نقش مادر در تربیت دینی فرزندان با تأکید بر مراحل پیش از تولد و پس از آن

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

چکیده

تربیت فرزند به‎عنوان مهم‏ترین نقش والدین در آیات و روایات اسلامی مورد تأکید قرار گرفته است. در بیشتر نظریه‏های رشد شخصیت، مادر به‎عنوان فرد تأثیرگذار بر تربیت و رشد شخصیت کودک معرفی شده است. یکی از ساحت‏های تربیت، تربیت دینی است که دارای زمینه‏ها و عوامل متعددی است و در این میان مادر  نقش والایی دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش مادر در تربیت دینی فرزندان است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی با تحلیل مراحل پیش از تولد و پس از تولد است. براساس نتایج به دست آمده مادر به دو صورت در تربیت فرزند نقش دارد: الف) پیش از تولد: مادر با اصلاح و تقویت شناخت‏ها، عواطف و رفتارهای خود در راستای تربیت دینی، زمینۀ ایجاد چنین تربیتی را فراهم می‏آورد؛ ب) پس از تولد: در این دوران مادر با تقویت روحیه دینی فرزندان در انجام واجبات و ترک محرمات (الگوی عبادی)، دوری از رذائل اخلاقی (الگوی اخلاقی)، آموزش آداب اسلامی (الگوی آموزشی)، پرورش دینداری (الگوی پرورشی) و یادگیری از طریق مشاهدۀ رفتار (فرزند از طریق مشاهدۀ رفتار الگویی مادر از او تقلید می‏کند و رفتار خود را در امور دینی با وی منطبق می‏سازد) در تربیت دینی فرزندان نقش بسزایی ایفا می‏کند.

کلیدواژه‌ها


از دیرباز، تربیت یکی از موضوعات مورد علاقۀ بیشتر اندیشمندان و نظریه‎پردازان بوده است. «تربیت» در لغت به معنای رشد، افزایش یافتن و اصلاح چیزی آمده است. ابن‎منظور می‏گوید: «تربیت، از «ربو» به معنای زیادتی، رشد، نمو و نگهداری است» (ابن‎منظور، 1416ق). راغب اصفهانی، تربیت را «تغییر تدریجی امری می‏داند، به‎گونه‏ای که آن چیز به حد تمام برسد (الراغب، 1416ق). دانشمندان اسلامی با توجه به معنای لغوی تربیت، مفهوم پرورش دادن، شکوفا ساختن، رشد دادن و فراهم آوردن زمینه‏های به فعلیت رساندن استعدادهای درونی و بیرونی متربی را از آن برداشت کرده‏اند. استاد مرتضی مطهری می‏نویسد: تربیت، به معنای پرورش دادن استعدادهای درونی‏ای است که بالقوه در یک شئ موجود می‏باشد؛ یعنی آن توانایی‏های بالقوه را به فعلیت برساند (مطهری، 1371، ص6). برخی دیگر از صاحب‎نظران نیز تربیت را این‎گونه تعریف کرده‏اند: «تربیت، یعنی پرورش دادن استعدادهای مادی و معنوی و هدایت آن به سوی کمالاتی که خداوند در وجود آدمی قرار داده است» (صانعی، 1378، ص11).

تربیت اقسام متعددی دارد: 1. تربیت بدنی: پرورش دادن کودک، به‎گونه‎ای که بتواند با توانایی کامل، کارهای خود را انجام دهد و در برابر بیماری‎ها مقاوم باشد. به گفتة روان‏شناسان «عقل سالم در بدن سالم است» (شعاری‏نژاد، 1372، ص193)؛ 2. تربیت عقلی: عقل از ابعاد مهم وجود انسان است که در صورت شکوفایی متربی را در مسیر خیر و نیکی قرار می‏دهد و می‏تواند صاحبش را به سعادت و خوشبختی برساند؛ 3. تربیت عاطفی: احساس و عاطفه براساس تربیت، تقویت و یا تضعیف می‎شود. دوست داشتن و محبت سبب می‎شود انسان برای دستیابی به رضایت محبوب خود تلاش و کوشش نماید؛ 4. تربیت اخلاقی: اخلاق زیبا و رعایت آداب نیکو از تربیت اخلاقی درست سرچشمه می‎گیرد. مربی می‏تواند درس تقوا و خداترسی به کودک بیاموزد و از کودکی ضعیف و ناتوان، شخصیت بزرگ علمی و اخلاقی بسازد و تحویل جامعه دهد (میرعظیمی، 1396، ص16)؛ 5. تربیت اجتماعی: شخص به‎گونه‎ای تربیت شود که بتواند رابطه‎ای درست و صحیح با افراد اجتماع برقرار کند؛ 6. تربیت جنسی: به معنای فراهم آوردن زمینۀ رشد متناسب غریزه جنسی، همراه با رشد دیگر جنبه‏های جسمی و معنوی انسان و نیز پیشگیری از انحراف‏ها و لغزش‏های مربوط به آن است؛ 7. تربیت دینی: عبارت‎ است از مجموعه اعمال آگاهانه و هدف‏دار به منظور آموزش گزاره‏های معتبر یک دین به افراد دیگر، به‌نحوی که آن افراد در عمل و نظر به آن آموزه‎ها متعهد و پایبند شوند (داودی، 1386، ص26).

مربی دینی باید در اجرای فرایند تربیت دینی به فراهم ساختن زمینه دین‏پذیری و عمل کردن به دستورهای دین توسط متربی اهتمام ورزد. وی باید به‎گونه‏ای رفتار کند که متربی، خودبه‎خود و با رغبت به دین گرایش پیدا کند، معارف دین را فراگیرد، به آموزه‏های دینی ایمان بیاورد، به احکام دین عمل کند، به ارزش‏های دینی احترام بگذارد و از هر جهت، در برابر خواسته‏های آفریدگار جهان تسلیم شود. این کار درواقع همان بیدارسازی فطرت اولیۀ انسان است. در محیط خانه و خانواده نقش مادر به‎عنوان مربی فرزندان در پرورش دینی پررنگ‎تر است. بیشترین تأثیر مادر مربوط به دورۀ کودکی است. مادر در این دوره اعمال دینی را  همراه با فرزند برگزار می‌کند، او را با حالات و توجهات اعتقادی، عبادی و دعاها مأنوس می‏کند و بسیاری از مطالب دیگر را به او می‏آموزد. فراهم کردن زمینه‏های رشد جسمی و روحی و شکوفاسازی استعدادهای درونی و فطری فرزند در سه جنبۀ شناخت، ایمان و عمل از وظایف یک مادر و مربی شایسته است؛ به‎گونه‏ای که متربی خود به سوی کمال الهی و انسانی گام بردارد.

همۀ ادیان الهی برای مقام مادر ارزش والایی قائل هستند، ولی اسلام بیش از دیگر مکتب‏های دینی به این مسئله توجه کرده و به مادر احترام و عظمت بسیاری بخشیده است. با دقت در برخی آیات قرآن درمی‏یابیم خداوند از مادر به عظمت یاد کرده و مقام وی را ستوده است. بیان زحمت‏ها و رنج‏های مادر در قرآن کریم و همچنین دستور خداوند به احسان و نیکی به پدر و مادر، همه گواه جایگاه والای مادر است. خداوند متعال در آیه 14 سوره لقمان، پس از سفارش به احسان والدین، در آیه‏ای دیگر به رنج و زحمت‏هایی که مادر برای فرزند متحمل می‏شود، اشاره می‏کند و می‏فرماید: «مادرش او (فرزند) را با ناراحتی حمل می‏کند و با ناراحتی بر زمین می‏گذارد و دوران حمل و از شیر باز گرفتنش سی ماه است تا زمانی که به کمال و رشد برسد و به چهل سالگی برسد».[1]

الگوهای قرآنیِ مادر، همانند مادر حضرت عیسیg، مادر حضرت موسیg و مادر حضرت مریمh آشکارا به نقش مادر در تربیت فرزندان در مراحل جنینی و پس از آن و نیز تأثیر حالات روحی، اخلاقی و ایمانی مادران بر خلق‎و‎خو، حالات و رفتار فرزندان اشاره دارد. الهام وحی الهی به مادر حضرت موسیg (قصص، 7) و قداست و برگزیدگی حضرت مریمh به‎عنوان زن نمونه در میان زنان عالم، نشان از تربیت یافتن وی در دامان مادری چون همسر عمران است؛ زنی با این درجه از خداباوری و نیت الهی و معنوی، دورۀ بارداری خویش را در کمال تقواپیشگی و بندگی خالصانه سپری کرده و مراقب طهارت ظاهری، باطنی و دوری از آلایش‎ها‎ی‎ تأثیرگذار بر کودک خویش بوده است. کاوش‎های جدید علمی، بیان‎کننده آن است که حوادث محیطی و پیرامونی کودک از زمان تولد و حتی پیش از آن و در دورۀ جنینی، مانند تصورات افکار، حزن و اندوه او، رفتارها و عملکردهای مادر و نیز تغذیه، نظافت، گرفتن از شیر و آموزش دارای تأثیر کامل در تنظیم شکل‏گیری شخصیت آینده است. اسپاک در این زمینه می‎نویسد: «انسان پیش از تولد نه‎تنها در رحم مادر رشد می‎کند، تغذیه می‎شود و محیط گرمی دارد، بلکه در همۀ حرکت‎ها‎ی‎ او شریک است» (اسپاک،1383، ص543).

در روایات متعددی به مقام مادر اشاره شده است. برای نمونه، روایت است که مردی از پیامبر پرسید: پدر و مادر کدام یک اعظم هستند؟ پیامبر فرمود: آن کس که تو را در شکمش حمل نمود و به تو شیر داد و تو را حفظ کرد، پدر و مادرش را فدای تو کرد. یعنی هستی خود را فدای تو نمود.

با توجه به این روایت، مادر دوران بارداری، شیردهی و حفاظت از طفل را در دورانی که هیچ توانی ندارد به تنهایی بر عهده دارد. اوست که پدر و مادرش را رها می‎کند، تمام وقتش را برای فرزند می‏گذارد؛ بنابراین مادر نسبت به پدر از جایگاه بالاتری برخوردار است، اوست که می‏تواند جامعه را با پرورش کودکان به هدایت برساند و انسانی سالم و صالح تربیت کند و جامعه را به سوی سعادت هدایت نماید.

برجسته‏ترین نقش مادر در محیط خانه نقش تربیتی است. دامان مادر می‏تواند کودک را برای پذیرش حق و دعوت انبیا و اولیای الهی آماده و زمینۀ سلامت روانی او را فراهم کند و یا اینکه او را از مسیر مستقیم فطرت منحرف کند (مجلسی، بی‏تا، ج61، ص158). خداوند برای مقام مادر در جای‌جای اسلام همچون رسالت پیامبری وظیفة پروراندن و تزکیه و پالایش را قرار داده است تا فرزندانش را از زمان پیش از انعقاد نطفه با مربی‏گری خود به لحاظ فکری و روحی به درجات متعالی سلوک برساند؛ زیرا کودک از همان آغاز، مادر را تنها حلقۀ ارتباطی‎اش با دنیای مادی می‏داند. مادر برای موفقیت در ایفای نقش خود در تربیت بهتر و شکوفایی استعدادهای فرزندان باید از اصول تربیتی آگاه باشد. یکی از وظایف مادر برای پرورش کودک، تربیت دینی است. آنچه در تربیت دینی مهم تلقی می‏شود درونی کردن دینداری در فرد است. از این‏رو، اگر مادری کاملاً معتقد و دیندار، علاقه‏مند باشد فرزندی دیندار تربیت کند، ولی از تربیت و مسائل آن آگاهی لازم را نداشته باشد، دینداری و علاقه او تأثیر زیادی در تربیت دینی فرزندش نمی‏گذارد و یا چه بسا نتیجۀ عکس می‎دهد و فرزندش را دین‏گریز و دین‏ستیز بار آورد.

پژوهش اسکندری نژاد (1389) نشان داد، مادر با ایجاد شخصیتی اسلامی و تغییرات الهی در لایه‎های وجودی خویش در مسیر دامنه‏دار علمی و عملی به راستی دیندار می‎شود و با شناخت مسائل تربیتی می‏تواند فرزندش را به‌وسیلۀ اعطای بینش تعمیق باورها و اصلاح رفتار به تکامل و تعالی برساند که درون‎سازی دینی نامیده می‎شود. در پژوهش آقاجانی کوپایی، احمدی و نارویی (۱۳۹۳) ویژگی‏های شخصیتی مادر براساس دانش ژنتیک به نوزاد منتقل می‎شود و در ویژگی‏ها و خلقیات او تأثیر دارد و موجب می‎شود مادر آمادگی خوبی برای پاسخ‏گویی به نیازهای نوزاد داشته باشد تا بتواند ضمن شناخت نیازهای نوزاد به نیازهای او پاسخ دهد. همچنین شرایط انعقاد نطفه، نوع تغذیه مادر در دوران بارداری و آمادگی و آرامش روانی او تأثیر بسزایی در آمادگی‏های ذاتی و سرشتی نوزاد دارد. یافته‏های پژوهش سراقی، منیرپور و احمدی (1394) بیانگر ده مؤلفه برای نقش مادر بود که در سه سازۀ اصلی پذیرش، محافظت و پرورش ساماندهی شد. زیرمولفۀ پرورش شامل پرورش جسمی، توجه به بازی کودک، محبت، تکریم و توجه به موانع رشد و جهت‏گیری مذهبی بود. مؤلفه‏های محافظت عبارت بود از تأمین نیازهای زیستی، حفاظت از خطر و مراقبت‏های پیشگیرانه. یافته‏های پژوهش نوذری (۱۳۹۴) در زمینۀ چگونگی شکل‏گیری دینداری نشان داد که وجه تشابه دو دیدگاه اسلامی و روان‏شناختی، تأکید بر ایجاد محیط‎زیست امن، پویا و پاسخ‏گو برای رشد مطلوب دینداری است. هر دو دیدگاه بر ثبت تجربه‎های کودک-والدین در نظام روانی کودک و تأثیر این تجربه‎ها بر دینداری آینده تأکید دارند. براساس نتایج یافته‎های حسینی‏زاده (1395)، از دیدگاه اسلام افزون‎بر نقش محیطی مادر در تربیت فرزند، نقش وراثتی او نیز به‎ویژه در زمینه‏های عقلی و هوشی از نقش وراثتی پدر بیشتر است.

هدف اصلی این پژوهش، آگاهی از نقش مادر در تربیت فرزند به‎ویژه از دیدگاه اسلام است و اینکه مادران چه اندازه در تربیت دینی فرزندان اثرگذارند و چگونه می‏توانند انسان‏های مؤمن و شایسته‏ای را پرورش و تحویل جامعه دهند. بی‏تردید، اگر مادران به نقش مهم خود در تربیت دینی فرزندان آگاه باشند و از شیوه‏های سازنده در این زمینه بهره گیرند، می‏توانند افرادی شایسته و مفید را پرورش دهند.

روش تحقیق

با توجه به اهمیت نقش مادر در تربیت دینی فرزندان، در این مقاله سعی شده با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری کتابخانه‏ای به توصیف نقش مادر در تربیت دینی فرزندان با توجه به منابع اسلامی پرداخته شود و ابعاد روان‏شناختی آن تحلیل شود.

یافته‏های پژوهش

یافته‏های پژوهش حاضر در دو بخش ارائه میشود: الف) پیش از تولد: در این دوران، مادر با اصلاح و تقویت شناخت‏ها، عواطف و رفتارهای خود در راستای تربیت دینی، زمینۀ ایجاد چنین باوری را در فرزندان فراهم می‏آورد؛ ب) پس از تولد: در این دوران، مادر با تقویت روحیۀ‎ دینی در انجام واجبات و ترک محرمات (الگوی عبادی)، دوری از رذائل اخلافی (الگوی اخلاقی)، آموزش آداب اسلامی (الگوی آموزشی)، پرورش دینداری (الگوی پرورشی) و یادگیری از طریق مشاهدۀ رفتار (الگوی یادگیری) زمینۀ تربیت دینی فرزندان را فراهم می‏کند.

الف) پیش از تولد

روش تربیتی اسلام توحیدمداری است. یعنی والدین، تربیت فرزندان خویش را بر محور توحید قرار می‏دهند. از روایات به دست می‏آید، انسان با فطرت توحیدی متولد می‏شود. از زمان تولد، تعامل آن با عوامل محیطی شروع می‏شود و می‏تواند زمینه شکوفایی یا ضعف و انحراف آن را موجب شود. در روایت آمده که «هر نوزادی بر فطرت الهی ‎زاده می‎شود و این پدر و مادر اویند که او را یهودی، نصرانی و یا مجوسی می‎کنند» ‎(مجلسی، 1403ق، ص281). این روایت بر این مطلب دلالت می‏کند که اولاً، هر نوزادی با ظرفیتی با نام فطرت که همان عشق به کمال مطلق است زاده می‏شود؛ ثانیاً، رشد او با عوامل اجتماعی و تربیت‏های نادرست و شرک‏آمیز مرتبط است؛ بنابراین، در تربیت اسلامی، توحید و بندگی نقطۀ اوج تعالی انسان برشمرده شده است و نقش مربی‎ای چون مادر در رساندن فرد به چنین هدف تربیتی خطیر پررنگ‏تر است.

براساس روایت‏های فراوان، بسیاری از ویژگی‏های مادر که هنگام انتخاب همسر باید رعایت شود و نیز رفتارهای او در زمان بارداری و تغذیه زمینه‏ساز تربیت و زمینه‏ای برای خوشبختی و بدبختی فرزند به شمار می‏آید که توجه به آنها برای پدر و مادر لازم است. روان‏شناسان بر این باورند که رابطۀ مادر و فرزند از زمان انعقاد نطفه آغاز میشود و در طول بارداری و پس از آن ادامه می‏یابد. حتی در این دوره، ارتباط بین آنها بیشتر می‏شود و مادر به صورت طبیعی و فطری، تمام علاقه و انرژی خود را صرف پرورش فرزند می‏کند (پیاژه، 1366، ص19). دورۀ پیش از تولد دوره بسیار حساسی است، چنان‎که سلامت مادر، حالت‏های روحی و معنوی مادر، ویژگی‏های روحی و رفتاری مادر، کار و استراحت مادر، ترس و اضطراب وی، نگرانی‏ها و گریه‏هایش، تغذیه و حتی تنفس‏های او بر کودک اثر می‏گذارد.

مواردی که در آموزه‏های اسلامی برای مراقبت‏های پیش از تولد ذکر شده عبارت‎اند از: 1. درخواست فرزند صالح؛ پس از اینکه زن و مرد با همسر شایسته خویش و با شرایط صحیح با همدیگر پیمان وصلت بستند، باید از خداوند فرزند سالم و نسل صالح درخواست کنند و همۀ اعمال و رفتارهای خود را با نام و یاد و توکل به پروردگار عالمیان انجام دهند؛ بنابراین، اگر آغاز زندگی مشترک با دعا و خواسته‏های مشروعی، مانند فرزند صالح همراه باشد، بی‎تردید آیندۀ درخشانی پیش‏روی این خانواده خواهد بود و فرزند صالحی روزی‏شان خواهد شد. قرآن کریم به این مسئله اشاره کرده و در آیه 35 سورۀ آل‏عمران از قول همسر عمران می‏فرماید: «(به یادآور) هنگامى که همسر عمران گفت: پروردگارا! همانا من نذر کرده‏ام آنچه را در رحم دارم، براى تو آزاد باشد (و هیچ‏گونه مسئولیّتى به او نسپارم تا تمام وقت خود را صرف خدمت در بیت‏المقدّس کند) پس از من قبول فرما، که به راستى تو شنواى دانایى»؛[2] 2. نام و یاد خدا؛ استعانت از خداوند و یاد خالق متعال در هر کاری نیکو و انرژی‎آفرین است. هنگام غذا خوردن، آشامیدن، لباس پوشیدن، موقع خروج از منزل، موقع خوابیدن و خلاصه در هر کاری بردن نام خداوند باعث خیر و برکت و اطمینان و آرامش است. هنگام هم‏بستر شدن نیز طلب یاری از خداوند و پناه بردن به خیمۀ محکم الهی بسیار زیبا خواهد بود. بنا بر سخن بزرگان دین، گفتن «بسم‏اللّه» هنگام معاشرت زوجین، برای پیشگیری از دخالت شیطان مؤثر است (دشتی، 1364، ص96)؛ زیرا بدیهی است نطفه‎ای که با مشارکت شیطان منعقد شود؛ فرزندی به بار خواهد نشاند که گرایشش به گناه بیشتر و تربیت او سخت‎تر است و راه رسیدن او به مدارج عالیه اخلاقی طولانی‎تر خواهد بود. این تأثیر تا حدی است که در بزرگسالی نیز نشانه‎هایی آشکار در رفتار و کردار این‎گونه افراد دیده می‎شود؛ 3. تأثیر تغذیه بر جنین؛ در آموزه‏های اسلامی برای تغذیه افزون‎بر منافع جسمانی، آثار تربیتی-روانی فراوانی بیان شده است؛ از این‎رو، خدای متعال در قرآن کریم انسان را به دقت و تأمل در کیفیت غذایش فرا می‏خواند.[3] تنها چیزی که بیش از همه توجه آدمی را به خود جلب می‏کند، غذایی است که برای ادامه زندگی خود از آن استفاده می‏کند و با یک دگرگونی فیزیکی-شیمیایی، جزء بافت وجودی انسان می‏شود (عطاران، 1371، ص85). از آنجا که نطفه برآیند غذاهایی است که پدر و مادر مصرف می‎کنند؛ بنابراین، بدیهی است که درآمدهای حرام بر نسل انسان تأثیر منفی بگذارد. بر همین اساس، خداوند سفارش می‏کند به آن چیزی که به‎عنوان خوراکی استفاده می‏کنید، نیک بنگرید که چگونه تهیه شده و از چه راهی به دست آمده است؛ زیرا نوع غذا از نظر حلال و حرام بودن، آثار مهمی در اعمال و رفتار انسان دارد (مکارم شیرازی، 1380، ص144). امام سجادg در این‎باره می‏فرماید: «و اما حق شکم آن است که آن را ظرف غذای حرام؛ اگرچه اندک قرار ندهی» (حرانی، 1404،ص150ق).

ب)پس از تولد

انسان به اقتضای فطرت خود که عشق به کمال مطلق است، الگوطلب و الگوپذیر است و بدین سبب یکی از بهترین و کوتاه‏ترین روش‏های تربیت، ارائه نمونه و تربیت عملی است (دلشاد تهرانی، 1372، ص243). بندورا، از روان‏شناسان اجتماعی، یادگیری از طریق مشاهدۀ الگو را که از آن به یادگیری مشاهده‎ای تعبیر می‎کند در دورۀ کودکی بسیار مهم می‎داند.از دیدگاه او، کودک با مشاهدۀ رفتار الگو مانند مادر به خوبی از او تقلید می‏کند (اسلاوین، 1393، ص۱۸۵) و رفتار خود را در حوزه‏های مختلف زندگی با رفتار او منطبق می‏سازد؛ بنابراین، یادگیری از راه مشاهده، روشی فطری و غریزی است که در انسان و حیوان وجود دارد و از هنگام تولد آن را به کار می‏گیرد و بخش زیادی از یادگیری انسان از این راه است. کودک نیز رفتار بزرگسالان مانند راه رفتن، سخن گفتن و خندیدن را می‏بیند و از آنها به خوبی تقلید می‏کند. برای نمونه، دختر بچه‏ای که می‏بیند مادرش آشپزی می‏کند، از وی تقلید می‏کند و همان کار را با موفقیت انجام می‏دهد (سیدمحمدی، 1382، ص211).

از این‎رو، روش الگویی در سازمان دادن ساختار تربیتی کودک به شدت نقش دارد. مادر به‎عنوان مربی، بزرگ‏ترین نقش الگویی را ایفا می‏کند. در واقع همۀ حرکات و حالات مادر در جایگاه مربی در تربیت فرزندان بر هیچ‎کس پوشیده نیست (میرخانی، 1379، ص135). از آنجا که تأثیر رفتار و شخصیت مادر بیش از گفتار اوست، از این‎رو، مادر نخستین و تأثیرگذارترین الگوی عملی کودک است و باید صفات مثبت شخصیتی و ویژگی‏های مؤثر در فرایند الگوگیری را داشته باشد. نقش مادر به‎عنوان الگوی فرزند پس از تولد در چهار الگوی عبادی، اخلاقی، آموزشی و پرورشی خلاصه می‏شود که به شرح زیر ارائه می‏گردد.

الگوی عبادی

مهم‏ترین نقش مادر پس از تولد نوزاد، فراهم ساختن فضای معنوی برای تربیت دینی است. مادر می‏تواند با ایجاد فضای مناسب دینی و معنوی در محیط خانواده این زمینه را فراهم سازد. اثر محیط زندگی بر اخلاق و رفتار انسان به‎ویژه کودک بسیار مهم و سرنوشت‏ساز است. اگر محیط خانواده محیطی معنوی و مأنوس با دعا، نماز، تلاوت قرآن و مناجات باشد، فرزندانِ پرورش‎یافته در آن محیط با معنویت و دعا آشنا می‏شوند و به‌تدریج آن خلق‎وخو را فرا می‏گیرند. عکس این مطلب نیز صادق است، فرزندانی که در خانواده‏های دور از دعا، نماز و تلاوت قرآن پرورش می‏یابند کمتر با معنویت سروکار دارند.

بنابراین، عبادت‏ها و نیایش‏های مادر نقش بسزایی در پرورش روحی و معنوی فرزند دارد. عبادت مادر در خانه نوعی تمرین عملی و ارائۀ الگو به فرزند است که ذهن آمادۀ او را به خود جلب می‏کند و اثر آن سال‏ها در دل و ذهن او باقی می‏ماند. در قرآن کریم، به موارد بسیاری اشاره شده است که کودکان و نونهالان، روحیۀ عبادت و دعا را از مادران خود به ارث برده و عبادت کردن را در عمل از آنان آموخته‏اند. برای نمونه، همسر عمران -مادر مریم- از مادرانی است که پیش از ولادت فرزندش، با عبادت و توسل و دعا از خدا فرزندی خواست و نذر کرد که فرزند او در راه خدا و در کلیسا خدمت‏گزار بندگان مؤمن باشد. بی‏تردید مریم بسیاری از فضایل اخلاقی و معنوی را در همان زمان طفولیت از مادرش فراگرفت.

تربیت عملی مادران از راه عبادت، رفتار و اخلاق نیکو، بیش از هر روش دیگری بر جسم و روح فرزند اثر می‏گذارد و انتظار می‏رود مادران با عملکرد خود، مربی خوبی برای فرزندانشان باشند؛ بنابراین، مادر نباید نسبت به تکالیف دینی و عملی فرزند بی‏توجه باشد، بلکه باید با تربیت صحیح و مناسب او را به عبادت علاقه‏مند کند. از نظر روانی-تربیتی، بهترین روش برای ایجاد و تقویت انگیزۀ عبادت در فرزند، استفاده از روش عملی و الگویی است. این روش به‎طور غیرمستقیم در فرزند اثر می‏گذارد. اگر مادر به خواندن نماز اول وقت اهمیت دهد و همواره در برابر چشمان کودک سروقت نمازش را بخواند، به یقین بر روح و روان کودک اثر می‏گذارد و وی را به این کار علاقه‏مند می‏کند؛ بدون اینکه امر و نهی یا اجباری در کار باشد.

از نمونه‏های دیگر الگوی عبادی مادر بر فرزند، همراه بردن کودکان و نونهالان به مسجد و شرکت دادن آنها در نماز جماعت است. مادر بهترین کسی است که با بردن فرزند به مجالس مذهبی و آشنا ساختن کودک با اهل‎بیتb تربیت دینی آنان را تقویت می‏کند و میل و رغبت‏شان را به دین و قرآن افزون می‏سازد. بنابراین، فرزندان بسیاری از احکام و معارف دینی را می‏آموزند، به ذهن می‏سپارند و تا پایان عمر از یاد نمی‏برند.

 

 

الگوی اخلاقی

از میان افراد خانواده، مادر بیشترین نقش را در شکل‏دهی رفتار کودک دارد. کودک نیز به دلیل انس و علاقۀ بسیاری که به مادر دارد، به وی اعتماد می‏کند و رفتارهای وی را درست می‏شمارد و از آن الگوبرداری می‏کند. مادر می‏تواند با استفاده از ارتباط عمیق روحی و عاطفی خود با کودک، ارزش‏های اخلاقی را به وی آموزش دهد. اگر مادر راستگو و درستکار باشد و همواره صادقانه رفتار کند، صفت راستگویی را در کودک نهادینه و صداقت در گفتار و رفتار را بر رفتار او حاکم می‏سازد. مادر باید از راه تمرین و تشویق، گرایش به پذیرش ارزش‏های اخلاقی را در وجود کودک تقویت و او را به این مسیر هدایت کند. مادر با رفتار الگویی خود انسان می‏پروراند، فرزند را از عالم ناپاکی‏ها، حسدها، کینه‏ها و رذائل اخلاقی دور می‌کند و در دلش مهر و صفا و خیراندیشی نسبت به هم‏نوعان پدید می‏آورد. امام خمینیe در این زمینه می‏فرماید: «مادرِ خوب، بچۀ خوب تربیت می‏کند و خدای نخواسته اگر مادر منحرف باشد، بچه از همان دامن مادر منحرف بیرون می‏آید و چون بچه‏ها آن علاقه‏ای که به مادر دارند به هیچ‎کس ندارند و در دامن مادر که هستند تمام چیزهایی که دارند، آرزوهایی که دارند خلاصه می‏شود در مادر و همه چیز را در مادر می‏بینند»( خمینی،1375)

عزت نفس و بزرگ‎منشی، از ویژگی‏های برجسته انسانی است. عزت نفس به معنای قدرت و ارجمندی، در فطرت بشر ریشه دارد و نمی‏گذارد فرد در فراز و نشیب‏های زندگی احساس شکست کند. در اینجا منظور از عزت نفس، شناخت حقیقت نفس خویش و قرار دادن آن در مقام و منزلت حقیقی خود است. تقویت عزت نفس به این معنا در شمار اصول تعلیم و تربیت است و مادر باید به آن توجه ویژه‏ای داشته باشد؛ زیرا نادیده انگاشتن عزت نفس کودک به تکبر و غرور یا به ضعف نفس که از رذائل اخلاقی هستند منجر می‏شود و هر کدام پیامدهای نامطلوب تربیتی به همراه دارد.

احترام به دیگران، از آموزه‏های مهم در فرهنگ اسلامی است. کودک موجودی پاک و معصوم و به دور از گناه و معصیت است و احترام به او از عوامل مهم در پرورش شخصیتش به شمار می‏رود. بر همین اساس، باید به کودک احترام گذاشت و او را تکریم کرد. تجربه نیز نشان داده است اگر فرد در کودکی از سوی بزرگسالان تکریم و احترام شود بزرگوار، شریف و باشخصیت بار می‏آید و برای حفظ شأن و کرامت خود از کارهای زشت و ناپسند دوری می‏کند (ابوطالبی، 1383، ص192). مادر بیش از همه شایستۀ احترام و تکریم به کودک است؛ چون او رابطۀ تنگاتنگ و مداومی با کودک دارد و همواره از احوالات فرزندش باخبر است. مادر نباید فرزند را از نظر روحی و روانی تحقیر کند، بلکه باید به شخصیت او بها دهد و وی را تشویق کند تا استعدادهای درونی‏اش شکوفا شود.

الگوی آموزشی و پرورشی

از آنجایی که کودکان هنوز به رشد کافی نرسیده‏اند و توان تجزیه و تحلیل عقلی و استدلال منطقی مسائل را ندارند، بهتر است آنها را از راه آموزش و تقلید با خدا آشنا ساخت و به تدریج، آموزه‏های دینی را به آنان آموخت و توحید و خداشناسی را نیز به ایشان تلقین کرد. نوزادی که در محیط دینی پرورش یافته و بارها آهنگ دلربای قرآن و لفظ زیبای خدا را شنیده و نماز خواندن والدین را دیده، با نوزادی که در محیط فاسد بزرگ شده و صدای ساز و آواز شنیده و در محیط گناه رشد کرده است، یکسان نیست (همان، ص89). از این‏رو، در آموزه‏های اسلامی بسیار تأکید و سفارش شده است پس از ولادت نوزاد، باید در گوشش اذان و اقامه خواند تا جان و دلش با نام خدا و پیامبر آشنا شود. نقش‏آفرینی مادر در عرصۀ تکالیف عملی مانند نماز و روزه روشن است. وی می‏تواند با انجام دادن فرایض الهی، الگویی نیکو برای فرزندان به شمار آید. از جمله موارد آموزشی مادر عبارت‎اند از: 1. آموزش قرآن: در واقع نخستین سنگ‎بنای تربیت دینی فرزندان، آشنایی با تعالیم قرآن کریم است. آموزش قرآن به کودک از جمله حقوق وی بر پدر و مادر است. چنان‎که امیر مؤمنان علیg می‏فرماید: «حق فرزند بر پدر سه چیز است: انتخاب نام نیکو، ادب‏آموزی نیکو و آموزش قرآن».[4] آموزش قرآن، اعم از خواندن، فهم معارف و درک حقایق آن در درجۀ اول اهمیت قرار دارد و کودک از نخستین روزهای آموزش باید با عبارت‏ها و آموزه‏های قرآنی آشنا شود. نقش مادر در این زمینه بیش از دیگران است. وی می‏تواند به فرزندش قرآن بیاموزد و او را براساس آموزه‏های قرآنی پرورش دهد؛ 2. آموزش احکام: اثر آموزش احکام در دوران کودکی بر ذهن و دل کودک باقی می‏ماند و تا آخر عمر از یاد او نمی‏رود، چنان‏که امام علیg می‏فرماید: «تأثیر علم آموختن در کودکی، مانند نقشی است که بر روی سنگ کنده شود».[5] بنا بر این روایت، هرگونه آموزش در دوران کودکی ماندگارتر از دوره‏های دیگر است. اگر مادر احکام الهی را خوب بداند، به مراتب بهتر از معلم می‏تواند به فرزندش آموزش دهد. این‎گونه ارتباط مادر و فرزند، ارتباطی مستقیم و دوستانه است و اثرپذیری در این نوع ارتباط، قوی‏تر و عمیق‏تر از ارتباط جمعی است. از این‎رو، مادر عامل مهمی در انتقال ارزش‏ها و آموزش قرآن و احکام به فرزند است؛ 3. تأیید کارهای پسندیدۀ فرزندان: پدر و مادر وظیفه دارند کودک را با آداب پسندیدۀ دینی و سنت‏های اسلامی آشنا سازند. کارهای خوب کودک را تحسین کنند و او را از اعمال زشت بازدارند. تأیید رفتارهای مطلوب فرزند از سوی والدین بسیار با اهمیت است. کارهای درستی که از کودک مشاهده می‎شود -اگرچه غیردینی و معمولی باشد- اگر با تأیید و تحسین والدین مواجه شود، تداوم می‎یابد. تأیید رفتار کودک از سوی والدین ممکن است به شیوه‎های زبانی یا عملی صورت گیرد که هر کدام به‌نوبۀ خود در تکرار آن تأثیر فراوان دارد. اگرچه تأیید عملی از کارهای مثبت در تربیت فرزند تأثیر دارد، ولی تأیید کلامی،  مانند گفتن «آفرین، بسیار خوب» بیشتر مؤثر است؛ زیرا کودک در دورۀ کودکی برای جلب توجه والدین به خود، به دستورهای آنان بیشتر عمل می‎کند (پارسا، 1374، ص176). اساساً یکی از شیوه‎های تربیتی قرآن مجید ایجاد انگیزه و رغبت در افراد صالح و برقراری موازنه میان عمل و پاداش است. عوامل ایجاد انگیزه در قرآن متعدد است، گاه از طریق وعدۀ پاداش فراوان و چندین برابر عمل، فرد را به انجام کار نیک تحریک می‎کند. گاه از طریق تعلیمات عمیق دینی و اسلامی انسان را چنان صالح و متقی بار می‎آورد که خود به دنبال کارهای با ارزش می‎رود و جز به کسب رضایت خدا نمی‎اندیشد؛ 4. آموزش آداب سلام کردن: سلام کردن به دیگران از مستحبات اکید در دین اسلام است و ثواب فراوانی دارد، به‎ویژه، فرد هنگام ورود به خانۀ افراد دیگر، باید با گفتن سلام اهل خانه را از ورودش باخبر سازد و این‎گونه با ساکنان خانه ارتباط برقرار کند. سلام کردن به کودکان دو فایده دارد: نخست اینکه موجب آشنایی آنها با این سنت نیکوی پیامبر اسلامn می‏شود و آن را بهتر می‏آموزند؛ دوم اینکه سبب رشد شخصیت معنوی و اجتماعی‏شان می‏شود؛ زیرا از یک‎سو با ارزش‏های اسلامی آشنا می‏شوند و از سوی دیگر آداب اجتماعی را فرامی‏گیرند؛ بنابراین، بر مادران لازم است این سنت حسنه را به فرزندانشان بیاموزند و آنها را از کودکی با آداب سلام کردن آشنا کنند. اگر مادر به این کار عادت کند و هر وقت بر فرزند وارد می‏شود، به وی سلام کند و از کودک نیز بخواهد هر وقت با دیگران روبه‎رو شد سلام کند، به‌تدریج سلام کردن برای او عادت می‏شود و از آن پس، همواره به دیگران سلام می‏کند (احسانی، 1387، ص86)؛ 5. تشویق و تقویت رفتارهای دینی: تشویق از مهم‏ترین روش‏های تربیتی است و در آموزش و پرورش کاربردی گسترده دارد. همۀ کارشناسان امور تربیتی و آموزشی بر استفاده مناسب از این روش تأکید دارند. یکی از راه‏های مؤثر در تقویت و تثبیت رفتارهای دینی فرزندان، تشویق آنان به انجام کارهای خوب و شایسته است. اگر کودک کار مثبتی انجام داد، باید از او تشکر و او را تحسین و تمجید کرد؛ زیرا تشویق زبانی یا پاداش عملی در کودک ایجاد انگیزه می‏کند و سبب می‏شود که وی آن کار خوب را تکرار کند و ادامه دهد. این روش در سیره اهل‎بیتb نیز وجود دارد. آن بزرگواران هرگاه کار مثبتی از فرزندان خویش می‏دیدند، آنها را تحسین می‏کردند (همان، ص86).

فرزندانی که از سوی پدر و مادر تشویق می‏شوند، از نظر روحی و روانی روحیۀ استقلال‎خواهی، عزت‎طلبی و نیز اعتماد به نفس قوی خواهند داشت (محدثی، 1376، ص132). تشویق‏های پدر و مادر، استعدادهای فرزندان را تقویت می‏کند و به فعلیت می‏رساند. مادر از همه‎کس به فرزند مهربان‏تر، نزدیک‏تر و بیش از هر کس دیگری مورد اعتماد اوست. ازاین‏رو، بهتر می‏تواند با تشویق‏های سازندۀ خود به رشد فکری و روحی کودک کمک کند.

نتیجه‏گیری

تربیت از موضوعات مورد علاقۀ اکثر اندیشمندان و نظریه‎پردازان بوده است. یکی از ساحت‏های تربیت، تربیت دینی است. در این پژوهش به نقش مادر در تربیت فرزند، به‎ویژه از دیدگاه دینی پرداخته شده است و اینکه مادران چه اندازه در تربیت دینی فرزندان اثرگذارند و چگونه می‏توانند انسان‏های مؤمن و شایسته‏ای را پرورش و تحویل جامعه دهند. نتایج پژوهش حاضر در دو بخش ارائه شد: الف) پیش از تولد: در این دوران فرزند از زمان تولد، تعاملش با عوامل محیطی شروع می‏شود و می‏تواند زمینۀ شکوفایی یا ضعف و انحراف آن را موجب شود. در این دوران، مادر با اصلاح و تقویت شناخت‏ها، عواطف و رفتارهای خود در راستای تربیت دینی، زمینۀ ایجاد چنین باوری را در فرزندان فراهم می‏آورد. نتایجی که در آموزه‏های اسلامی برای مراقبت‏های پیش از تولد ذکر شده عبارت‌ا‎ند از: 1. درخواست فرزند صالح: درخواست فرزند صالح و نیز نسل صالح از جمله مواردی است که پدر و مادر از خداوند مسئلت می‏نمایند؛ 2. نام و یاد خدا: بنا بر سخن بزرگان دین، گفتن «بسم‏اللّه» هنگام معاشرت زوجین برای پیشگیری از دخالت شیطان مؤثر است؛ زیرا بدیهی است که نطفه‎ای که با مشارکت شیطان منعقد شود فرزندی به بار خواهد نشاند که گرایشش به گناه بیشتر و تربیت او سخت‎تر است و راه رسیدن او به مدارج عالیه اخلاقی طولانی‎تر خواهد بود؛ 3. تأثیر تغذیه بر جنین: آموزه‏های اسلامی سفارش می‏کند به آن چیزی که به‎عنوان خوراکی استفاده می‏کنید، نیک بنگرید که چگونه تهیه شده و از چه راهی به دست آمده است؛ زیرا برای تغذیه افزون ‎بر منافع جسمانی، آثار تربیتی-روانی فراوانی بیان شده است.

ب) پس از تولد: نتایج تحقیق نشان داد در این دوران، مادر با تقویت تربیت‎ دینی در چهار الگوی عبادی، اخلاقی، آموزشی-پرورشی و یادگیری و الگوگیری فرزند از مادر، می‏تواند فرزند را به مراتب والای انسانی سوق دهد. در الگوی عبادی این نتیجه به دست آمد که عبادت‏ها و نیایش‏های مادر نقش بسزایی در پرورش روحی و معنوی فرزند دارد. عبادت مادر در خانه، نوعی تمرین عملی و ارائۀ الگو به فرزند است که ذهن آماده او را به خود جلب می‏کند و اثر آن، سال‏ها در دل و ذهن او باقی می‏ماند. اگر محیط خانواده، محیطی معنوی و مأنوس با دعا، نماز، تلاوت قرآن و مناجات باشد، فرزندان پرورش‌یافته در آن محیط با معنویت و دعا آشنا می‏شوند و به تدریج، آن خلق‎وخو را فرا می‏گیرند. عکس این مطلب نیز صادق است؛ فرزندانی که در خانواده‏های دور از دعا، نماز و تلاوت قرآن بزرگ می‏شوند، کمتر با معنویت سروکار دارند. از نمونه‏های الگوی عبادی می‏توان به خواندن نماز اول وقت، همراه بردن کودکان و نونهالان به مسجد و شرکت دادن آنها در نماز جماعت اشاره کرد. در الگوی یادگیری مشاهده‏ای نتایج آن به این صورت بود که یادگیری از راه مشاهده، روشی فطری و غریزی است که در انسان و حیوان وجود دارد و کودک رفتار بزرگسالان، مانند راه رفتن، سخن گفتن و خندیدن، را می‏بیند و از آنها به خوبی تقلید می‏کند. در الگوی اخلاقی، مادر می‏تواند با استفاده از ارتباط عمیق روحی و عاطفی خود با کودک، ارزش‏های اخلاقی را به وی آموزش دهد. اگر مادر راستگو و درستکار باشد و همواره صادقانه رفتار کند و سخن دروغ نگوید، صفت راستگویی را در کودکش، نهادینه و صداقت در گفتار و رفتار را بر رفتارش حاکم می‏سازد. احترام به دیگران از آموزه‏های مهم در فرهنگ اسلامی است. تجربه نشان داده است اگر فرد در کودکی از سوی بزرگسالان تکریم و احترام شود، بزرگوار، شریف و باشخصیت بار می‏آید و برای حفظ شأن و کرامت خود از کارهای زشت و ناپسند دوری می‏کند. در الگوی آموزشی و پرورشی از آنجا که کودکان توان تجزیه و تحلیل عقلی و استدلال منطقی مسائل را ندارند، بهتر است آنها را از راه آموزش و تقلید با خدا آشنا ساخت و به‌تدریج آموزه‏های دینی را به آنان آموخت و توحید و خداشناسی را نیز به ایشان تلقین کرد. از جنبۀ آموزشی مادر می‏تواند با آموزش قرآن، احکام، تأیید کارهای پسندیده، آموزش آداب سلام کردن، تشویق و تقویت رفتارهای دینی سنگ‎بنای تربیت دینی فرزندان را محکم می‏سازد.

بنابراین هدف اصلی از تربیت دینی، تقویت ارتباط با خدا و رشد روحیۀ تعبد و بندگی در فرزند است که این امر دو جنبه دارد: علاقه‏مندسازی فرزند به انجام فرائض و دعا و مناجات و انس با خدا و نیز بازداری او از اعمال خلاف شرع و ارتکاب محرمات. هر عاملی که به این دو جنبه یاری رساند، در تربیت دینی و خداباوری و برقراری رابطۀ فرزند با خدا تأثیرگذار است. در این میان نقش مادر در پرورش دینی و مذهبی فرزند روشن است. این نقش، دوران پیش از تولد و نیز پس از آن یعنی دوران کودکی، نوجوانی و جوانی را دربرمی‏گیرد.

 

[1]. «حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْها وَ وَضَعَتْهُ کُرْها وَ حَمْلُهُ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً حَتّی إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَهً» (احقاف، 15)

[2]. «إذْ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّى نَذَرَتُ لَکَ مَا فِى بَطْنِى مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّى إِنَّکَ أَنْتَ الْسَّمِیعُ الْعَلِیمُ‏».

[3]. «فَلْیَنْظُرِ الاْنْسانُ إِلی طَعامِهِ» (عبس، 24).

[4]. «حَقُّ الْوَلَدِ عَلَی الْوالِدِ أَنْ یُحَسِّنَ اسْمَهُ وَ یُحَسِّنَ أَدَبَهُ وَ یُعَلِّمَهُ الْقُرْآنَ» (نهجالبلاغه، حکمت 399).

[5]. «أَلْعِلْمُ مِنَ الصِّغَرِ کَالنَّقْشِ فِی الْحَجَرِ» (حرعاملی، 1412، ج14، ص197).

قرآن کریم.
1- نهج البلاغه (1378)، ترجمه: محمد دشتی، قم: مؤسسه امیرالمؤمنین.
2- ابراهیمی، جواد (1390)، بررسی روش الگویی رویکرد دینی و روانشناختی، قم: مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینیe،.
3- ابن فارس، احمد (1404ق)، معجم مقائیس اللغه، تحقیق و ضبط: عبدالسلام محمد هارون، قم: دفتر تبلیغات اسلامی.
4- ابن ‎منظور (1416ق)،  لسان العرب، بیروت: دار صادر،.
5- ابوطالبی، مهدی (1383)، تربیت دینی، قم: مرکز انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینیe،.
6- احسانی، محمد (1387)، نقش مادران در تربیت دینی فرزندان، قم: دفتر عقل، مرکز پژوهش‌های سلامی صدا و سیما.
7- اسپاک، بنجامین مک لین(1383)، اسپاک، تغذیه، تربیت و نگهداری کودک، ترجمه احمد میرعابدینی،.نشر چکامه
8- اسکندری نژاد،خدیجه،(1389)،نقش شخصیت مادر در تربیت دینی فرزند، پژوهش نامه اسلامی زنان و خانواده،سال سوم،شماره7
9- اسلاوین،رابرت ایی(1393(،روان شناسی تربیتی:نظریه و کاربست،ترجمه یحیی سیدمحمدی،نشر روان،چاپ پنجم

10- آقاجانی کوپایی،محمدصادق،احمدی و ناروئی،(1393)، تبیین عوامل شکل گیری و تحول دلبستگی در کودک بر اساس منابع اسلامی، پژوهش نامه اسلامی زنان و خانواده،شماره2

11- امینی، ابراهیم (1372)، انتخاب همسر، قم: سازمان تبلیغات اسلامی.
12- پارسا، محمد (1374)، روانشناسی تربیتی، انتشارات سخن.
13- پیاژه، ژان (1366)، زندگی و پرورش کودک، ترجمه: عنایت‎الله شکیباپور، تهران: انتشارات نیما.
14- حسینی زاده،سیدعلی(1385)، سیره تربیتی پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه،ج1
15- حر عاملی، محمد بن حسن (1412ق)، وسائل الشیعه، بیروت: دار احیاء التراث العربی.
16- حرانی، ابومحمد الحسن (1404ق)، تحف العقول، تصحیح و تعلیق: علی‎اکبر غفاری، قم: مؤسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین.
17- داوودی،محمد،(1386)،سیره تربیتی پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)،پژوهشگاه حوزه و دانشگاه،ج2،ص26
18- دلشاد تهرانی، مصطفی (1372)، سیره نبوی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
19- الراغب، محمد (1416ق)، المفردات فی غرایب القرآن، تحقیق: عدنان داودی، دمشق: دارالقلم.
20- سبحانی، جعفر (1380)، فروغ ابدیت، ج1، قم: بوستان کتاب.
21- سراقی،همایون،منیرپور،احمدی و ناروئی،(1394)،مادر از نگاه اسلام و روان شناسی و تعیین مولفه های نقش مادری براساس متون دینی،پژوهش نامه اسلامی زنان و خانواده،شماره چهارم
22- سیدمحمدی، یحیی (1382)، روانشناسی یادگیری، چ2، تهران: نشر نی1.
23- شعاری ‎نژاد، علی‎اکبر (1372)، روانشناسی رشد، چ10، تهران: انتشارات اطلاعات.
24- صانعی، مهدی (1378)، پژوهشی در تعلیم و تربیت اسلامی، تهران: انتشارات سناباد.
25- عطاران، محمد (1371)، آرای مربیان بزرگ مسلمان، تهران: چ3، وزارت آموزش و پرورش.
26- مجلسى، محمدباقر (1403ق)، بحارالأنوار، محقق/ مصحح: جمعى از محققان‏، چ2، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
27- محدثی، جواد (1376)، حقوق فرزندان در مکتب اهلبیتb، قم: مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی.
28- مطهری، مرتضی (1371)، تعلیم و تربیت در اسلام، چ19، تهران: صدرا.
29- مکارم شیرازی، ناصر (1380)، تفسیر نمونه، ج26، دارالکتب الإسلامیة.
30- موسوی خمینی،روح الله(1375)،صحیفه نور،موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)،چاپ اول
31- میرخانی، عزت ‌السادات (1390)، رویکردی دینی در روابط خانواده، تهران: سفیر صبح.
32- میرعظیمی، جعفر (1396)، حقوق والدین، قم: انتشارات کتابخانه حضرت ابوالفضلg،.
33- نوذری،محمود(1395)،رشد دینداری در اوائل کودکی،رویکردی روانشناختی-اسلامی،روان شناسی و دین
34- نوری طبرسی، میرزا حسین (1369)، مستدرک  الوسائل و مستنبط المسائل،آل البیت(ع) ج15