه عملی نامناسب است.

مایر و سالووی،[8] هوش هیجانی را این‎گونه تعریف کرده‎اند: هوش هیجانی عبارت است از مهارت‎های هیجانی همچون درک و بیان درست احساسات، ادغام هیجانات با فرایندهای شناختی، فهم احساسات و به‎کارگیری آنها در موقعیت‎های گوناگون و اداره احساسات (کیونز 2005).

از دیدگاه دانیل گلمن، هوش هیجانی مهارتی است که دارنده آن می‎تواند از طریق خودآگاهی، روحیات خود را کنترل کند، از طریق خودمدیریتی آن را بهبود بخشد، از طریق همدلی، تأثیر آنها را درک کند و از طریق مدیریت روابط، به شیوه‎ای رفتار کند که روحیه خود و دیگران را افزایش دهد (بابایی و مؤمنی، 1384).

هوش هیجانی طبق تعریف ریون بار-آن[9] عبارت است از مجموعه‎ای از مهارت‎ها، قابلیت‎ها و توانایی‎های غیرشناختی‌ای که قابلیت کلی ما را در پاسخ به نیازها و فشارهای محیطی به‎طور مؤثری تحت‎تأثیر قرار می‎دهد (بخشایش؛1393) بنابراین، هوش هیجانی را می‎توان به‎کارگیری قابلیت‎های هیجانی خود و دیگران، در رفتار فردی و گروهی برای کسب حداکثر نتیجه‎ها تعریف کرد.

مایر و همکارانش (1999) بر این باورند که اساسی‎ترین توانایی مؤثر در هوش هیجانی، دریافت و تشخیص دقیق هیجان‌ها است. در طی 20 سال گذشته، برخی روان‎شناسان که علاقه بسیاری به مطالعۀ مشکلات زناشویی داشته‎اند، به‌صورت نظام‎مند پژوهش‌هایی درمورد تعاملات زوجین در جریان زندگی زناشویی اجرا کرده‌اند که نتایج نشان می‎دهد که زوجین از یک‎سری روندهای استانداردشده و مشخص استفاده می‎نمایند. برای نمونه، در برخی از مطالعات از زوجین خواسته می‎شود تا به‌صورت جداگانه وارد آزمایشگاه شوند و دربارۀ تضادها و اختلاف‌سلیقه‎ها و مشکلاتی که با همسرانشان دارند (چه خفیف، چه شدید) حرف بزنند. از آنان در طی این جلسه‎ها، فیلمبرداری می‎شود. گاهی اوقات با استفاده از وسایل خاص، تغییرات فیزیولوژیکی بدن آنان (چون آرایش ضربان قلب، فعالیت‎های ماهیچه‎ای، رسانایی پوست و تعریق) در هنگام صحبت کردن، ارزیابی می‎شود. سپس از هرکدام از آنها خواسته می‎شود تا دوباره به آزمایشگاه برگردند و به تماشای فیلم‎هایی بپردازند که از آنان گرفته شده است و دربارۀ احساسات خود در هنگام صحبت کردن، توضیح دهند و بگویند که همسرشان در آن لحظۀ خاص چگونه فکر ‎کرده، یا چه احساسی داشته است. در پایان، دست‎نوشته‎های مربوط به مباحثات زوجین و فیلم‎های ویدیویی مربوط به رفتارهای غیرکلامی آنان (مثل ابراز عواطف در چهره، تن صدا و حرکات بدن) را در اختیار مشاهده‎گران باتجربه قرار می‎دهند و از آنان خواسته می‎شود تا براساس محتوای عاطفی، آنها را کدگذاری کنند.

به‌وضوح یافته‎های این نوع مطالعات همخوانی زیادی دارند و به نتایج جالبی هم منجر شده‎اند که به برخی از آنها اشاره می‎کنیم؛ نخست اینکه، این نتایج نشان می‎دهند که ازدواج و زندگی زناشویی یک بافت سرشار از عاطفه و هیجان است. در ازدواج‎هایی که زوجین با یکدیگر در تعارض و تضاد باشند، برانگیختگی‎های عاطفی-هیجانی بیشتری مشاهده می‎شود. به بیان دیگر، بیشتر تعارض‎ها و اختلافات میان زوجین به‌دلیل برانگیختگی‎های هیجانی صورت می‎گیرد، همان‌طور که ارزیابی‎های فیزیولوژیک (مثل ضربان قلب، افزایش رسانایی پوست و فعالیت‎های ماهیچه‎ای) این موضوع را نشان می‎دهد. همچینن مطالعات نشان می‎دهد که افراد در توانایی دریافت و تشخیص دقیق هیجان‌ها خود و دیگران با یکدیگر تفاوت دارند. برای نمونه، برخی از زوج‎ها، آشکارا نسبت به نشانه‎های عاطفی همسرشان بی‎توجه هستند و آنان را نادیده می‎گیرند، یا آمادگی سوءتعبیر و تشخیص نادرست این عواطف را دارند، مثلاً حالت غمناکی یا اندوه همسر خود را به‎عنوان عصبانیت و خشم تفسیر می‎کنند. افزون‎بر این، انسان‎ها تفاوت‎های بسیاری درتوانایی ابراز آشکار عواطف خود دارند، مثلاً برخی از زوج‎ها عادت دارند پیام عاطفی مبهم و گیج‎کننده‎ای به طرف مقابل خود بدهند (هم‌زمان هم می‎خندند و هم اخم می‎کنند) (شعبانی، 1393).

مهم‎تر از همه اینها، پژوهشگران دریافته‎اند که ارتباط باثبات و معناداری میان تفاوت‎های فردی در توانایی ابراز دقیق و درست عواطف و تشخیص آنها با شادی‎های زندگی و روابط زناشویی مطلوب وجود دارد، برای نمونه، نالر‎‎[10] و همکارانش نشان داده‎اند زوج‎های خرسند در مقایسه با زوج‎هایی که رابطۀ زناشویی و عاطفی خوبی هم ندارند، احساس همدلی بیشتری نسبت به هم نشان می‎دهند و نسبت به احساسات یکدیگر حساسیت بیشتری دارند، البته در این موارد، جداسازی علت و معلول و تشخیص اینکه کدام عامل علت است و کدام معلول، امری بسیار دشوار است، زیرا امکان دارد مشکلات و اختلاف‎های زناشویی سبب کاهش حساسیت عاطفی در زوجین شود و از سوی دیگر، عدم حساسیت عاطفی هم سبب کاهش حساسیت خوشبختی در زندگی زناشویی و احساس رضایت همسران از یکدیگر شود. پژوهشگرانی که در زمینۀ تعامل‎های زناشویی[11] تحقیق می‎کنند، به‎طور دقیق نشان داده‎اند، سوءتعبیر‎های عاطفی می‎تواند مستقیماً به افزایش نوعی تعارض منجر می‌شود که پژوهشگران آن را نتیجۀ فرایندی به نام «تقابل اثرات منفی»[12] می‎دانند. این یافته‎ها از مشاهدۀ تعامل‎های زوجین با یکدیگر در موقعیت‎های گوناگون به دست آمده است. هم زوج‎هایی که از با هم بودن احساس خوشبختی می‎کنند و از زندگی خود راضی هستند و هم زوج‎هایی که با هم اختلاف دارند، هر دو گروه تمایل دارند تا عواطفی را که در طرف مقابل، نسبت به خود احساس می‎کنند، به‌نحوی جبران کنند و عمل مقابله‎به‎مثل انجام دهند، به‎ویژه در زوج‎های ناراضی که انتظارات نادرستی از یکدیگر دارند. این زوج‎ها پیام‎های عاطفی-هیجانی خنثی یا نسبتاً منفی نسبت به یکدیگر بروز می‎دهند که سبب ایجاد خشم و عصبانیت در هردو، نسبت به طرف مقابل می‎شود. به این ترتیب، پیامدها مخرب و منفی به صورت یک حلقۀ معیوب درمی‎آید که رهایی از آن برای هر دو بسیار دشوار می‎شود. درواقع، این نوع پیامدهای منفی و «این به آن در»[13] ویژگی بارز ازدواج‎های ناموفق است (همان).

مطالعات مربوط به تعامل زناشویی، برخی تفاوت‎های جنسیتی در ابراز هیجانی و دقت ادراکی را نیز آشکار کرده‌اند. برای نمونه، نالر و همکارانش دریافتند زنان در ابراز و شناسایی دقیق هیجان‎ها از مردان بهترند. دقت بیشتر زنان در ابراز هیجان‎ها بخشی از این ناشی می‎شود که آنان هنگام ارسال پیام‎های هیجانی آنها را با رفتار‎های غیرکلامی‎شان همتا می‎کنند. برای نمونه، زمانی که زن پیامی به شوهرش می‎فرستد، به احتمال زیاد از نشانه‎های غیرکلامی همتایی مثل لبخند و آهنگ صدای گرم استفاده می‎کند، اما مردان تمایل دارند «پیام‎های آمیخته»، برای مثال ابراز پیام‎های مثبت همراه با لبخند به همراه نشانه‎های بالقوه تهدید‎کننده مثل بالا یا پایین انداختن ابرو بفرستند (نالر و بوزن، 1991).[14]

اینکه شخص ازدواجی شاد دارد یا نه، به ظاهر عمدتاً به توانایی شخص و شریک زندگی آن در کنار آمدن سازنده با تعارض و فهم و اداره هیجان‎های منفی، مثل خشم و تنفر بستگی دارد. نتایج مطالعات گوناگون، اهمیت خودکنترلی و تنظیم هیجان‎ها را در ثبات و شادابی زناشویی تأکید می‎کنند. برای نمونه، پژوهشگران دریافته‎اند که زوج‎های شاد در مقایسه با زوج‎های ناشاد، بیشتر احتمال می‎رود که به هنگام تعامل‎های تعارضی، بیشتر از مقابله‎به‎مثل، درونی‎سازی کنند. این بدان معناست که زوج‎های شاد تمایل دارند، وقتی شریک زندگی‎شان عصبانی است، یا به نحو غیرمعقول رفتار می‎کند، تکانش‎های خود را برای واکنش مخرب بازداری نمایند و سعی کنند برعکس، به شیوه مسالمت‎آمیز و سازنده پاسخ دهند (راسبیت و بیاسونت).[15]

گواه دیگر که بر اهمیت نقش مدیریت وتنظیم هیجان در ازدواج اشاره می‎کند، از ادبیات روان‎شناسی شخصیت و بالینی سرچشمه می‎گیرد. پژوهشگران معتقدند دستیابی به درونی‎سازی و تنظیم هیجان در ازدواج، برای برخی از زوج‎ها عملاً آسان‎تر از دیگران است؛ زیرا آنها به‎طور طبیعی خلق‎وخوی یکنواخت‎تری دارند. درواقع، مشخص شده است که صفات هیجانی منفی متعددی، از جمله تکانشی بودن، بی‎ثباتی هیجانی، هراسان بودن و افسردگی، سازگاری ضعیف زناشویی را به‎طور پایا پیش‎بینی می‎کنند. به همین منوال، پیامد‎های زناشویی منفی با مجموعه‎ای از صفات هیجانی مرتبط‎اند که روی‌هم‌رفته «عاطفی بودن منفی» یا پیش‌آمادگی برای تجربه رخداد‎های مکرر اضطراب، تنش، خشم، احساس طرد و غمگینی، خوانده می‎شود. افراد با ویژگی عاطفی منفی بودن بالا، تمایل دارند به موقعیت‎هایی که ناخوشایندی یا اضطراب حتی خفیف تزریق می‎کنند، واکنش شدید نشان دهند. آنها همچنین به شدت از خودشان انتقاد می‎کنند و تمایل دارند بی‎عدالتی‎های ادراک‎شده را که دیگران اظهار کرده‎اند، مرتب در ذهن خود مرور کنند. همان‎طور که تصور می‎رود، چنین صفات هیجانی منفی، در بلندمدت می‎توانند شادمانی زناشویی را به مصیبت تبدیل کند (بیچ و فین‎چین، 1994).

تحقیقات نشان داده است، ناتوانی در کنترل ابراز خشم نیز بر شادمانی و پایداری زناشویی تأثیر منفی می‎گذارد. برای نمونه، کاسپی،[16] الدر،[17] و بم[18] در یک مطالعه طولی دریافتند که حدود 50٪ مردانی که تاریخچه طولانی از بدخلقی در کودکی داشتند در 40 سالگی ازدواجشان به طلاق انجامیده، در صورتی که تنها022/0 مردان بدون چنین تاریخچه‎ای اقدام به طلاق کرده بودند. به همین منوال، حدود 025/0 از زنان با تاریخچه بدخلقی در نیمۀ زندگی مطلقه شده بودند، در حالی که این رقم در زنان با تاریخچه خلق‎و‎خوی بهتر فقط 012/0 بوده است. به‎علاوه، شوهرانِ زنان بدخلق که زندگی‎شان به طلاق کشیده بود رضایتمندی کمتر و روابط زناشویی مسئله‎دارتری را از شوهران دارای همسر با خلق یکنواخت، گزارش می‎کردند (نجفی‎زند، جعفر، 1385).

به‎طور کلی این یافته‎ها بیانگر این است که توانایی اداره هیجان‎های منفی و کنترل ابراز آنها، پیش‎نیاز یک زناشویی شاد و پایدار است، اما این بدان معنا نیست که زوج‎های بدون ابراز هیجانی دارای شادترین ازدواج‎ها هستند. درواقع، همان‎گونه که پیشتر یادآوری شد به ‎اندازه یک زوج بی‎نهایت «منطقی» و سنگ‎انداز، اعصاب‎خردکن نخواهد بود. درواقع، پژوهشگران دریافته‎اند که معمولاً زوج‎ها گشودگی و ابرازگری هیجانی را هم مثبت و هم مطلوب می‎شمارند و زوج‎هایی که ابراز هیجانی بیشتری دارند گرایش شرکا به زندگی شادتر است (همان).

مطالعات صورت‌گرفته در مورد ازدواج‎های بلندمدت، اهمیت چشمگیر ابراز هیجانی مثبت را در شادمانی و پایداری زناشویی تأیید می‎کنند. برای نمونه، کارستنسن[19] گاتمن، و لونسون[20] در یک مطالعه مقیاس بزرگ با زوج‎های میانسال و مسن دریافتند که اگرچه زوج‎های شاد، در تعامل‎هایشان با یکدیگر، هنوز هم هیجان‎های منفی مثل خشم و اندوه را ابراز می‎داشتند، اما بیشتر مواقع در تعامل‎های خود، عشق، عاطفه و خلق خوش را نیز ابراز می‎کردند. همچنین، زوج‎های شاد در قطع و کاهش توالی انواع تعامل منفی مخرب که مشخصه زوج‎های ناشاد است، ماهر بودند. برای نمونه، آنها تمایل داشتند که به ابراز خشم شریک زندگی خود، به جای خشم تلافی‎جویانه با پاسخ‎های خنثی یا مراقبت و همدلانه واکنش نشان دهند (همان).

تنیدگی روانی و بحران‎های روزمره از جمله تهدیدهای بهداشت جسمانی و روانی است. واقعیت این است که تنیدگی در زندگی روزمره امری اجتناب‎ناپذیر است، ولی مهم آن است که انسان چگونه با این بحران‎ها کنار آید؟ مطالعه پاسخ انسان در موقعیت‎های فشارزا، زمینه‎ساز به وجود آمدن ادبیات مربوط به آن بوده است. برخی از این مطالعات، مانند مکانیزم‎های دفاعی واهن شیار (DM) مربوط به قرن ۱۹ و روان‎تحلیلگری است، از اوایل دهه ۱۹۷۰، بسیاری از پژوهشگران به مطالعه پاسخ‎های هوشیار در شرایط تنیدگی‎زای بیرونی که افراد در برابر موقعیت‎های منفی و آشفته از خود نشان می‎دهند، علاقه‎مند شدند (قریشی‎راد، 1389).

رویکردهای مختلفی به مقابله در ادبیات روان‎شناختی مشاهده شده است. نخستین پژوهش‎ها بر روی نقش فرایند شناختی-رفتاری توسط لازاروس به‎عنوان تعدیل‎کننده اثرات تنیدگی معرفی شد که تعمیم آن مکانیزم‎های دفاعی را نیز شامل می‎شد. پاسخ به یک رویداد، به نتیجه فرایند ارزیابی منابع شخصیتی (توانمندی‎های فرد در حل مسائل، اخلاقیات و حمایت اجتماعی) ارتباط متقابل فرد و محیط، تجربه‎های شناختی و متغیرهای اجتماعی و فرهنگی بستگی دارد. مدل بیلینگز و ماوس، به مقابله مبتنی بر شناخت و رفتار که با ارزیابی رویداد تنیدگی‎زا برای دستیابی به تعدیل تنیدگی هیجانی همراه است، تأکید دارد. پژوهش‎ها در مورد تنیدگی در زمینه روان‎شناسی شناختی-رفتاری، راهبردهای مقابله را به‌منزله سازگاری روانی قلمداد می‎کنند. انتخاب راه‎های مقابله مناسب در برابر فشارهای روانی، می‎تواند از تأثیر تنیدگی بر سلامت روانی فرد بکاهد و به سازگاری روانی بینجامد. از طرفی، در نظریه مکانیزم‎های دفاعی با نحوه مقابله به‎عنوان خصوصیت شخصیتی برخورد شده است؛ در حالی که فولکمن و لازاروس آن را برای پیش‎بینی کیفیت مقابله فردی ناکافی تلقی می‎کنند. بنابراین، به دلیل نقش دائماً در حال تغییر مقابله، بهتر است نه‎تنها آنچه که فرد"هست"، بلکه به آنچه که انجام می‎دهد توجه شود. طبیعت چندبعدی مقابله ایجاب می‎کند که از آن برداشت‎های متفاوتی ارائه شود و گاهی به‎عنوان منبع شخصیتی و گاهی به‎عنوان پاسخ به آن توجه شود. با توجه به این نظریه، تنیدگی در تعامل فرد و محیط قرار دارد، نه در رویداد و درون فرد، و در مواردی به کار گرفته می‎شود که پاسخ‎های عادی، ناکافی باشد.

 مقابله با بحران یا سبک‎های مقابله‎ای، عبارت است از تلاش‎های فکری و رفتاری مستمر که برای برآوردن نیازهای خاص درونی یا بیرونی فرد به کار می‎رود و ممکن است مطابق یا بیشتر از منابع فرد باشد. مقابله با بحران شامل سه بخش عمده است:

١. شناخت و درک موقعیت‎های سخت، ارزیابی و سازماندهی مجدد؛

٢. رفتار مناسب با اقدام به از بین بردن موانع؛

٣. جلوگیری از هیجانات شدید (قریشی‎راد، 1389).

برخی از پژوهشگران (ماتیوس[21] و زیدنر،[22] 2000؛ نقل از: هانا و نیکلا، 2003) هوش هیجانی را در مورد انتخاب راهبردهای مقابله‎ای سازش‎یافته مؤثر دانسته‎اند. نتایج پـژوهش سیاروچـی، دین و اندرسـون (2002) میان هوش هیجانی پایین و مقابله سازش‎نایافته، ارتباط معناداری را نشان می‎دهند. هانا و نیکلا (2003) بر این باورند که افراد دارای هوش هیجانی بالا به این دلیل که با دقت حالت‎های هیجانی خود را درک و ابراز می‎کنند و می‎دانند چگونه و چه زمانی احساس‎های خود را بیان و به‎گونه‎ای کارآمد حالت‎های خلقی خود را تنظیم کنـند، مقابله موفق‎تری دارند. باستین و دیگران (2005) نیز به این نتیجـه دسـت یافتـند که هـوش هیجـانی بالا با سبک‎های مسئلـه‎محور کـارآمد، رضایت زندگی بیشتر و اضـطراب کمتـر ارتبـاط دارد. کارادمـاس (2006) در پژوهشی به این نتیجه دست یافت که مؤلفه‌های هوش هیجانی جنبه‎های مختلف بهزیستی روانی، از جمله رضایت از زنـدگی را تعدیل می‎کند و باعث گسترش استـفاده از سبک‎های مقابله‎ای مسئله‎محور و تنظیم هیجان‎ها می‎شود. کشاورز، مهرابی و سلطانی‎زاده (1388) نشان دادند که رضایت از زندگی با سبک مقابله مسئلـه‎محور ارتـباط مثبت و با سبک مقابله هیجان‎محور ارتباط منفی دارد. نتایج پژوهش چنگ (2010) نیز نشان می‎دهد که استفاده زوج‎ها از سبک‎های مقابله مسئله‎محور به رضایت زناشویی بیشتـر منتهی می‎شود و به‎کارگیری سبک‎های مقابله‎ای هیجان‎محور و اجتناب‎محور با رضایت زناشویی ارتباط معکوس دارد (شاهقلیان، مهناز 1391).

روش

از آنجا که این تحقیق قصد دارد به تعیین رابطه میان متغیر هوش هیجان و سبک‎های مقابله‎ای با رضایت زناشویی بپردازد، روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است.

جامعه آماری در این پژوهش کلیه طلاب و روحانیان افغانستانی مشغول به تحصیل در مراکز آموزشی جامعه المصطفی العالمیه در سال تحصیلی 1399 بود. برای انتخاب نمونه تعداد 200 نفر از روحانیون و طلاب که در دسترس بودند به روش نمونه‎گیری تصادفی انتخاب شدند.

با توجه به موضوع تحقیق برای گردآوری اطلاعات مورد نیاز درباره هوش هیجانی، سبک‎های مقابله‎ای و رضایت زناشویی از سه پرسش‌نامه زیر استفاده شد.

  1. پرسش‌نامه هوش هیجانی نوکا و آهیااوزو؛ این پرسش‌نامه که توسط دو نفر به نام‎های نوکا و آهیااوزو، ابداع شده و به نام خودشان هم ثبت شده است، دارای 16 پرسش است و از روش پنج درجه‎ای لیکرت (از 1=کاملاً مخالفم تا 5=کاملاً موافقم) برای نمره‎گذاری استفاده می‎شود. این پرسش‌نامه دارای 4 مؤلفه خودآگاهی، خودمدیریتی، دیگرآگاهی و دیگرمدیریتی است. برای تعیین روایی پرسش‌نامه از روایی محتوا استفاده شده است؛ بدین صورت که پرسش‌نامه، در اختیار تعدادی از صاحب‎نظران سازمان و مدیریت قرار گرفته است، در نتیجه مواردی جهت اصلاح پیشنهاد شد و سرانجام پس از اعمال اصلاحات در پاره‎ای از موارد پرسش‌نامه نهایی مورد استفاده قرار گرفت. در پژوهش قهرمانی (1393) پایایی پرسش‌نامه براساس روش آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه با استفاده از نرم‎افزار SPSS به دست آمده است و درنهایت بر روی گروه نمونه آماری اصلی به اجرا گذاشته شد، 87/0 گزارش شده است. گفتنی است چنانچه ضریب آلفای کرونباخ بیش از 7/0 محاسبه شود، پایایی پرسش‌نامه مطلوب ارزیابی می‎شود.
  2. پرسش‌نامه سبکهای مقابلهای؛ بیلینگز و موس، در پی دستیابی به روش آسان و معتبر برای ارزیابی پاسخ‎های مقابله، مقطعی از بزرگسالان را مورد مطالعه قرار دادند. از پاسخ‎دهندگان خواسته شد یک بحران شخصی یا یک حادثه استرس‎زا را که به تازگی تجربه کرده‎اند، در نظر آورند و با توجه به اینکه چگونه با آن رویداد درگیر شده‎اند، 19 ماده پرسشنامه را به صورت بلی/ خیر تکمیل کنند. پاسخ‌های مقابله با توجه به روایی صوری به مطالعه رفتاری فعال، شناختی فعال و اجتماعی تقسیم شد. در این مورد پایایی‎های همسانی درونی برای سه خرده‎مقیاس از 44/0 تا 80/0 گزارش شده است. با اینکه هیچ همبستگی معناداری میان شدت و رویداد زندگی با مقابله به دست نیامد، اما نظرات مقابله به‎طور معناداری قدرت پیش‎بینی سطوح استرس را افزایش داد. آن دو در سال 1984 کار خود را با بررسی رفتارهای مقابله‎ای در گروهی از بیماران افسرده دنبال کردند. تعداد پاسخ‎های مقابله‎ای را به 32 ماده افزایش دادند و به جای بلی / خیر یک مقیاس لیکرت 4 نقطه‎ای به کار بردند. برحسب این انتخاب 0 تا 3 نمره به پاسخ فرد تعلق می‎گیرد. در این پرسشنامه جدید 5 نوع راهبرد مقابله‎ای مشخص شد: 5 ماده مربوط به مقابله متمرکز بر ارزیابی شناختی، 3 ماده مربوط به مقابله متمرکز بر حل مسئله، 11 ماده مربوط به مقابله متمرکز بر هیجان، 4 ماده مربوط به مقابله مبتنی بر جلب حمایت اجتماعی و 9 ماده مربوط به مقابله متمرکز بر مهار جسمانی یا جسمانی کردن مشکلات می‎باشد. ضریب پایایی بازآزمایی آن 79/0 گزارش شده است و برای خرده‎مقیاس حل مسئله 90/0، برای مقابله مبتنی بر مهار هیجانی 65/0، برای مقابله مبتنی بر ارزیابی شناختی 68/0، برای مقابله مبتنی بر جسمانی کردن مشکلات 90/0 و برای مقابله مبتنی بر جلب حمایت اجتماعی 90/0 حاصل شده است. اعتبار همسانی درونی این پرسشنامه از 41/0 تا 66/0 گزارش شده است (حسینی قدمگانی، 1376).
  3. پرسش‌نامه رضایت زناشویی اینریچ؛ پرسش‌نامه‎های بسیاری برای سنجش رضایت زناشویی توسط شخصی به نام اینریچ طراحی و تدوین شده است. فرم‎های بلند با تعداد پرسش‎های بسیار 15، 35، 47 و 115 سؤالی. پرسش‌نامه استفاده‎شده در این پژوهش، فرم کوتاه آن است و این پرسش‌نامه در ایران توسط عرب‎دوستی، نخعی و خانجانی (1394) اعتباریابی شده است. این پرسشنامه که دارای 15 پرسش است، از دو مقیاس 10 و 5 سؤالی تشکیل شده است. حیطه 10 سؤالی روابط زناشویی را اندازه‎گیری می‎کند (مانند مقوله ارتباطات و مقوله جنسی) و 5 سؤال دیگر، پرسش‌های انحرافی آرمان‎گرایانه را تشکیل می‎دهند. این پرسش‌نامه براساس طیف پنج گزینه‎ای لیکرت با پرسش‎هایی (مانند همسرم بدخلقی‎های مرا در هر شرایطی کاملاً درک کرده و با من همدردی می‌کند) به سنجش رضایت زناشویی می‎پردازد. در پژوهش (عرب علیدوستی و همکاران، (1394) روایی محتوایی و صوری و ملاکی این پرسشنامه مناسب ارزیابی شده است؛ همچنین، ضریب آلفای کرونباخ محاسبه‎شده در پژوهش (عرب علیدوستی و همکاران، (1394) برای این پرسشنامه بالای 7/0 برآورد شد.

یافتههای پژوهش

شاخص‎های توصیفی که از پژوهش به دست آمد به این شرح زیر است:

جدول 1: توصیف شرکتکنندگان براساس سن

سن

تعداد

درصد

درصد تجمعی

۲۰-35

۳۳

16.5

17.0

۳۶-40

۳۱

15.5

32.5

۴۱-45

۸۸

44.0

76.5

۴۶-60

۴8

23.5

۱۰۰

کل

۲۰۰

۱۰۰

 

 

همان‎طور که در جدول ۱ مشاهده می‎شود، 16.5 درصد از ۲۰۰ نفر شرکت‎کننده در این تحقیق در گروه سنی ۲۰ تا ۳۵ سال، 15.5 درصد ۳۶ تا ۴۰ سال، ۴۴ درصد ۴۱ تا ۴۵ سال و 23.5 درصد در رده سنی ۴۶ سال به بالا قرار دارند. بیشتر شرکت‎کنندگان در رده سنی ۴۱ تا ۴۵ سال هستند.

جدول 2: توصیف شرکتکنندگان براساس سطح تحصیلات

سطح تحصیلات

تعداد

درصد

درصد تجمعی

کارشناسی

۱۹

9.5

11.0

کارشناسی ارشد

۱۰6

54.5

62.5

دکتری

۷۵

37.5

۱۰۰

کل

۲۰۰

۱۰۰

 

 

همان‎طور که در جدول ۲ مشاهده می‎شود، 9.5 درصد از شرکت‎کنندگان در سطح کارشناسی، 54.5 درصد در سطح کارشناسی ارشد و 37.5 درصد باقی‎مانده در سطح دکتری تحصیل کرده‎اند. بیشترین درصد متعلق به سطح کارشناسی ارشد است.

جدول 3: توصیف پارامتریک رضایت زناشویی

پارامترها

رضایت زناشویی

رضایت

آرمانگرایی

میانگین

۵۳٫۹۴

۳۶٫۳۳

۱۷٫۶۱

خطای استاندارد میانگین

۰٫۶۸۳۲۸

۰٫۴۶۸۳۵

۰٫۲۷۲۷۸

میانه

۵۳٫۵۷۱۴

۳۵٫۹۰۳۲

۱۷٫۶۵۹۶

مد

۵۴

۳۳

۱۸

انحراف استاندارد

۹٫۶۶۲۹۸

۶٫۶۲۳۴۸

۳٫۸۵۷۷۶

واریانس

۹۳٫۳۷۳

۴۳٫۸۷

۱۴٫۸۸۲

چولگی

۰٫۴۴۹

۱٫۰۳۹

-۰٫۱۸

خطای استاندارد چولگی

۰٫۱۷۲

۰٫۱۷۲

۰٫۱۷۲

کشیدگی

۰٫۷۷۷

۴٫۳۹۲

-۰٫۴۹۹

خطای استاندارد کشیدگی

۰٫۳۴۲

۰٫۳۴۲

۰٫۳۴۲

دامنه

۵۵

۵۰

۱۸

کمترین مقدار

۳۳

۱۸

۷

بیشترین مقدار

۸۸

۶۸

۲۵

مجموع

۱۰۷۸۸

۷۲۶۶

۳۵۲۲

 

همان‎گونه که در جدول 3 آمده است، در متغیر رضایت زناشویی پارامتر میانگین به میزان 53.94، خطای استاندارد میانگین در سطح 0.68، پارامتر میانه به مقدار 53.57، مد در حد ۵۴، انحراف استاندارد به میزان 9.66، شکل توزیعی واریانس در سطح 93.37، چولگی در حد 0.44، خطای استاندارد چولگی در سطح 0.17، کشیدگی به میزان 0.77، خطای استاندارد کشیدگی در حد 0.34، سنجش دامنه به مقدار ۵۵، کمترین مقدار ۳۳ و بیشترین مقدار ۸۸ و درنهایت مجموع مقادیر ۱۰۷۸۸ است. برای مؤلفه رضایت زناشویی پارامتر میانگین به میزان 36.33، خطای استاندارد میانگین در سطح 0.46، پارامتر میانه به مقدار 53.9، مد در حد 33، انحراف استاندارد به میزان 6.62، شکل توزیعی واریانس در سطح 43.87، چولگی در حد 1.03، خطای استاندارد چولگی در سطح 0.17، کشیدگی به میزان 4.39، خطای استاندارد کشیدگی در حد 0.34، سنجش دامنه به مقدار ۵۰، کمترین مقدار ۱۸ و بیشترین مقدار ۶۸ و درنهایت مجموع مقادیر ۷۲۶۶ است. برای مؤلفه انحرافی آرمان‎گرایانه پارامتر میانگین به میزان 17.61، خطای استاندارد میانگین در سطح 0.27، پارامتر میانه به مقدار 17.65، مد در حد ۱۸، انحراف استاندارد به میزان 3.85، شکل توزیعی واریانس در سطح 14.88، چولگی در حد 0.1-، خطای استاندارد چولگی در سطح 0.17، کشیدگی به میزان 0.49-، خطای استاندارد کشیدگی در حد 0.34، سنجش دامنه به مقدار ۱۸، کمترین مقدار ۷ و بیشترین مقدار ۲۵ و درنهایت مجموع مقادیر ۳۵۲۲ است.

جدول 4: توصیف پارامتریک سبکهای مقابلهای

پارامترها

راهبردها

شناختی

حل مسئله

هیجان

اجتماعی

جسمانی

میانگین

۴۸٫۹۷۵

۱۱٫۴۲۵

۵٫۹۹۵

۱۵٫۲۱

۴٫۵۲

۱۱٫۸۲۵

خطای استاندارد میانگین

۱٫۱۸۲۰۸

0٫۲۸۳۲۴

0٫۱۹۱۹۹

0٫۴۴۳۹۸

0٫۱۸۰۷۲

0٫۴۰۹۱۶

میانه

۴۳٫۴۶۱۵

۱۰٫۹۱۳۸

۵٫۸۱

۱۴٫۱۵۷۹

۳٫۸۹۸۷

۱۰٫۵۱۸۵

مد

۳۷

۱۰

۵

۱۰

۳

۷

انحراف استاندارد

۱۶٫۷۱۷۱۱

۴٫۰۰۵۵۷

۲٫۷۱۵۱۱

۶٫۲۷۸۷۷

۲٫۵۵۵۸۳

۵٫۷۸۶۳۴

واریانس

۲۷۹٫۴۶۲

۱۶٫۰۴۵

۷٫۳۷۲

۳۹٫۴۲۳

۶٫۵۳۲

۳۳٫۴۸۲

چولگی

0٫۴۳۲

۳٫۰۱۹

۲٫۳۱۵

0٫۳۴۸

۱٫۵۲۸

0٫۶۲۷

خطای استاندارد چولگی

0٫۱۷۲

0٫۱۷۲

0٫۱۷۲

0٫۱۷۲

0٫۱۷۲

0٫۱۷۲

کشیدگی

-1٫035

۲۳٫۷۰۱

۱۶٫۷۸۶

-0٫۷۶۲

۵٫۸۸۵

-0٫۱۴۲

خطای استاندارد کشیدگی

0٫۳۴۲

0٫۳۴۲

0٫۳۴۲

0٫۳۴۲

0٫۳۴۲

0٫۳۴۲

دامنه

۷۲

۴۲

۲۷

۳۰

۲۰

۳۰

کمترین مقدار

۱۵

۳

0٫۰

۳

0٫۰

۳

بیشترین مقدار

۸۷

۴۵

۲۷

۳۳

۲۰

۳۳

مجموع

۹۷۹۵

۲۲۸۵

۱۱۹۹

۳۰۴۲

۹۰۴

۲۳۶۵

 

نتایج جدول 4 نشان می‎دهد، برای راهبردهای مقابله‎ای پارامتر میانگین در سطح 48٫97، خطای استاندارد میانگین در حد 1.18، میانه به میزان 43.46، مد در سطح 37، انحراف استاندارد در حد 16.71، شکل توزیعی واریانس در سطح 279.46، چولگی به میزان 0.43، خطای استاندارد چولگی به مقدار 0.17، کشیدگی به میزان 1.3-، خطای استاندارد کشیدگی در سطح 0.34، سنجش دامنه به میزان ۷۲، کمترین مقدار ۱۵، بیشترین مقدار ۸۷ و درنهایت مجموع مقادیر ۹۷۹۵ است. برای مؤلفه مقابله متمرکز بر ارزیابی شناختی پارامتر میانگین در سطح 11.42، خطای استاندارد میانگین در حد 0.28، میانه به میزان 10.91، مد در سطح ۱۰، انحراف استاندارد در حد ۴، شکل توزیعی واریانس در سطح 16.4، چولگی به میزان 3.1، خطای استاندارد چولگی به مقدار 0.17، کشیدگی به میزان 23.7، خطای استاندارد کشیدگی در سطح 0.34، سنجش دامنه به میزان ۴۲، کمترین مقدار ۳، بیشترین مقدار ۴۵ و درنهایت مجموع مقادیر ۲۲۸۵ است. برای مؤلفه مقابله‎ متمرکز بر حل مسئله پارامتر میانگین در سطح 5.99، خطای استاندارد میانگین در حد 0.19، میانه به میزان 5.81، مد در سطح 5، انحراف استاندارد در حد 2.71، شکل توزیعی واریانس در سطح 7.37، چولگی به میزان 2.31، خطای استاندارد چولگی به مقدار 0.17، کشیدگی به میزان 16.78، خطای استاندارد کشیدگی در سطح 0.34، سنجش دامنه به میزان ۲۷، کمترین مقدار ۰، بیشترین مقدار ۲۷ و درنهایت مجموع مقادیر ۱۱۹۹ است. برای مؤلفه مقابله‎ متمرکز بر هیجان پارامتر میانگین در سطح 15.21، خطای استاندارد میانگین در حد 0.44، میانه به میزان 14.15، مد در سطح ۱۰، انحراف استاندارد در حد 6.24، شکل توزیعی واریانس در سطح 39.42، چولگی به میزان 0.34، خطای استاندارد چولگی به مقدار 0.17، کشیدگی به میزان 0.76-، خطای استاندارد کشیدگی در سطح 0.34، سنجش دامنه به میزان ۳۰، کمترین مقدار ۳، بیشترین مقدار ۳۳ و درنهایت مجموع مقادیر ۳۰۴۲ است. برای مؤلفه مقابله‎ متمرکز مبتنی بر جلب حمایت اجتماعی پارامتر میانگین در سطح 4.52، خطای استاندارد میانگین در حد 0.18، میانه به میزان 3.89، مد در سطح ۳، انحراف استاندارد در حد 2.55، شکل توزیعی واریانس در سطح 6.53، چولگی به میزان 1.52، خطای استاندارد چولگی به مقدار ۱۷/۰، کشیدگی به میزان ۸۸/۵، خطای استاندارد کشیدگی در سطح 0.34، سنجش دامنه به میزان ۲۰، کمترین مقدار ۰، بیشترین مقدار ۲۰ و درنهایت مجموع مقادیر ۹۰۴ است. برای مؤلفه مقابله‎ متمرکز بر مهار جسمانی پارامتر میانگین در سطح 11.82، خطای استاندارد میانگین در حد 0.4، میانه به میزان 10.51، مد در سطح ۷، انحراف استاندارد در حد 5.78، شکل توزیعی واریانس در سطح 33.48، چولگی به میزان 0.62، خطای استاندارد چولگی به مقدار 0.17، کشیدگی به میزان 0.14-، خطای استاندارد کشیدگی در سطح 0.34، سنجش دامنه به میزان ۳۰، کمترین مقدار 3، بیشترین مقدار ۳۳ و درنهایت مجموع مقادیر ۲۳۶۵ است.

جدول 5: توصیف پارامتریک هوش هیجانی

پارامترها

هوش هیجانی

خودآگاهی

خودمدیریتی

دیگرآگاهی

دیگرمدیریتی

میانگین

۵۹٫۶۹۵

۱۴٫۹۵

۱۵٫۷۸۵

۱۲٫۹۳۵

۱۶٫۰۲۵

خطای استاندارد میانگین

0٫۵۰۲۴۲

0٫۱۷۰۳۹

0٫۱۶۵۳۲

0٫۲۰۵۹۵

0٫۱۷۲۲۵

میانه

۵۹٫۳۴۴۸

۱۵٫۰۸۱۱

۱۵٫۷۳۹۱

۱۳٫۰۷۶۹

۱۶٫۱۴۱۲

مد

۵۷

۱۵

۱۶

۱۴

۱۶

انحراف استاندارد

۷٫۱۰۵۲۴

۲٫۴۰۹۶۷

۲٫۳۳۷۹۷

۲٫۹۱۲۵۹

۲٫۴۳۵۹۹

واریانس

۵۰٫۴۸۴

۵٫۸۰۷

۵٫۴۶۶

۸٫۴۸۳

۵٫۹۳۴

چولگی

0٫۳۲ -

0٫۵۴۱ -

0٫۱۰۰ -

0٫۱۱۴ -

0٫۷۶۰ -

خطای استاندارد چولگی

0٫۱۷۲

0٫۱۷۲

0٫۱۷۲

0٫۱۷۲

0٫۱۷۲

کشیدگی

0٫۷۶۸

۱٫۲۶

0٫۱۴۶ -

0٫۲۱۵ -

۱٫۴۱۸

خطای استاندارد کشیدگی

0٫۳۴۲

0٫۳۴۲

0٫۳۴۲

0٫۳۴۲

0٫۳۴۲

دامنه

۴۶

۱۵

۱۰

۱۵

۱۳

کمترین مقدار

۳۴

۵

۱۰

۵

۷

بیشترین مقدار

۸۰

۲۰

۲۰

۲۰

۲۰

مجموع

۱۱۹۳۹

۲۹۹۰

۳۱۵۷

۲۵۸۷

۳۲۰۵

 

همان‎گونه که در جدول 5 قابل مشاهده است، در متغیر هوش هیجانی پارامتر میانگین به میزان 59٫69، خطای استاندارد میانگین در سطح 0٫5، میانه به میزان 59٫34، مد در حد ۵۷، انحراف استاندارد در سطح 7٫1، شکل توزیعی واریانس به میزان 50٫48، چولگی در حد 0٫23-، خطای استاندارد چولگی به میزان 0٫17، کشیدگی در سطح 0٫76، خطای استاندارد کشیدگی در حد 0٫34، سنجش دامنه در سطح 46، کمترین مقدار ۳۴، بیشترین مقدار ۸۰ و در آخر مجموع مقادیر ۱۱۹۳۹ است. برای مؤلفه خودآگاهی پارامتر میانگین به میزان 14.95، خطای استاندارد میانگین در سطح 0.17، میانه به میزان 15.8، مد در حد ۱۵، انحراف استاندارد در سطح 2.4، شکل توزیعی واریانس به میزان 5.8، چولگی در حد 0.54-، خطای استاندارد چولگی به میزان 0.17، کشیدگی در سطح 1.26، خطای استاندارد کشیدگی در حد 0.34، سنجش دامنه در سطح ۱۵، کمترین مقدار ۵، بیشترین مقدار ۲۰ و در آخر مجموع مقادیر ۲۹۹۰ است. برای مؤلفه خودمدیریتی پارامتر میانگین به میزان 15.78، خطای استاندارد میانگین در سطح 0.16، میانه به میزان 15.73، مد در حد ۱۶، انحراف استاندارد در سطح 2.33، شکل توزیعی واریانس به میزان 5.46، چولگی در حد 0.1-، خطای استاندارد چولگی به میزان 0.17، کشیدگی در سطح 0.14-، خطای استاندارد کشیدگی در حد 0.34، سنجش دامنه در سطح ۱۰، کمترین مقدار ۱۰، بیشترین مقدار ۲۰ و در آخر مجموع مقادیر ۳۱۵۷ است. برای مؤلفه دیگرآگاهی پارامتر میانگین به میزان 12.93، خطای استاندارد میانگین در سطح 0.2، میانه به میزان 13.7، مد در حد ۱۴، انحراف استاندارد در سطح 2.91، شکل توزیعی واریانس به میزان 8.48، چولگی در حد 0.11-، خطای استاندارد چولگی به میزان 0.17، کشیدگی در سطح 0.21-، خطای استاندارد کشیدگی در حد 0.34، سنجش دامنه در سطح ۱۵، کمترین مقدار ۵، بیشترین مقدار ۲۰ و در آخر مجموع مقادیر ۲۵۸۷ است. برای مؤلفه دیگر مدیریتی پارامتر میانگین به میزان 16.2، خطای استاندارد میانگین در سطح 0.17، میانه به میزان 17.14، مد در حد ۱۶، انحراف استاندارد در سطح 2.43، شکل توزیعی واریانس به میزان 5.93، چولگی در حد 0.76-، خطای استاندارد چولگی به میزان 0.17، کشیدگی در سطح 1.41، خطای استاندارد کشیدگی در حد 0.34، سنجش دامنه در سطح ۱۳، کمترین مقدار 7، بیشترین مقدار 20 و در آخر مجموع مقادیر ۳۲۰۵ است.

جدول 6: همبستگی رضایت زناشویی و مؤلفههای هوش هیجانی

متغیرها

رضایت زناشویی

خودآگاهی

0٫۱۹۷**

خودمدیریتی

0٫۳۹۸**

دیگرآگاهی

0٫۹۷

دیگرمدیریتی

0٫۱۳۹*

همان‎طور که در جدول 6 مشاهده می‎کنید، رضایت زناشویی و مؤلفه خودآگاهی در سطح 0.19، و مؤلفه خودمدیریتی در حد 0.39، و مؤلفه دیگرمدیریتی در سطح 0.13 رابطه مثبت معنادار برقرار است. در مقابل رضایت زناشویی و مؤلفه دیگرآگاهی رابطه ندارند.

جدول 7: همبستگی رضایت زناشویی و مؤلفههای راهبردهای مقابلهای

متغیرها

رضایت زناشویی

شناختی

0٫۱۲۲

حل مسئله

0٫۱6۷

هیجان

0٫۱۷۲-*

اجتماعی

0٫۴۴ -

جسمانی

0٫۱۲۷ -

 

همان‎گونه که در جدول 7 مشاهده می‎کنید، میان رضایت زناشویی و مؤلفه حل مسئله راهبردهای مقابله‎ای در سطح 0.016 رابطه معنادار برقرار است. رضایت زناشویی و مؤلفه مقابله متمرکز بر هیجان در سطح 0.17- رابطه منفی معنادار دارند. رضایت زناشویی و مؤلفه مقابله متمرکز بر ارزیابی شناختی و مؤلفه مقابله مبتنی برجلب حمایت اجتماعی، و مؤلفه مقابله متمرکز بر مهار جسمانی رابطه معنادار ندارند.

جدول 8: همبستگی هوش هیجانی و مؤلفههای سبکهای مقابلهای

متغیرها

هوش هیجانی

شناختی

0٫۳۵۸**

حل مسئله

0٫۳۱۸**

هیجانی

0٫۵۰

اجتماعی

0٫۵۶

جسمانی

0٫۳۷

 

همان‎گونه که در جدول 8 مشاهده می‎کنید، هوش هیجانی و مؤلفه مقابله متمرکز بر ارزیابی شناختی در سطح 0.35، و مؤلفه مقابله متمرکز بر حل مسئله در سطح 0.31 همبستگی معنادار دارند. در مقابل میان هوش هیجانی و مؤلفه مقابله متمرکز بر هیجان، و مؤلفه مقابله متمرکز مبتنی بر جلب حمایت اجتماعی، و مؤلفه مقابله متمرکز بر مهار جسمانی همبستگی برقرار نیست.

جدول 9: همبستگی هوش هیجانی و مؤلفههای رضایت زناشویی

متغیرها

هوش هیجانی

رضایت زناشویی

0٫۲۵۳**

آرمان‎گرایانه

0٫۲۷۹**

همان‎گونه که در جدول 9 مشاهده می‎کنید، هوش هیجانی و مؤلفه رضایت زناشویی در سطح 0.25 رابطه مثبت معنادار دارند. همچنین میان هوش هیجانی و مؤلفه انحرافی آرمان‎گرایانه در حد 0.27 همبستگی مثبت برقرار است.

جدول 10: همبستگی سبکهای مقابلهای و مؤلفههای رضایت زناشویی

متغیرها

راهبردهای مقابله‎ای

رضایت

0٫۵۵ -

آرمان‎گرایانه

0٫۷۰ -

 

همان‎گونه که در جدول 10 مشاهده می‎کنید، راهبردهای مقابله‎ای با هیچ‎یک از مؤلفه‎های رضایت زناشویی رابطه معنادار ندارد.

جدول 11: همبستگی سبکهای مقابلهای و مؤلفههای هوش هیجانی

متغیرها

راهبردهای مقابله‎ای

خودآگاهی

0٫۷۵

خودمدیریتی

0٫۵۳

دیگرآگاهی

0٫۲۴۲**

دیگرمدیریتی

0٫۱۰۲

 

همان‎گونه که در جدول 11 مشاهده می‎کنید، میان راهبردهای مقابله‎ای و مؤلفه دیگرآگاهی در سطح 0.24 رابطه معنادار برقرار است. در مقابل راهبردهای مقابله‎ای و مؤلفه خودآگاهی، و مؤلفه خودمدیریتی، و دیگرمدیریتی رابطه‎ای ندارند.

جدول 12: همبستگی مؤلفههای رضایت زناشویی و مؤلفههای سبکهای مقابلهای

متغیرها

رضایت

آرمان

شناختی

0.117

0.105

حل‎ مسئله

0.11

0.13

هیجان

0.169-*

0.141-*

اجتماعی

0.35-

0.51-

جسمانی

0.92-

0.16-*

 

همان‎طور که در جدول 12 مشاهده می‎کنید، مؤلفه مقابله متمرکز بر هیجان و مؤلفه رضایت زناشویی در سطح 0.16-، و مؤلفه انحرافی آرمان‎گرایانه در حد 0.14- رابطه منفی معنادار دارند. بین مؤلفه مقابله متمرکز بر مهار جسمانی یا جسمانی کردن مشکلات و مؤلفه انحرافی آرمان‎گرایانه در سطح 0.16- رابطه منفی معنادار برقرار است. بین دیگر مؤلفه‎ها رابطه‎ای برقرار نیست.

جدول 13: همبستگی مؤلفههای هوش هیجانی و مؤلفههای سبکهای مقابلهای

متغیرها

خودآگاهی

خودمدیریتی

دیگرآگاهی

دیگرمدیریتی

شناختی

0.258**

0.299**

0.226**

0.231**

حل ‎مسئله

۲۳۳/۰**

۱۷۷/۰*

۳۱۵/۰**

۱۵/۰*

هیجان

۳/۰-

۷۵/۰-

۱۵۷/۰*

۶/۰

اجتماعی

۳۲/۰

۱۲/۰-

۱۵۶/۰*

۴۵/۰-

جسمانی

۵۲/۰-

۴۹/۰-

۱۵۶/۰*

۱۹/۰

 

همان‎طور که در جدول 13 مشاهده می‎کنید، مؤلفه مقابله متمرکز بر ارزیابی شناختی و مؤلفه خودآگاهی در سطح ۲۵/۰، و مؤلفه خودمدیریتی در حد ۲۹/۰، و مؤلفه دیگرآگاهی در سطح ۲۲/۰، و مؤلفه دیگرمدیریتی در حد ۲۳/۰ رابطه مثبت معنادار دارند. میان مؤلفه مقابله متمرکز بر حل مسئله و مؤلفه خودآگاهی در حد 0.23، و مؤلفه خودمدیریتی در سطح 0.17، و مؤلفه دیگرآگاهی در حد 0.31، و مؤلفه دیگرمدیریتی در سطح 0.15 رابطه مثبت معنادار برقرار است. مؤلفه مقابله متمرکز بر هیجان با مؤلفه دیگرآگاهی در سطح 0.15، مؤلفه مقابله مبتنی بر جلب حمایت اجتماعی با مؤلفه دیگرآگاهی در سطح 0.15، مؤلفه مقابله متمرکز بر مهار جسمانی با مؤلفه دیگرآگاهی در حد 0.15 همبستگی مثبت معنادار دارند. در مقابل مؤلفه مقابله متمرکز بر هیجان و مؤلفه‎های خودآگاهی، خودمدیریتی و دیگرمدیریتی رابطه‎ای ندارند. همچنین مؤلفه مقابله مبتنی بر جلب حمایت اجتماعی با مؤلفه‎های خودآگاهی، خودمدیریتی و دیگرمدیریتی رابطه ندارد. مؤلفه مقابله متمرکز بر مهار جسمانی و مؤلفه‎های خودآگاهی، خودمدیریتی و دیگرمدیریتی رابطه‎ای ندارند.

جدول 14: همبستگی مؤلفههای رضایت زناشویی و مؤلفههای هوش هیجانی

متغیرها

رضایت زناشویی

آرمان‎گرایانه

خودآگاهی

0٫۱۴۸*

0٫۲۳۹**

خودمدیریتی

0٫۳۹۴**

0٫۳۲۲**

دیگرآگاهی

0٫۵۵

0٫۱۴۸*

دیگرمدیریتی

0٫۱۴۹*

0٫۹۳

 

همان‎گونه که در جدول 14 مشاهده می‎کنید، مؤلفه خودآگاهی و مؤلفه رضایت زناشویی در سطح 0.14، و مؤلفه انحرافی آرمان‎گرایانه در حد 0.23 رابطه مثبت معنادار دارند. میان مؤلفه خودمدیریتی و مؤلفه رضایت زناشویی در سطح 0.39، و مؤلفه انحرافی آرمان‎گرایانه در حد 0.32 همبستگی مثبت معنادار دارند. میان مؤلفه دیگرآگاهی و مؤلفه انحرافی آرمان‎گرایانه در سطح 0.14 رابطه مثبت معنادار برقرار است. همچنین مؤلفه دیگرمدیریتی و مؤلفه انحرافی آرمان‎گرایانه در حد 0.14 رابطه مثبت معنادار دارند. در مقابل مؤلفه دیگرآگاهی و مؤلفه رضایت زناشویی، مؤلفه دیگرمدیریتی و مؤلفه انحرافی آرمان‎گرایانه رابطه معنادار ندارند.

جدول 15: پیشبینی رضایت زناشویی براساس هوش هیجانی و سبکهای مقابلهای

متغیرهای پیشبین

همبستگی چندگانه

مجذور همبستگی چندگانه

مجذور همبستگی چندگانه تنظیم‎شده

دوربین- واتسون

 
 

خودمدیریتی

0٫۳۹۸

0٫۱۵۹

0٫۱۵۵

 

 

خودمدیریتی، مقابله هیجان

0٫۴۲۳

0٫۱۷۹

0٫۱۷۱

 

 

خودمدیریتی، مقابله هیجان، مقابله حل مسئله

0٫۴۴۵

0٫۱۹۸

0٫۱۸۶

۱٫۷۷۳

 

همان‎گونه که در جدول 15 مشاهده می‎کنید، متغیر رضایت زناشویی به‎عنوان متغیر وابسته و متغیرهای هوش هیجانی و راهبردهای مقابله‎ای و مؤلفه‎های آنها به‎عنوان متغیر پیش‎بین وارد معادله رگرسیون گام‎به‎گام شد. از بین متغیرهای پیش‎بینی‎کننده سه مؤلفه در سه مرحله می‎تواند رضایت زناشویی را پیش‎بینی کند. به‎گونه‎ای که در مرحله اول مؤلفه خودمدیریتی به‎تنهایی ۳۹ درصد از واریانس رضایت زناشویی را می‎تواند پیش‎بینی کند. به همین صورت در مرحله دوم مؤلفه خودمدیریتی و مؤلفه مقابله متمرکز بر هیجان تا ۴۲ درصد از رضایت زناشویی را پیش‎بینی می‎کنند. در مرحله سوم مؤلفه خودمدیریتی، مؤلفه مقابله متمرکز بر هیجان و مؤلفه متمرکز بر حل مسئله به میزان ۴۴ درصد از رضایت از زناشویی را می‎توانند پیش‎بینی کنند.

نتیجهگیری

در این پژوهش به صورت کلی، این نتیجه به دست آمد که میان متغیر رضایت زناشویی، به‌منزله متغیر وابسته و متغیر هوش هیجانی به منزله متغیر فعال رابطه همبستگی و معنادار وجود دارد، اما میان متغیر رضایت زناشویی به صورت متغیر وابسته و متغیر سبک‎های مقابله‎ای به صورت متغیر فعال به صورت کلی رابطه و همبستگی معنادار دیده نشد.

اما به صورت جزئی و موردی برای رضایت زناشویی و هوش هیجانی و مؤلفه‎های آن نتایج زیر به دست آمد: رضایت زناشویی و مؤلفه خودآگاهی در سطح 019/0، و مؤلفه خودمدیریتی در حد 039/0، و مؤلفه دیگر مدیریتی در سطح 013/0 رابطه مثبت معنادار برقرار است. در مقابل رضایت زناشویی و مؤلفه دیگرآگاهی رابطه ندارند و همچنین میان رضایت زناشویی و سبک‎های مقابله‎ای و مؤلفه‎های آن نتایج زیر به دست آمد: میان رضایت زناشویی و مؤلفه مقابله متمرکز بر حل مسئله، در سطح 016/0 رابطه معنادار نشان داد و میان رضایت زناشویی مؤلفه مقابله متمرکز بر هیجان در سطح 017/0- رابطه منفی معنادار دارند. رضایت زناشویی و مؤلفه مقابله متمرکز بر ارزیابی شناختی، و مؤلفه مقابله مبتنی بر جلب حمایت اجتماعی، و مؤلفه مقابله متمرکز بر مهار جسمانی رابطه معنادار ندارند.

همچنین این نتیجه به دست آمد که متغیر رضایت زناشویی به‎عنوان متغیر وابسته و متغیرهای هوش هیجانی و راهبردهای مقابله‎ای و مؤلفه‎های آنها به‎عنوان متغیر پیش‎بین وارد معادله رگرسیون گام‎به‎گام شد. از میان متغیرهای پیش‎بینی‎کننده سه مؤلفه در سه مرحله می‎تواند رضایت زناشویی را پیش‎بینی کند به‎گونه‎ای که در مرحله اول مؤلفه خودمدیریتی به تنهایی 039/0 از واریانس رضایت زناشویی را می‎تواند پیش‎بینی کند. به همین صورت در مرحله دوم مؤلفه خودمدیریتی و مؤلفه مقابله متمرکز بر هیجان تا 042/0 از رضایت زناشویی را پیش‎بینی می‎کنند. در مرحله سوم مؤلفه خودمدیریتی، مؤلفه مقابله متمرکز بر هیجان و مؤلفه متمرکز بر حل مسئله به میزان 044/0 از رضایت از زناشویی را می‎توانند پیش‎بینی کنند.

 

[1]. Marital satisfaction

[2]. Marital conflict

[3]. Kewcheung

[4]. Yong' M. E.'& Long' L. L.

[5]. Marital adjustment

[6]. Ellis, A.

[7]. Rice, F. P

[8]. Mayer & Salovey

[9]. Reuven Bar-On

[10]. Nloller

[11]. Marital interaction

[12].  Negative affict reciprocity

[13].  Tit-for-tat

[14]. Noller,p.& Buzzene, M.

[15]. Rusbuit, c . e.Bissonnettd

[16]. Caspi, A

[17]. Elder, G .H

[18]. Ben, D . I

[19]. Carstensen. I

[20]. Levenson. R

[21]. Matthews, G

[22]. Zeidner, M.

1- بابایی، محمدعلی؛ مؤمنی، نونا (1384)، «تأثیر هوش هیجانی براثربخشی مدیران»، نشریه مدیریت تدبیر، شماره 166، ص36-39.
2- حسینی قدمگاهی، جواد ( 1376 ). کیفیت روابط اجتماعی، میزان استرس و راهبردهای مقابله با آن در بیماران کرونری قلب، پایاننامه کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، دانشگاه علوم پزشکی ایران، انستیتو روانپزشکی تهران.
3- داد مهر، علی اصغر. یحیوی، علی احمد. رضایی، کاظم. سنایی مهر، مجیب. مطالعات راهبردی ورزش و جوانان (27) 1394
4- رجبی؛ غلام رضا. موسویان نژاد؛ خلیل. تقی پور، منوچهر. رابطه‌ی سبک‌های دلبستگی و هوش هیجانی با رضایت و تعارض زناشویی معلمان زن متأهل. دو فصل نامه مشاوره کاربردی 49-46 . 1393.
5- سلیمانیان، علی‎اکبر؛ محمدی، اکرم (1388)، «بررسی رابطه هوش هیجانی و رضایت زناشویی»، پژوهشنامه بجنورد،  شماره 19، ص130.
6- شاه قلیان، مهناز. عبدالهی، افسانه. کافی، سیدموسی.رابط هوش هیجانی و سبکهای مقابله بارضایت زناشویی.روانشناسی تحول (27) 1390
7- شعبانی، جعفر (1393)، هوش هیجانی، چاپ اول، تهران.
8- عرب علیدوستی، علیرضا. نخعی، نوذر. خانجانی،نرگس. پایی وروایی پرسشنامه زناشویی کانزاس و اینریچ کوتاه شده به زبان فارسی. بهداشت و توسعه.(2) 1394.
9- بخشایش، علیرضا.پیش بینی رضایت زناشویی بر اساس هوش هیجانی و هوش معنوی زوجین. زن و جامعه.(2)1393
10- فرحبخش، کریمی. (1383) مقایسه‌ی میزان اثر بخشی مشاوره زناشویی به شیوه شناختی الیس، واقعیت درمانتی کلاسر و اختلاطی از آن دو در کاهش تعارضات زناشویی. پایان نامه‌ی دکتری دانشکده روانشناسی و علوم تر بیتی، دانشگاه علامه طباطبایی تهران.
11- قریشی راد، فخرالسادات (1389)، «اعتباریابی مقیاس مقابله با موقعیت‎های استرس‎زای اندلر و پارکر»، مجله علوم رفتاری، دوره 4، شماره 1.
12- قهرمانی، حمیدرضا(1393)، بررسی رابطه بین هوش هیجانی، عدالت سازمانی و تمایل به ترک شغل  کارکنان اداره کل ورزش و جوانان استان گیلان، پایان نامه کارشناسی ارشد مدیریت دولتی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت
13- کشاورز، ا.، مهرابی، ح. و سلطانیزاده، م. (1388 .(پیش بینی کننده‌ های روانشناختی رضایت از زندگی. فصلنامه روانشناسی تحولی: روانشناسان ایرانی، 22.
14- محمدخانی، پروانه ( 1389 ) آشفتگی ها وراه های افزایش رضایت زناشویی. تهران: نشر قطره.
1- Beach, s. & Finchan, F.(1994). Toward an integrated model of negative affectivity in marriage. In S. Johnson & L Greenberg.
2- Noller.p. & Ruzzene .M (1991) communication in marriage: the influence of affect and cognition. In G .J. fletcher& fincham (Eds). Hillsdale, N j: Eribaum.
3- Yong' M. E.'& Long' L. L.  (1998). Counseling and therapy for couple. New York
4- Kewcheung. S. (1996). Cognitive – behavioral therapy for narital conflict. Journal of family Psychology; 20 (2) ; 256-256.
5- Rice, F. P. (1996). Intimate relationships: Marriages and families. California: Mayfield Publishing Company.
6- Ellis, A. (1989). Rational-emotive couples therapy. Oxford: Pergamon Press.
7- Ahmadi’K.’ Nabipoor’ S. M. Kimiaee’ S. A’ & Afzali’ M. H.( 2010). Effect of family probem- solving on marital satisfaction. Jaournal of Applied Science’ 10 (8)’ 682-687.
8- Edalati’ A ‘ & Redzuan’M. (2010) Perception of women towrdsfamily valuses and teir marital satisfaction. Journal of American science’ 6 (4) ‘ 132- 137.
9- Aliakbari-Dedkordi  M. realationship between womensexual function marital adjustment. J Bbega Sci.2010 4 (3) (persion)
10- Hannah, R., & Nicola, S. (2003). Low emotional intelligence as a predictor of substance-use problems. Journal of Drug Education, 33, 391-398
11- Ciarrochi, J. V., Dean, F. P., & Anderson, S. (2002). Emotional intelligence moderates the relationship between stress and mental health. Journal of Personality and Individual Differences, 32, 192-209.
12- Bastian, V. A., Burns, N. R., & Nettelbeck, T. (2005). Emotional intelligence predicts life skills but not as well as personality and cognitive abilities. Personality and Individual Differences, 39 (6), 1135-1145.
13- Cheng, C. C. (2010). A study of inter-cultural marital conflict and satisfaction in Taiwan. International Journal of Intercultural Relations, 34 (4), 354- 362.
14- Karademas, E. C. (2006). Self-efficacy, social support and well-being: The mediating role of optimism. Personality and Individual Differences, 40, 1281-1290
15- Mayer, J. D., Caruso, D. R., & Salovey, P. (1999). Emotional intelligence meets traditional standard for intelligence. Intelligence, 27 (4), 267-298
16- Quinza nj. (2005). Attachment styles and emotional intelligence in marital satisfaction among Pakistani men and women . Tennessee State University,105 pages, AAT 3203170.