نوع مقاله : مقاله پژوهشی
چکیده
کلیدواژهها
دین مبین اسلام، مجموعهای از «آداب» را به بشر معرفی کرد که شامل حیطههای مختلف زندگی انسان میشود. به همین دلیل در کتابهای حدیثی فصلهای گوناگون در بخشهای مختلف زندگی نگارش شد، مثل «باب فی آداب المعروف» (کلینی، 1365، ج۴، ص۲۳)، «باب فی آداب قضاء الدین» (همان، ج۵، ص۱۰۰)، «باب فی آداب التجاره» (همان، ج۶، ص۱۵۰)، «باب فی آداب المسافر» (من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۲۹۶ «باب فی آداب الاکل و الشرب» (همان، ج۳، ص۳۵۲). اینها نمونههایی از سبکهای زندگی هستند که در صدر اسلام از زبان معصومانb در زمینههای مختلف زندگی بیان شدهاند و پس از آن کتابهای مستقلی نیز در این زمینه به رشته تحریر درآمدند؛ از جمله کتاب آداب المتعلمین نوشته خواجه نصیرالدین طوسی در دهه ۶۶۰ق. این موارد و مانند آن نشان میدهد که بحث «آداب زندگی» که امروزه از آن با عنوان «سبک زندگی» یاد میشود، در منابع اسلامی دارای پیشینۀ غنی است.
اما بحث سبک زندگی[1] بهعنوان یک مفهوم علمی توسط آلفرد آدلر[2] (۱۹۵۶) به دنیای علم معرفی شد و تئوریها و پژوهشهای بسیاری را به سوی خود جلب کرد. مفهوم سبک زندگی که در ادبیات علم روانشناسی و جامعهشناسی مطرح شده است تفاوت اساسی با سبک زندگی براساس منابع اسلامی دارد. یکی از تفاوتهای اساسی آن، مبتنی بودن سبک زندگی اسلامی بر پایۀ «توحید» (پذیرش خدای مقتدر و یگانه در مدیریت جهان) است.
در زمینۀ سبک زندگی پژوهشهای مختلف انجام شده است، مانند رابطه سبک زندگی و سلامت (معنویفر و همکاران، ۱۳۹۸)، نقش سبک زندگی در امید به زندگی (مری و قدسی، ۱۳۹۶)، ملاحظات اخلاقی در سبک زندگی (مقدمنیا و همکاران، ۱۳۹۶)، نسبت سبک زندگی با دانش اخلاق و مفاهیم ارزشی (فعالی، ۱۳۹۷)، ارتباط سبک زندگی با معنای زندگی (فدایی، ۱۳۹۵)، انتخاب و تصمیمگیری در سبک زندگی اقتصادی (طغیانی و حسینخوانساری، ۱۳۹۶)، اما همانطور که ملاحظه شد جنبههای مختلف سبک زندگی مثل سبک زندگی اقتصادی، اخلاقی، روانشناسی و اجتماعی مطرح شده است.
در این زمینه پژوهشهای معدودی مانند «دستیابی به سبک زندگی اخلاقی در جامعه اسلامی معاصر» (صادقیان منوربناب و ترکاشوند، ۱۳۹۴)، و «اخلاق تربیت در سبک زندگی اسلامی» (موسوی، ۱۳۹۶)، «مؤلفههای راهبردی اخلاق و سبک زندگی زمینهساز» (گودرزی، ۱۳۹۳) انجام شده است. همانگونه که ملاحظه میشود فقط نخستین پژوهش بهطور مستقیم به سبک زندگی اخلاقی پرداخته است، اما مفهوم سبک زندگی اخلاقی یک مفهوم گسترده است که نیاز به نظریههای مختلف و پژوهشهای بسیار دارد، هرچند تحقیقاتی دربارۀ سبک زندگی اخلاقی ارائه شده، اما به تأثیر توحید افعالی بر سبک زندگی اخلاقی پرداخته نشده است، مطلبی که این پژوهش عهدهدار آن است.
در بررسی رابطۀ بین «توحید افعالی» و «سبک زندگی اخلاقی» جبنههای مختلف ترسیمپذیر است؛ به ب دیگر سخن، در بررسی این رابطه دو متغیر وجود دارد، توحید افعالی بهعنوان علت و سبک زندگی اخلاقی بهعنوان معلول. در مطالعۀ رابطۀ این علت و معلول جنبههای مختلف پژوهشی میتواند مدنظر قرار گیرد. امکان دارد پژوهشگر از ویژگیهای عامل بحث کند، یعنی توحید افعالی که روی سبک زندگی اثر میگذارد، یا ممکن است از جنبههای اثرگذاری علت بر معلول (جنبههای عامل) بحث کند و اینکه کدام جنبۀ توحید افعالی سبک زندگی را تحت تأثیر قرار میدهد و یا احتمال دارد از ویژگیهای معلول بحث کند و اینکه نوع خاصی از سبک زندگی که از توحید افعالی اثر میپذیرد دارای چه ویژگیهایی است (ویژگیها و تمایزات معلول). همچنین ممکن است پژوهشگری چگونگی تأثیرگذاری علت بر معلول را بررسی کند (مکانیزم اثرگذاری)، و یا محققی از رابطۀ دو سویۀ علت و معلول صحبت کند، یعنی اثر متقابل توحید افعالی روی سبک زندگی و اثر سبک زندگی روی توحید افعالی. این جنبههای مختلف توحید در بحث رابطۀ میان توحید افعالی و سبک زندگی قابل ترسیم است.
پژوهش حاضر از میان این جنبههای مختلف تنها به بحث سوم، یعنی ویژگیهای معلول میپردازد. به این معنا که اثرگذاری توحید افعالی را بر سبک زندگی مفروض در نظر میگیرد و این نتیجه را کاملاً آشکار میداند که سبک زندگی مبتنی بر توحید افعالی کاملاً متمایز از سبکهایی است که بر توحید افعالی استوار نیستند. اما مسئله مهم آن است که این تمایز در چیست و چه جنبهها و وجوهی این سبک زندگی را از سبکهای دیگر متمایز میکند. بحث این پژوهش دربارۀ سبک زندگی اخلاقی مبتنی بر توحید افعالی و تمایز وجوه آن با دیگر سبکهای زندگی است.
نمود روشهای گفتاری و رفتاری، فرهنگ و هنر یا همان شیوۀ زیستن که بازتاب گرایشها و ارزشهای فرد و جامعه است، اهمیت بسیاری دارد. شیوۀ زیستن یا همان سبک زندگی، متشکل از بخشها و جنبههایی است که یکی از آنها منظر اخلاقی است. اخلاق سهمی شگرف در زندگی امروزی دارد و کمک بسیاری به بودن در اجتماع میکند. نهتنها در اجتماع، بلکه در معنویت نیز سبک زندگی اخلاقی تأثیر بسزایی دارد. همچنین این مهم زندگی فردی را نیز دربرمیگیرد.
از سوی دیگر، یکی از مهمترین پرسشهایی که در زندگی فرد متدین مطرح میشود این است که دین و دینداری چه تأثیری در سبک زندگی اخلاقی او دارد. در پاسخ به این پرسش، باید ابتدا به تبیین رابطۀ اعتقادات انسان با رفتارش پرداخت و سپس بازتاب این اعتقادات در زندگی اخلاقی، سبک گفتاری و کرداری او را بررسی و تحلیل کرد.
این تحقیق درصدد آن است تا رابطۀ توحید افعالی را بر سبک زندگی اخلاقی از منظر آیات قرآن کریم و روایات تبیین کند؛ بنابراین در ابتدا باید به فهم دقیق مفاهیم دست یافت و این امر مستلزم تعریف از چیستی توحید افعالی و سبک زندگی اخلاقی است. هرچند بحث «سبک زندگی» از دیدگاههای گوناگون مورد بحث و تحقیق قرار گرفته است.
تعریف توحید افعالی اینگونه بیان میشود که «خداوند متعال در انجام افعال خود یکتاست و هیچ شریک و یاوری ندارد، بلکه هرچه در عالم واقع میشود، فعل خداوند متعال است» (مطهری، 1392، ص103). «توحید افعالی یعنی درک و شناختن اینکه جهان، فعل او و کار او و ناشی از اراده اوست» (همو، 1375، ص89). مراد از توحید افعالی آن است که «در دار تحقق، هیچ فعل و انفعالی انجام نمیگیرد، مگر اینکه تحت سلطنت حضرت حق و به مشیت و اراده و اذن اوست» (سیدان، 1380، ص27). توحید افعالی به این معناست که «خداوند در انجام افعالش محتاج غیر خود نیست؛ درواقع هیچ فاعل دیگری غیر از خداوند وجود ندارد» (طباطبایی، 1383، ص64).
توحید افعالی اقسام متعددی دارد که به اختصار به آنها اشاره میشود:
توحید در خاقیت به این معنا است که تمام موجودات امکانی از جمله انسان و آثار و افعالش با واسطه، مخلوق حق تعالی هستن(صدرالدین شیرازی، ۱۹۸۱: ۲/۲۱۶-۲۱۹). قرآن هم میفرماید: «هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَیرْ اللَّهِ یَرْزُقُکُم مِّنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْض».[3]
توحید در ربوبیت به این معناست که جهان آفرینش، فقط از آنِ خداست و خدا در ادارۀ جهان هیچ شریکی ندارد. ربوبیت به تکوینی و تشریعی تقسیمبندی میشود. ربوبیت یعنی خداوند کارگردان جهان است(غفاری و زیارتی، ص ۱۳۹۴، ص۸۱) غفاری، حسین؛ زیارتی، مریم السادات، توحید افعالی و رابطه آن با فعل اختیاری انسان، مجله آموزههای فلسفه اسلامی رضوی، شماره ۱۷، پاییز- زمستان ۱۳۹۴) ربوبیت تشریعی به این معناست که خداوند تنها قانونگذار عالم تکوین است که هدف سعادت و هدایت دنیوی و اخروی انسان است (خسروپناه، 1391، ص111).
۳. توحید در مالکیت
خداوند حق تعالی که خالق و رب عالم است، مالک آن نیز هست و دیگران مالکیت خصوصی را به اذن الهی دریافت میکنند. پس همۀ موجودات و اموال مملوک خداوند هستند (مالکیت تکوینی) و انسانها باید مطابق دستورهای الهی به فعالیت بپردازند (مالکیت تشریعی) (خسروپناه، ۱۳۹۱، ص112). در قرآن کریم نیز آمده است: «وَالَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ لایَمْلِکُونَ مِن قِطْمِیرٍ».[4]
مفهوم سبک زندگی[5] یا همان شیوۀ زندگی نخستین بار توسط آلفرد آدلر[6] مطرح شد (مجدی و همکاران، 1390، ص132). سبک زندگی مجموعهای است جامع از عملکردهای روزانۀ یک شخص که نهتنها نیازهایش را برآورده میسازد، بلکه هویتی از شخص را برای دیگران مجسّم میکند. از دیدگاه آدلر، سبک زندگی یعنی «کلیت بیهمتا و فردی زندگی که همۀ فرایندهای عمومی زندگی ذیل آن قرار دارند» (آدلر، 1956، ص۱۹۱). حتی میتوان با بررسی سبک زندگی افراد، میزان موفقیتهای فردی و اجتماعی آنها را در زندگی ارزیابی کرد (کوکرهام، 2005). سازمان جهانی بهداشت (۱۹۹۸) سبک زندگی سالم را رفتارهایی توصیف کرده است که تضمینکنندۀ سلامت جسمی و روانی انسان باشد (لعلی و دیگران، 1391، ص66). این روش نسبتاً ثابت، بسیاری از حوزههای زندگی انسان، از جمله شیوههای گذراندن اوقات فراغت و تفریح، الگوی مصرف، نظام معیشتی و... را دربرمیگیرد (مهدویکنی، 1387، ص46).
توحید افعالی آثار مختلفی بر روی زندگی برجا میگذارد. به دیگر سخن، سبک زندگی مبتنی بر توحید افعالی دارای ویژگیها و تمایزات منحصربهفرد است.
اعتقاد به توحید افعالی نگاه عمیق به جهان را برای انسان فراهم میکند. کسی که نگاه توحیدی ندارد، اسباب و علل ظاهری را علل واقعی جهان میداند، اما کسی که خداوند را قبول دارد، خداوند را از همۀ علتها بالاتر و منشأ تمام رویدادها و تحولات جهان میداند. قرآن کریم میفرماید: «وَ لِلَّهِ غَیْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَیْهِ یُرْجَعُ الْأَمْرُ کُلُّهُ (هود، ۱۲۳)؛ و (آگاهى از) غیب (و اسرار نهان) آسمانها و زمین، تنها از آن خداست و همۀ کارها به سوى او باز مىگردد» (ترجمه مکارمشیرازی، ۱۳۷۳). اگر فرد در سبک زندگی اخلاقی خود، یعنی در رفتار با دیگران و معاشرت با مردم خداوند را همهکاره و دیگران را واسطه ببیند (قلیپور، ۱۳۹۵، ص۲۱)، در این صورت درک عمیق و بینش وسیع نسبت به جهان هستی و پدیدههای جهان خواهد داشت. این بینش عمیق باعث میشود که سبک زندگی او متفاوت از دیگران باشد؛ زیرا بینش انسان نسبت به جهان بر سبک زندگی او اثر میگذارد. خداوند میفرماید: «قُلْ أَغَیْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِیًّا فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ یُطْعِمُ وَ لا یُطْعَم؛ بگو: آیا غیر خداوند را ولی و دوست خود بگیریم، در حالیکه او خالق آسمانها و زمین است و به دیگران روزی میدهد و خودش از دیگران روزی دریافت نمیکند» (انعام، ۱۴). این آیه شریفه به روشنی به توحید خالقیت (فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) و توحید در رازقیت (وَ هُوَ یُطْعِمُ وَ لایُطْعَم) اشاره میکند و از سوی دیگر، این دو توحید را با انتخاب ولی در زندگی ارتباط میدهد، یعنی سبک زندگی انسان در ارتباط با دیگران بهگونهای باشد که خالقیت و رازقیت خداوند را مدنظر قرار دهد و دیگر علتها را واسطهای، فرعی، غیراصلی و تبعی بداند و خداوند را در زندگی اصلی، مؤثر، همهکاره، روزیدهنده، عزتبخش و آرامشدهنده بداند. در این صورت، سبک زندگی او کاملاً از کسانی که خداوند را نادیده میگیرند و افراد و اشیا را اصیل و تأثیرگذار میدانند، متفاوت خواهد بود.
کسی که سبک زندگی اخلاقی او بر مبنای توحید استوار است، در همۀ بخشهای زندگی خواست و رضایت خداوند معیار سبک زندگی او خواهد بود. بنا بر آموزههای دینی، انسان موحد مانند کسی است که تسلیم فرمان فردی مهربان و عطوف است و او را به کارهای سخت و طاقتفرسا وا نمیدارد و مشرک مانند شخصی است که اربابهای گوناگون دارد و همه مخالف یکدیگرند و هریک از آنها او را به کارهای سخت میگمارند. قرآن کریم میفرماید: «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَجُلاً فیهِ شُرَکاءُ مُتَشاکِسُونَ وَ رَجُلاً سَلَماً لِرَجُلٍ هَلْ یَسْتَوِیانِ مَثَلاً الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْلَمُونَ» (زمر، ۲۹). خداوند این مثال را برای فرد مشرک مطرح کرده است که خدایان متعدد را پرستش میکند و آنها هرکدام این فرد را به سویی میکشانند و هرکدام میخواهند بهطور اختصاصی او را در اختیار بگیرند، اما فرد موحد (کسی که توحید را پذیرفته) تنها به یک مخدوم اختصاص دارد که شریکی ندارد و نزاعی وجود ندارد که به حیرت و سردرگمی فرد منتهی شود (طباطبایی، 1383ق، ج۱۷، ص۲۵۸).
بنابراین کسی که موحد است و زندگی انسان را تدبیر فعل خداوند میداند، در تمام جنبههای زندگی خود یک هدف و خواسته دارد و در تمام ابعاد زندگی ملاک و معیار واحدی را در پیش میگیرد و آن معیار اجابت خواسته خداوند است. «إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلىَ» (لیل، ۲۰). رضایت خداوند، تقرب به خدا، اخلاص خداوند، جلب کمک و حمایت خداوند و مغفرت خداوند تنها خواستۀ این افراد و تنها معیار آنها در سبک زندگی اخلاقی آنهاست.
بر این اساس، فرد موحد تمام سبکهای زندگی اخلاقیاش حول یک محور میچرخد و آن رضایت خداوند است. اگر سبک زندگی صبورانهای دارد، برای خداوند است: «وَ الَّذینَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِم» (رعد، ۲۲) و اگر سبک زندگی سپاسگزارانه، برای خداوند است: «إِنَّهُ کانَ عَبْداً شَکُورا» (اسراء، ۳)، اگر سبک زندگی او همراه با حسن خلق است، باز هم برای خداوند است: «إنّ العَبدَ لَیَبلُغُ بحُسنِ خُلقِهِ عَظیمَ دَرَجاتِ الآخِرَه» (ریشهری، ۱۳۸۹، ج۳، ص۴۷۵ . چنین افرادی اگر سبک زندگی اخلاقیشان در ارتباط با دیگران همکاری و یاریرسانی باشد، آن هم برای رضایت خداوند است: «مَن نَفَّسَ عَن أخیهِ المؤمِنِ کُربَةً مِن کُرَبِ الدنیا، نَفَّسَ اللَّهُ عَنهُ سَبعین کُربَةً مِن کُرَبِ الآخِرَة» (همان، ج۵، ص۲۷۹). هر شخصی یک گرفتاری از مؤمنی برطرف کند، خداوند هفتاد گرفتاری از گرفتاریهای آخرت را از او برطرف میکند. پس در تمام ابعاد سبک زندگی اخلاقی معیار آنها توحید است. معیار واحد، خدای واحد و سبک زندگی یکپارچه دارند.
افرادی که خالقیت و رازقیت را پذیرفتهاند و به آن باور دارند، در زندگی خود سپاسگزار خواهند بود و این سپاسگزاری و شکرگزاری را بهعنوان یک سبک در زندگی خود به کار میبرند. خداوند میفرماید: «یا أَیُّهَا النَّاسُ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ هَلْ مِنْ خالِقٍ غَیْرُ اللَّهِ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْض (فاطر، ۳)؛ اى مردم! به یاد آورید نعمت خدا را بر شما! آیا آفرینندهاى جز خدا هست که شما را از آسمان و زمین روزى دهد!». در این آیۀ شریفه خالقیت خداوند و رازقیت او با یادآوری نعمتها مطرح شده است. کسی که خالقیت و رازقیت خداوند را پذیرفته باشد، نعمتها را از سوی خداوند میداند، کسی که نعمتها را از سوی خداوند بداند، سپاسگزار خداوند خواهد بود. امام صادقg میفرماید: «إذا ذَکَرَ أحَدُکُم نِعمةَ اللَّهِ عَزَّوجلَّ فَلیَضَعْ خَدَّهُ عَلَى التُّرابِ شُکراً للَّه» (کلینی، 1365، ص۹۸). هرگاه فردى از شما به یاد نعمت خداوند عزّوجلّ افتاد، براى سپاسگزارى از خدا گونهاش را بر خاک گذارد.
انسان زمانی میتواند سپاسگزار باشد که نعمتها را از سوی خداوند و فرد زمانی میتواند نعمتها را از خداوند بداند که آفرینندگی خدا و روزیدهندگی او را پذیرفته باشد. امام صادقg میفرماید: «أدنَى الشُّکرِ رُؤیَةُ النِّعمَةِ مِنَ اللَّهِ» (ریشهری، ۱۳۸۹، ج۶، ص۱۷). نازلترین حد سپاسگزاری آن است که فرد نعمتها را از سوی خداوند بداند. کسی که همۀ نعمتها را از سوی خداوند بداند، در برابر خدا همواره سپاسگزار خواهد بود و سبک زندگی سپاسگزارانه اتخاذ نموده و اخلاق او اخلاق سپاسگزارانه خواهد شد.
یکی از افعال خداوند، عزت بخشیدن و ذلیل کردن بندگان است. «وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ؛ هر کس را که بخواهى عزّت مىبخشى و هر که را بخواهى ذلیل مىگردانى، تمام خوبیها به دست توست، تو بر هر چیزی قادری» (آلعمران، ۲۶). بنابراین، کسی که توحید افعالی را میپذیرد، با سبک و روش عزتمندانه زندگی خواهد کرد و افرادی که خدا و توحید خداوند را نمیپذیرند، برای هر حاجتی نزد دیگران سرخم میکند و ذلتهای بسیاری را در زندگی متحمل میشوند، اما افراد توحیدمدار، سبک زندگی همراه با عزت و سرفرازی دارند. قرآن کریم میفرماید: «الَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَیَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعاً؛ کسانى که به جاى مؤمنان، کافران را به دوستى برمىگزینند، آیا عزّت را نزد آنان مىجویند، در حالى که عزّت، همه از آنِ خداست» (نساء، ۱۳۹). «عزت» به معنای دستنیافتنی است و تنها خدا دستنیافتنی است که صاحب ملک است و دارای قهر و غلبه، و عزت خداوند واقعی است و دیگران همه ذلیلاند، مگر اینکه خداوند عزتی به آنها اعطا کند (طباطبایی، 1383ق، ج۳، ص۱۲۳).
این آیۀ شریفه بهوضوح نشان میدهد افرادی که به توحید را قبول ندارند، برای رسیدن به عزت و سربلندی به سوی کافران رو میآورند، اما کسانی که توحیدمحور هستند و انواع توحید از جمله توحید افعالی را قبول دارند، عزت را فعل خدا میدانند و سربلندی را نزد خداوند جستجو میکنند.
براساس توحید افعالی، آرامش قلب انسان نیز از افعال خداوند است و تنها خداست که میتواند آرامش را در قلبهای بندگان برقرار سازد. «ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَکینَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها» (توبه، ۲۶). خداوند آرامش خود را بر رسول خود و بر مؤمنان نازل کرده است، یعنی تنها افراد موحد آرامش را که فعل خداوند است دریافت میکند و غیرمؤمنان چنین آرامشی را دریافت نمیکنند. پس زندگی افراد موحد همراه با آرامش است.
افراد موحد، اخلاق همراه با آرامش دارند، یعنی در برخورد با دیگران و در رویارویی با رویدادهای زندگی و مشکلات سبک زندگیاش همراه با آرامش است، زیرا اطمینان دارد که خداوند آنها را کمک میکند و درنهایت همان چیزی خواهد شد که مطابق خواست خداوند است. قرآن کریم میفرماید: «الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ کسانی که ایمان آوردند (موحد شدند) و قلبشان به ذکر خدا آرامش یافت، آگاه باشید که قلبها با یاد خدا آرامش مییابد» (رعد، 28).
توحید افعالی باعث میشود که فرد توحیدباور سبک زندگی خود را بر پایۀ آن بنا کند و زندگی همراه با آرامش را تجربه میکند؛ زیرا توحید افعالی خداوند باعث میشود که فرد تنها خداوند را مؤثر در وجود بداند. «توحید افعالی آن است که تنها مؤثر حقیقى را در عالم او بدانیم (لا مؤثر فى الوجود الا اللَّه) نه اینکه عالم اسباب را انکار کنیم و به دنبال سبب نرویم، بلکه باور داشته باشیم که هر سببى هر تأثیرى دارد، آن هم به فرمان خداست، اوست که به آتش سوزندگى و به خورشید روشنایى و به آب حیاتبخشى داده است»
کسی که تنها خداوند را مؤثر در رویدادها و پدیدهها بداند، افزون بر تحکیم رابطۀ خود با خداوند، نسبت به رویدادهای زندگی آرامش پیدا میکند؛ زیرا اطمینان پیدا میکند که خداوند بندگان خود را از بدیها نجات میدهد «وَکَذَلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ» (انبیاء، ۸۸)؛ «ثُمَّ نُنَجِّی رُسُلَنا وَ الَّذینَ آمَنُوا کَذلِکَ حَقًّا عَلَیْنا نُنْجِ الْمُؤْمِنینَ» (یونس، ۱۰۳). نجات مؤمنان یک سنت الهی است. افراد موحد اذعان دارند که خدا به آنها کمک میکند: «فمَن صَحَّت نِیَّتُهُ تَمَّ عَونُ اللَّهِ لَهُ» (ریشهری، ۱۳۸۹، ج۱۲، ص۵۲۲). هرکس نیت درستی داشته باشد و نیت خدایی داشته باشد، خداوند او را بهطور کامل یاری خواهد کرد. افراد موحد به دلیل ایمان به نجات و یاری خداوند، در زندگی آرامش دارند و سبک زندگی آنها همراه با آرامش و اطمینان است.
یکی از جنبههای توحید افعالی آن است که دلهای افراد در دست خداوند است. قرآن کریم میفرماید: «فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُم (صف، ۵)؛ هنگامى که آنها از حق منحرف شدند، خداوند قلبهایشان را منحرف ساخت». پس قلب افراد دست خداوند است. پیامبر گرامی اسلام(ص) بهطور مداوم میفرمود: «یا مُقلِّبَ القُلوبِ ثَبِّتْ قَلبی على دِینِک؛ اى دگرگونساز دلها! دل مرا بر دینت، استوار ساز» (مجلسی، ج۵۲، ص ۱۴۹
خداوند میان دلهای مؤمنان الفت ایجاد میکند: «وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ (انفال، 63)؛ و دلهاى آنها را با هم الفت داد».
بدون توحید افعالی سبک زندگی اخلاقی بدون معنویت خواهد بود، یعنی اخلاق سکولار و بدون ارتباط با خدا. اما توحید افعالی باعث میشود که سبک زندگی معنویتگرا باشد. سبک زندگی اخلاقی بدون توحید تنها فرد به دلیل روابط اجتماعی است که رفتار اخلاقی دارد، اما توحید باعث میشود که به خاطر خدا رفتار اخلاقی داشته باشد.
توحید افعالی باعث میشود که فرد رفتارهای اخلاقی با دیگران را با نیت، هدف و قصد الهی انجام دهد. در این صورت اخلاق اجتماعی وجهه توحیدی به خود میگیرد. فردی که رفتارهای اخلاقی انجام میدهد، از دیگران توقع و انتظاری ندارد و تنها ثواب و پاداش خود را از خداوند انتظار دارد.
افراد موحد ارتباط خود را با دیگران براساس خواست و رضایت خداوند بنا میکنند. افرادی که موحد نیستند، سبک زندگی اخلاقی آنها با دیگران به صورت منافع و معاهدات رقم میخورد، در صورت دریافت کمک از دیگران او کمک میکند، اگر ارتباط با دیگران به نفعش بود، پیوند برقرار میکند، اگر معاشرت با دیگران خواستههای او را تأمین کرد، معاشرت میکند. این سبک زندگی در ارتباط و مراودات با دیگران بر پایۀ منفعت و معامله استوار است. «اگر خوبی کرد، خوبی میکنم؛ اگر کمک کرد، کمک میکنم؛ اگر ارتباط برقرار کرد، رفتوآمد میکنم» این سبک زندگی اخلاقی افراد غیرموحد است.
اما سبک زندگی افراد موحد بر پایۀ هدف الهی و انسانی استوار است. افراد موحد برای خدا ارتباط و قطع ارتباط میکنند. امام صادق (ع) میفرماید: «مَن زارَ أخاهُ للَّهِ لا لِغَیرِهِ التِماسَ مَوعِدِ اللَّهِ وتَنَجُّزَ ما عِندَ اللَّهِ، وکَّلَ اللَّهُ بهِ سَبعینَ ألفَ مَلَکٍ یُنادُونَهُ: ألا طِبْتَ وطابَتْ لکَ الجَنَّةُ؛ هر که براى خدا نه غیر او، و براى دستیابى به وعدۀ الهی و دریافت آنچه نزد اوست، به دیدن برادر خود رود، خداوند هفتاد هزار فرشته بر او گمارد که آوازش دهند که: هان! رستگار شدى و بهشت گوارایت باد!» (کلینی، ۱۳۶۵، ج۲، ص۱۷۵). براساس این روایت، ارتباط افراد موحد به منظور دستیابی رضایت خداوند است. در این صورت منافع فردی و سود و زیان و معامله نقشی در برقراری ارتباط ندارد، بلکه صرفاً رضایت خداوند است که ملاک ارتباط با دیگران است. امام علیg میفرماید: «زُورُوا فی اللَّهِ وجالِسُوا فی اللَّهِ، وأعطُوا فی اللَّهِ وامنَعُوا فِی اللَّهِ؛ برای خدا همدیگر را ملاقات کنید، برای خدا همنشینی کنید، برای خدا بخشش کنید و برای خدا بازدارید!» (آمدی، ۱۳۶۶، ح۳۹۰۳) تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، مصصح: درایتی: مصطفی، قم: دفتر تبلیغات، ۱۳۶۶)
بدون توحید افعالی، سبک زندگی اخلاقی ارتباط زیادی با خودشناسی پیدا نمیکند، اما توحید افعالی باعث میشود فرد خود را در ارتباط با خدا بشناسد و شناخت عمیقی از خود پیدا کند. چون در این صورت انسان خود را مخلوق خدا، مربوب خدا، مرزوق خدا و مملوک خدا میداند. افراد موحد بینش عمیق نسبت به خود، جهان و خدا دارند. مسلمانی که دارای بینش اصیل اسلامی است، سبک زندگی خاصی دارد که محور همه چیز در آن توحید است (قلیپور، ۱۳۹۵، ص۸۰). افراد موحد دارای بینش عمیق هستند، زیرا در این عالم مؤثر بر همه چیز را خداوند میدانند و باور دارند که هیچ مؤثر واقعی در عالم وجود ندارد، مگر خداوند (لامؤثر فی الوجود الا الله)، اگر اسباب و مسببات نیز تأثیر دارد، آن هم به فرمان خداوند است (مکارمشیرازی، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۳). چنین بینشی بسیار عمیق است؛ زیرا اسباب و مسببات را با زیربنای ساخت آنها و مکانیزم فعالسازی آنها با هم در نظر میگیرند. اما افراد غیرموحد تنها به عوامل ظاهری و سطحی در عالم اکتفا میکنند و زیربنای ساخت اسباب و مسببات را در نظر نمیگیرند، نگاه و بینش آنها سطحی است و سبک زندگی اخلاقی خود را نیز بر مبنای همین بینش سطحی بنا میکنند.
افراد غیرموحد ممکن است سبک زندگی خود را براساس نیازهای زیستی بنا کنند، افراد مشرک و گناهکار زندگی خود را بر مبنای نیازهای فوری بنا میکنند: «إِنَّ هَؤُلَاءِ یُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ وَ یَذَرُونَ وَرَاءَهُمْ یَوْمًا ثَقِیلاً؛ آنها زندگى زودگذر دنیا را دوست دارند، در حالى که روز سختى را پشت سر خود رها مىکنند» (انسان، 27). این افراد، یعنی افراد غیرموحد و گناهکاران، سبک زندگی خود را براساس همین نیازهای زودگذر و منافع فوری تنظیم میکنند، یعنی تنها به زندگی این دنیا توجه دارند (طباطبایی، ۱۴۱۷ق، ج۲۰، ص۱۴۲).
بسیاری از افراد در دنیای امروز سبک زندگیشان براساس نیازهای زیستی بنا شده است. همانگونه که مزلو نیازهای انسان را به پنج سطح تقسیم کرده و پایینترین سطح آن نیازهای زیستی، یعنی نیاز به آب، غذا، همسر، مسکن، درآمد و رفاه در زندگی استوار است (فست و فست، ۱۳۹۱، ص۵۹۲). پس این افراد در سطح پایینی از انسانیت زندگی میکنند و سبک زندگی خود را براساس برطرف شدن این نیازها بنا میکنند.
افراد یکتاپرست تنها از خداوند میترسند و از غیر خدا ترسی ندارند. قرآن کریم میفرماید: «بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ؛ آرى، کسى که خود را تسلیم خدا کند و نیکوکار باشد، پاداش او نزد پروردگارش ثابت است. نه ترسى بر آنهاست و نه غمگین مىشوند» (بقره، 112). کسانی که سبک زندگی آنها بهگونهای باشد که از دیگران ترس و هراسی نداشته باشند، بسیار متفاوتتر از کسانی است که از همه ترس و هراس دارد. در آیه مبارکه کلمه «خوف» به معناى انتظار ضرر است، و کلمه «حزن» بهمعناى اندوهى است که بر دل سنگینى کند، چه اندوه از امرى که واقع شده، و چه از آنکه بخواهد واقع شود (طباطبایی، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۳۸۹).
پبامبر گرامی اسلام(ص) ارتباط توحید افعالی را با سبک زندگی نشان میدهد: «تَکونُ امّتی فی الدُّنیا ثلاثةَ أطباقٍ: أمّا الطَّبَقُ الأوّلُ فلا یُحِبّونَ جَمعَ المالِ وادِّخارَهُ، ولا یَسعَونَ فی اقتِنائهِ واحتِکارِهِ، وإنّما رِضاهُم مِن الدُّنیا سَدُّ جَوعَةٍ وسَترُ عَورَةٍ، وغِناهُم فیها ما بَلَغَ بهِمُ الآخِرَةَ، فاولئکَ الآمِنونَ الّذینَ لا خَوفٌ علَیهِم ولا هُم یَحزَنونَ» (ریشهری، ۱۳۸۹، ج۱۱، ص۱۷۱).
کسانی که سبک زندگی توحیدی دارند، در جهت رفع نیازهای دیگران تلاش میکنند. با دیگران همکاری و همیاری دارند و در این همکاری اغراض و اهداف مادی و دنیوی ندارند، بلکه برای خدا و معنویت با دیگران کمک و مساعدت میکنند. امام صادق(ع) میفرماید: «ومِن خالِصِ الإِیمانِ البِرُّ بِالإِخوانِ وَالسَّعیُ فی حَوائِجِهِم، وإنَّ البارَّ بِالإِخوانِ لَیُحِبُّهُ الرَّحمنُ، وفی ذلِکَ مَرغَمَةٌ لِلشَّیطانِ وتَزَحزُحٌ عَنِ النِّیرانِ ودُخولُ الجِنانِ. یا جَمیلُ، أخبِر بِهذا غُرَرَ أصحابِکَ. قُلتُ:- جُعِلتُ فِداکَ!- مَن غُرَرُ أصحابی؟ قالَ: هُمُ البارّونَ بِالإِخوانِ فِی العُسرِ وَالیُسرِ، ثُمَّ قالَ: یا جَمیلُ، أما إنَّ صاحِبَ الکَثیرِ یَهونُ عَلَیهِ ذلِکَ، وقَد مَدَحَ اللَّهُ عز و جل فی ذلِکَ صاحِبَ القَلیلِ، فَقالَ فی کِتابِهِ؛ بهترینِ شما سخاوتمندان شمایند و بدترینتان، بخیلانتان. از خلوص ایمان است: نیکى کردن به برادران و کوشش براى رفع حوایج آنان. خداوند مهربان، نیکىکننده به برادران را دوست مىدارد و این کار، مایه طرد و خوارى شیطان، دورى از آتش و ورود به بهشت است. اى جمیل! این را به آگاهى یاران برجستهات نیز برسان. گفتم: فدایت شوم! بزرگان از یارانم چه کسانی هستند؟ فرمود: «آنان که در سختى و آسایش، به برادران نیکى و کمک مىکنند». سپس فرمود: «اى جمیل! بدان که این کار، براى افراد توانگر، آسان است؛ امّا خداوند عزّوجلّ در این زمینه، آن را که مالِ اندک دارد [و در عین حال، همان را ایثار مىکند]، ستوده و در کتاب خود فرموده است: «و [دیگران را] بر خویشتن، مقدّم مىدارند، هرچند خودشان نیازمند باشند و آنها که از خسّت نفس خویش مصون بمانند، آنان، همان رستگاراناند» (کلینی، ۱۳۶۵، ج۴، ص۴۲). ایمان که در این روایت به کار رفته است نشانه توحید افعالی است.
در سبک زندگی توحیدی نیازهای مختلف وجود انسان برطرف میشود؛ در روانشناسی نیاز به کمال و خودشکوفایی از نیازهای عالی وجود انسان است .سبک زندگی توحیدی نیاز به کمال را در انسان تأمین میکند، فعالیتهای دینی انجام واجبات و ترک محرمات برای رسیدن به کمال انسانی است (موسوی همدانی، ۱۳۷۴، ج۳، ص۶۴). همچنین سبک زندگی توحیدی نیازهای هیجانی انسان مثل محبت و مودت را ارضا میکند قرآن میفرماید: «وَ الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ» (بقره، ۱۶۵). کسانی که توحیدی هستند، خداوند را دوست دارند و از این طریق نیاز آنان به محبت ارضا میشود. سبک زندگی توحیدی نیاز انسان به حقیقتطلبی را نیز ارضا میکند. «فَمَنِ اتَّبَعَ هُدایَ فَلا یَضِلُّ وَ لا یَشْقى * وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمى * قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِی أَعْمى وَ قَدْ کُنْتُ بَصِیراً * قالَ کَذلِکَ أَتَتْکَ آیاتُنا فَنَسِیتَها وَ کَذلِکَ الْیَوْمَ تُنْسى» (طه، ۱۲۳-126). این آیات شریفه میفرماید کسانی که زندگی توحیدی دارند، یعنی از هدایت خداوند پیروی کردند، به حقیقت رسیدهاند؛ بنابراین، نیاز به حقیقتجویی در او ارضا شده است. همچنین دیگر نیازهای انسان در سایۀ سبک زندگی توحیدی ارضا میشوند. این یکی از تمایزات و خصوصیات سبک زندگی بر مبنای توحید افعالی است.
زندگی انسان ابعاد مختلف فردی، اجتماعی، مادی و معنوی دارد. سبک زندگی که مبتنی بر توحید افعالی باشد، جنبههای مختلف زندگی انسان در آن لحاظ میشود. بعد جسمانی، بعد اجتماعی، بعد روانی و بعد معنوی در کنار یکدیگر یک ساخت واحد سبک زندگی را تشکیل میدهند.
از لحاظ روانی سبک زندگی مبتنی بر توحید افعالی هیجانها و احساسهای افراد را مدیریت میکند. از لحاظ بعد اجتماعی سبک زندگی توحیدی بر یاری و حمایت دیگران تمرکز دارد، یعنی خاصیت زندگی توحیدی این است که افراد به فکر نیکی به دوستان و تلاش در برآوردن نیازهای آنان است.
از لحاظ معنوی سبک زندگی توحیدی بر ارتباط خالصانه و عابدانه استوار است و بهطور مداوم سعی میکنند با خدا در ارتباط باشند و از این راه جنبۀ معنوی و عبودی انسان تأمین میشود و مدنظر قرار میگیرد.
از لحاظ بدنی سبک زندگی توحیدی نیازهای بدن و جسم انسان را در نظر گرفته و سبک زندگی خود را مطابق آن تنظیم مینماید. مواد غذایی سرشار از ویتامین و حاوی مواد ارزشمند همانند عسل (نحل، 69) زیتون (نحل، 11؛ تین، 1) و شیر (نحل، 66) مورد توجه قرار داده است و اینکه افراد از لحاظ بدنی سبک زندگی خود را بر تقویت بدن و سلامت جسم مبتنی سازند.
بنابراین، سبک زندگی توحیدی بر جامعیت انسان و در نظر گرفتن تمام جنبهها و ابعاد وجودی او مبتنی است. ده موردی که در قسمت یافتههای پژوهش ذکر شدند، هرکدام به بعدی از ابعاد وجودی انسان مربوط هستند و در مجموع سبک زندگی بر مبنای جامعیت و همهجانبهنگری را تأمین میکند. این جامعیت میتواند یک سبک زندگی منحصربهفرد را تشکیل دهد که از سویی جنبههای مختلف وجود انسان در آن تأمین میشود و مدنظر قرار میگیرد و از سوی دیگر همۀ آن جهات بر یک محور واحد حرکت میکنند.
این امر باعث میشود انسان در سبک زندگی خود انسجام و یکپارچگی داشته باشد و از حالت پراکندگی در سبک زندگی رهایی یابد و ارزشهای مشخص و فعالیتهای روشن که همگی در یک مسیر قرار دارند به سوی یک هدف نهایی و مقصد غایی حرکت نماید و انسان را به سوی هدف اصلی حرکت دهد.
[1]. life style
[2]. Alfred Adler.
[3]. ای مردم نعمت خدا را بر خود یاد کنید؛ آیا غیر از خدا آفریدگاری است که شما را از آسمان و زمین روزی دهد. خدایی جز او نیست پس چگونه [از حق] انحراف مییابید (فاطر، 3).
[4] «شب را به روز درمیآورد و روز را به شب درمیآورد و آفتاب و ماه را تسخیر کرده است [که] هر یک تا هنگامی معین روانند این است خدا پروردگار شما فرمانروایی از آن اوست و کسانی را که به جز او میخوانید مالک پوست هسته خرمایی [هم] نیستند» (فاطر، 13).
[5]. Life style
[6]. Alferd Addler