نوع مقاله : مقاله پژوهشی
چکیده
کلیدواژهها
خشم و پرخاشگری مکانیسمی است که به فرد کمک میکند تا با محیط اطراف خود سازگار شود و در برابر حملات فیزیکی با بسیج کردن نیروهای بدن به دفاع از خود اقدام کند، اما زمانی که پرخاشگری به اوج میرسد و کنترل فرد سلب میشود، وی معمولاً رفتارها و واکنشهایی بروز میدهد که بعداً از آنها پشیمان میشود و احساس گناه میکند. با توجه به اینکه پرخاشگری واکنش پیشبینیپذیری نیست و بلکه بدرفتاری با دیگران است، پس بهآسانی میتوان دریافت که همۀ انسانها ناگزیر با پرخاشگری دست و پنجه نرم میکنند. با این حال، برای مقابله با پرخاشگری نباید از شیوههای سرکوبگرایانه استفاده کرد. مدیریت پرخاشگری عملکردی است که باید به مرور آن را فراگرفت. روشهای شناختی در کنترل پرخاشگری به شخص کمک میکند تا در برابر کنشهای محیطی و اطرافیان، با استفاده از ادله و در نظر گرفتن پیامدهای عملکرد خود، واکنشهای مناسبی نشان دهند (صادقی و صافی، 1395، ص370).
هدف از این پژوهش یافتن راهحلهای مناسب از دیدگاه روانشناسی و آموزههای اسلامی برای پیشگیری و مقابله با پرخاشگری در کودکان و نوجوانان است. در بررسی صورتگرفته هیچ نوشتاری به صورت مستقل مربوط به این موضوع یافت نشد. در مورد پرخاشگری کتابها، پایاننامهها و مقالههای بسیاری نوشته شده، اما بررسی پرخاشگری در کودکان و نوجوانان با تأکید بر منابع اسلامی مطلب تازهای است که در این نوشتار به آن پرداخته شده است و همچنین ضرورت آگاهسازی والدین، مربیان و... وظیفهای است که با اجرای آن از بسیاری اختلالات رفتاری در کودکان و نوجوانان پیشگیری میشود. این پژوهش در محدودۀ سنی دورۀ کودکی و نوجوانی در روانشناسی و منابع اسلامی و با استفاده از منابع کتابخانهای و به روش توصیفی-تحلیلی گردآوری شده است. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که علل و راههای پیشگیری و مقابله با پرخاشگری کودکان و نوجوانان چیست؟ همچنین به پرسشهایی مانند انواع و نشانههای پرخاشگری کودکان و نوجوانان کداماند؟ علل پرخاشگری در کودکان و نوجوانان چیست؟ راههای پیشگیری از پرخاشگری در کودکان و نوجوانان کداماند؟ و نیز راههای مقابله با پرخاشگری کودکان و نوجوانان کداماند؟ پاسخ داده شده است.
مفهوم پرخاشگری
پرخاشگری از لغت لاتین (Aggression) بهمعنای جنگ و جدال، درشتی، تندی، خصومت زبانی، پرخاشجو، جنگجو، تشنه جنگ است (دهخدا، 1370، ج9، ص1392).
در کتاب فرهنگ زبان و لغات و اصطلاحات روانشناسی آوردهاند: «عملیات و رفتار ستیزهگرایانهای که در اثر شکست و ناکامی یا تحریکات غریزهای پدید میآید» (عاقل، 1367، ص7).
اصطلاح پرخاشگری در پژوهشهای گوناگون در معانی متفاوت به کار برده شده است؛ بنابراین، تعریفی از پرخاشگری وجود ندارد که همگان بر آن اتفاقنظر داشته باشند؛ زیرا تعاریف پرخاشگری مبتنی بر دیدگاههای مختلف است، ولی در یکی از تعریفهایی که میان روانشناسان متداولتر است: پرخاشگری هرگونه آسیب رساندن عمدی به دیگران، خود یا اشیاء تلقی میشود (فرانزوی، 1381، ص248).
انواع پرخاشگری
پرخاشگری برحسب علت و هدف به چند نوع تقسیم میشود. شناخت درست نوع پرخاشگری نقش مهمی در پیشگیری و مقابله با آن دارد. روانشناسان به رفتار پرخاشگرانهای که با هدف آسیب رساندن و صدمه زدن صورت گیرد، پرخاشگری خصمانه میگویند. پرخاشگری که برای به دست آوردن پاداش صورت میگیرد، پرخاشگری وسیلهای نام دارد (صالحی و غلامی تحسینی، 1390، ص18).
بیشتر پرخاشگری کودکان و نوجوانان از نوع وسیلهای است؛ زیرا بیشتر آنها برای دستیابی به اسباببازی و خوراکیهای خود، همدیگر را هل میدهند و یا میزنند و به ندرت هدفشان آسیب رساندن به کسی باشد (زعمی و شیبانی تدریجی، 1395، ص182). همچنین پرخاشگری مستقیم و پرخاشگری غیرمستقیم از انواع دیگر پرخاشگری است.
نظریههای مربوط به پرخاشگری
دربارۀ منشأ پرخاشگری دو نظریه عمده وجود دارد: گروهی از پژوهشگران، پرخاشگری را امری ذاتی میدانند و بر این باورند که انسان با حس پرخاشگری آفریده شده است؛ در مقابل برخی دیگر معتقدند این رفتار مانند دیگر رفتارهای انسانی از طریق فرایند یادگیری آموخته میشود و اکتسابی است. این نظریه تأکید بر نقش تقویت و الگوهای مشاهدهای در بروز و تداوم این رفتار دارد. ازاینرو، رفتار پرخاشگرانه ممکن است از راه مشاهده فراگرفته شده و به سبب پیامدهایی که به دنبال خود دارند، تثبیت و تقویت شود (جمعی از مؤلفان، 1387، ص302).
آنچه که از بررسی دیدگاهها به دست میآید دو دسته از عوامل درونی و بیرونی منشأ خشم و پرخاشگری معرفی شدهاند. فروید و لورنز با طرح سرشتی بودن پرخاشگری در واقع بر عوامل درونی تأکید میکنند و دیدگاه دیگر نقش عوامل بیرونی را برجسته میسازد (همان، ص907).
از دیدگاه اسلام، خاستگاه اصلی خشونت و پرخاشگری وجود خشم و غضب است که یکی از توانمندیهای ذاتی و ضروری آدمی به حساب میآید. به یمن وجود این توانمندی، انسان از خود و از منافع، مصالح و خیر خود دفاع میکند و در برابر ضرر و زیان و خطر و تهدید برانگیخته میشود و به دفاع برمیخیزد، البته تأثیرگذاری عوامل زیستی، شخصیتی، فرهنگی، دینی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در برانگیختن و شکل دادن و در رشد و ضعف آن تردیدناپذیر است (فیض کاشانی، 1403، ص289).
نشانههای پرخاشگری
نشانههای پرخاشگری در رفتار فرد به گونههای مختلف قابل مشاهده است. اغلب با دیگران قلدری میکند، آنها را تهدید یا مرعوب میکند، اغلب دعوای فیزیکی را آغاز میکند، از لحاظ جسمی با دیگران بیرحم است، دیگران را وادار به فعلیت جنسی میکند، عمداً به آتشافروزی به قصد صدمه زدن جدی مبادرت میورزد، به عمد اموال دیگران را تخریب کرده و به زور وارد خانه، ساختمان، یا اتومبیل کسی میشود، اغلب برای به دست آوردن کالا یا مساعدت دروغ میگوید، یا از تعهدات میپرهیزد، اغلب چیزهایی را که ارزش پیشپاافتاده داشتهاند بدون روبهرو شدن با قربانی دزدیده است، اغلب با وجود ممنوعیت والدین، هنگام شب بیرون میماند که پیش از 13 سالگی شروع میشود، فرار از مدرسه که پیش از 14 سالگی شروع میشود (گنجی، 1393، ص636).
علل پرخاشگری در کودکان و نوجوانان
علل مختلفی در بروز پرخاشگری در کودکان و نوجوانان وجود دارد. در اینجا به برخی از علل و ریشههای پرخاشگری اشاره میشود.
الف) علل شخصی
ناکامی
کودکی که میخواهد هنگام بازی یا هرگونه رقابت با همسن و سالانش، همیشه برنده مسابقه باشد، یا در مدرسه فقط نمره بیست بگیرد، در صورت برآورده نشدن خواستههایش دچار ناکامی شده و پرخاشگری میکند، البته موضعگیری والدین در این امر بیتأثیر نیست، والدینی که بدون در نظر گرفتن علایق و تواناییهای فرزند خود از او انتظار دارند که همیشه با کسب موقعیتهای پیدرپی بهعنوان ستاره جمع شناخته شود، باید بدانند که با دست خود عوامل مستعدکنندۀ پرخاشگری و سرانجام ناکامی را در وجود فرزندانشان تقویت نمودهاند (اخوان علیزاده، 1374، ص16). حال این ناکامی گاهی از درون فرد و از ضعفها و کاستیهای او سرچشمه میگیرد، مانند معلولیتهای جسمانی و نداشتن بعضی تواناییها که ممکن است آدمی را از رسیدن به هدف باز دارند. خطر این نوع ناکامی برای شخصیت کودک بیشتر است. گاهی نیز ناکامی ناشی از عوامل طبیعی است؛ زیرا در محیط همیشه عواملی وجود دارند که مانع برآورده شدن تمام نیازهای شخص میشود (گنجی و همکاران، 1392؛ به نقل از: باوقار زعیمی و شیبانی تدرجی، 1395، ص190).
وراثت
وراثت در لغت بهمعنای اثر برنده، میراثبر، کسی که از دیگری چیزی به ارث ببرد، است (عمید، 1362، ص1235). در تعریف وراثت آوردهاند: فرایند انتقال صفات والدین به فرزندان از طریق ژنها؛ این ژنها میتوانند رنگ مو، رنگ چشم، رنگ پوست، شباهتهای ظاهری، قد و حتی خلقوخو باشند (بهرنگ، 1381، ص125).
در اسلام روایات زیادی در مورد ذاتی بودن پرخاشگری وجود دارد. پیامبر اکرمn در اینباره میفرمایند: «با خانوادهای صالح ازدواج کنید، به درستی که ژن در افراد مؤثر است» (محمدی ریشهری، 1387، ص316).
دین اسلام به عوامل ارثی و تأثیر آن در رشد انسان توجه ویژهای دارد و مجموعۀ عوامل پیش از تولد، از قبیل نحوۀ انتخاب همسر، زمان ازدواج و... در رشد و سلامت جسمی و روانی کودک مؤثر میداند و به آن توجه دارد (حسینیزاده، 1389، ص44).
زیستی و جسمانی
عوامل جسمانی از قبیل کمبود ترشحات هورمونی، نقص عضو، عقبماندگی ذهنی و... مسئله با اهمیت آن است که برخی از کودکان و نوجوانان که مشکل جسمانی دارند، وقتی مورد محبت و عاطفه بسیاری قرار بگیرند، در نتیجه حس تحقیر در آنها به وجود آمده و میخواهند حقارت خود را با پرخاشگری بروز دهند (عباسی، 1385، ص46).
عقبماندگی ذهنی، یعنی کنشوری هوش کلی که بهطور قابل ملاحظه پایینتر از حد طبیعی است. نیز نارسایی و کمبود همزمان در رفتار سازشی، یعنی کارایی شخصی در کسب معیارهایی که نسبت به سن، گروه اجتماعی او در زمینههایی مثل مهارتهای اجتماعی و مسئولیت برقراری رابطه و مهارتهای زندگی روزمره و استقلال فردی و خودکفایی انتظار میرود (منصور، 1354، ص34).
درد جسمی در برخی مواقع میتواند خشم و پرخاشگری را به وجود آورد. اگر به جانوران در قفس زندانی شده، ضربات بدنی و الکتریکی دردناکی وارد آورند، غالباً به یکدیگر حمله میکنند. این رفتار در انسان، بهویژه کودکان نیز مشاهده شده است که در شرایط درد، بیشتر خشمگین و پرخاشگر میشوند (رحمتی، 1371، ص65).
اضطراب
کودکان و نوجوانان در سنین اولیه رشد کمابیش دچار اضطراب و فشار درونی میشوند و برخلاف آنچه بزرگسالان میپندارند، دوران کودکی و نوجوانی سراسر شادی و دور از اضطراب نیست. در تعریف اضطراب میتوان چنین گفت: اضطراب یک حالت هیجانی نامطلوب و مبهم است که مشتمل بر نگرانی، ترس، درماندگی و ناراحتی است و میتواند نابهنجاریهای روانی را به دنبال داشته باشد. زمانی که کودک یا نوجوان واقعاً و یا به گمان خویش از عهدۀ حل مشکل برنمیآید و شکست خویش را در مقابله با مانع حتمی میپندارد، احساس ناامیدی و در تنگنا واقع شدن نموده و مضطرب میشود (مصباح و همکاران، 1374، ص472).
در اسلام دستورهایی در زمینۀ تربیت فرزند وجود دارد که به از بین رفتن زمینۀ اضطراب کودک و نوجوان میانجامد. چنانکه بنابر مضمون روایتی از امام صادقg به نقل از رسول گرامی اسلامn شایسته است والدین هرچه را فرزندان به اندازه توانایی خویش انجام دادهاند، بپذیرند و آنچه را انجام آن بر وی سنگین و غیرقابل تحمل است از آنها انتظار نداشته باشند (کلینی، 1367، ج2، ص50).
حسادت
حسادت واکنشی هیجانی است که از حدود دو سالگی آغاز میشود و با رشد کودک تا بزرگسالی ممکن است ادامه یابد و به صورت الگوها و جلوههای مختلفی ظهور پیدا کند. حسادت در کودکی یا نوجوانی پاسخی طبیعی است که هنگامی ایجاد میشود که او اعتماد و عاطفه یا محبتی را از دست داده باشد. حسادت یکی از شاخههای خشم و پرخاشگری به حساب میآید که به تنفر از افراد میانجامد. حسادت معلول علل محیطی و تربیتی خاصی است که در خانه، مدرسه و... زمینه پیدایش آن به وجود میآید (غرویان، 1387، ص83).
حسادت گاهی بسیار خطرناک میشود، چنانکه خداوند در قرآن میفرماید: «وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ (فلق، 5)؛ و از شر و گزند حسود آنگاه که حسادت میورزد به خدا پناه میبرم».
از دیدگاه روایات، حسادت بیماری است که آثار سوء آن تنها در روح کودک ظاهر نمیشود، بلکه بر جسم نیز تأثیر گذاشته و عوارض ناگواری ایجاد میکند. علیg در این زمینه میفرماید: «الحسد یذیب الجسد (محمدی ریشهری، 1377، ج2، ص437)؛ حسادت در جسم نیز اثر میکند و آن را ذوب میکند». حسادت مانند دیگر حالات عاطفی کودکان و نوجوانان میتواند زمینه وراثتی و یا محیطی مختلفی داشته باشد. شرایط خانواده، رقابت و چشموهمچشمی یکی از فرزندان نسبت به دیگر خواهران و برادران که گاه رقابت همشیرها نامیده میشود، یکی از زمینههای عمدۀ رشد حسادت در کودکان است و والدین آن را بهعنوان امری طبیعی و تقریباً اجتنابناپذیر میپذیرند (گاردنر، 1964، ص242).
علل اجتماعی
زندگی اجتماعی، برخی وابستگیهای غیرارادی است که ما را با افراد، اجتماعات و فرهنگهای محیط مرتبط میکند، ما با هر کدام از آنها تأثیر و تأثر مقابل داریم؛ یعنی کودک و نوجوان از پدر و مادر و اطرافیان متأثر شده و در آنها هم تأثیر میگذارند و نیز خواهر، برادر، دوستان، رسانههای گروهی و... (باوقار زعیمی و شیبانی تدریجی، 1395، ص187).
محیط خانه
کودکان و نوجوانان از راه تقلید پرخاشگری را میآموزند. قرار گرفتن در برابر یک الگوی پرخاشگر سبب ظهور این حالت در کودک یا نوجوان میشود. در پژوهش جالب بندورا و همکارانش که در دانشگاه استانفور آمریکا انجام گرفت ملاحظه شد نود درصد کودکان پاسخهای پرخاشگرانه الگوی پرخاشگری را تقلید نمودند. به نظر بندورا حتی مشاهده رفتار پرخاشگرانه برای تحریک احساس تقلید کودکان و نوجوانان کفایت میکند (عظیمی، 1387، ص127).
والدین نقش مهمی در پرخاشگری کودکان و نوجوانان دارند. والدین کودکان پرخاشگر، یا خود پرخاشگرند و یا رفتاری مناسب با کودکان و نوجوانان خود ندارند و در آنان خشم و ناکامی ایجاد میکنند و به این ترتیب کودکان خود را پرخاشگر بار میآورند (قلیزاده، 1376؛ به نقل از: باوقار زعیمی و شیبانی تدرجی، 1395، ص187). بیشتر دانشمندان و روانشناسان، خانواده را مهمترین نهادی دانستهاند که جامعه و کودک را پرورش میدهد. خانواده در سلامت و بیماری، در شرافت و انحراف، در سازگاری و انحراف کودک نقش اساسی برعهده دارد (نجاتی، 1388، ص66). همچنین نادیده گرفتن، تمسخر، تحقیر، سرزنش، تبعیض و شیوۀ تربیت نیز موجب پرخاشگری کودکان و نوجوانان میشود.
تأثیر رسانه
امروزه جهان به دورانی گام نهاده که به دوران ارتباطات معروف شده است. این ارتباطات از طریق وسایل ارتباطات جمعی برقرار میشود که وسایل مهم رشد اقتصادی، اجتماعی، از ابزارهای رشد فکری و روانی افراد جامعه بهویژه کودکان و نوجوانان محسوب میشود (همان، ص63).
رسانههای گروهی، بهویژه تلویزیون، بهعنوان وسیلهای ارتباط جمعی، در شکلدهی و آموزش دادن رفتار گوناگون نقش مهمی برعهده دارند. پژوهشها نشان میدهد که هرچه افراد در کودکی خشونت بیشتری را در رسانهها تماشا کنند، سالهای بعد بهعنوان نوجوان و بزرگسال خشونت بیشتری از خود نشان میدهند (دایان، ای و همکاران، 1392، ص418).
بررسیکنندگان هزاران پژوهش به این نتیجه رسیدهاند که خشونت تلویزیونی، احتمال افکار و هیجانهای خصمانه و رفتار پرخاشگرانۀ کلامی و جسمی را افزایش میدهد (اندرسون و همکاران، 2003، ص162).
گرچه کودکان و نوجوانان در هر سنی آسیبپذیر هستند، ولی کودکان پیشدبستانی و دبستانی بیشتر احتمال دارد که از خشونت تلویزیونی تقلید کنند؛ زیرا آنها معتقدند بیشتر داستانهای تلویزیونی واقعی هستند و آنچه را که میبینند بیچون و چرا میپذیرند (برگ، 1393، ص467). با افزایش سن کودکان گرایش آنها به تماشای رسانهها بیشتر خواهد شد و ممکن است کودکانی که در سن مدرسه قرار دارند دچار افت تحصیلی شوند و نمرات درسیشان کاهش یابد و برنامههای رسانۀ جمعی جانشین تکالیف زمان مطالعه و تمرین درسی گردد (داوودینژاد و صادقیان، 1398، ص152).
همسالان
داشتن دوست و گرایش به کودکان و نوجوانان دیگر جنبۀ مهم زندگی کودک یا نوجوان است. کودکان نهتنها میتوانند لحظات خوشی با دوستان داشته باشند، بلکه میتوانند چیزهای زیادی از آنها یاد بگیرند. برای مثال قاطی شدن با کودکان و نوجوانان دیگر و دوست شدن با آنها به هر کودک یا نوجوان فرصت میدهد تا درباره افکار و احساسات آنها چیزهایی یاد بگیرد.
یکی از نگرانیهای عمده در مورد کودکان و نوجوانان که سطوح بالایی از پرخاشگری را ابراز میکنند این است که آنها غالباًَ از سوی گروه همسالان طرد میشوند. این امر بدین معناست که آنها فرصتهای یادگیری بسیاری را که ممکن است شانس یادگیری مهارتهای اجتماعی مورد نیاز را برایشان فراهم آورند از دست میدهند (سوزان و هنسی، 1384، ص30).
نتایج مطالعات طولی که رشد کودکان و نوجوانان را طی چندین سال پیگیری کردهاند بیانگر آن است که طرد همسالان افزونبر اینکه مشکلات کودکان و نوجوانانِ پرخاشگر را وخیمتر میکند، مشکلات و رفتارهای نامناسب دیگری را نیز در آنها بهوجود میآورد؛ برای نمونه، پاترسون و بانک (1989) دریافتند کودکان 10 ساله که از سوی گروه همسالانشان طرد شده بودند، طی دو سال بعد بیشتر در فعالیتهای ضداجتماعی شرکت کرده بودند (همان، ص30).
علل موقعیتی
پرخاشگری اغلب تحت تأثیر علل اجتماعی و ویژگیهای شخصی و نیز عوامل مربوط به موقعیت یا زمینهای که در آن رخ میدهد، قرار میگیرد.
در اینجا برخی عوامل موقعیتی مؤثر بر پرخاشگری بررسی میشوند:
دما
دمای محیط، یکی از علل محیطی تأثیرگذار پرخاشگری است که مطالعات گستردهای پیرامون آن صورت گرفته است. این پژوهشها به «فرضیه گرما» مربوط میشود که میگوید گرمای تحملناپذیر، انگیزهها و رفتار پرخاشگرانه را افزایش میدهد (اندرسون، 1998، ص1213). همچنین آلودگی محیط بر پرخاشگری تأثیر دارد، گزارش شده است که قرار گرفتن در معرض بوهای مضر، نظیر بوهایی که از کارخانههای سازنده مواد شیمیایی خارج میشود و یا دیگر بوهای ناخوشایند ممکن است موجب تحریکپذیری و پرخاشگری افراد گردد (کاپلان- سادوک، 1379، ص346).
تراکم جمعیت
بعضی از مطالعات بیانگر این است که تراکم بیش از حد جمعیت ممکن است سطح خشم و پرخاشگری را بالا ببرد. در میان حیوانات، شرایط پرازدحام منجر به افزایش پرخاشگری، رفتار نابهنجار، اختلالات جسمی، غفلت از فرزند و مرگومیر میشود. از مطالعات انجامشده چنین برمیآید که شرایط پر ازدحام اثرات مشابهی در انسان دارد (اتکینسون-رینال و دیگران، 1385، ج2، ص415).
شرایط تسلیح
در دسترس بودن وسایل و اسباببازیهایی که در فعالیتهای پرخاشگرانه به کار گرفته میشوند، نقش مهمی در ایجاد انگیزه و رفتار پرخاشگرانه در کودکان و نوجوانان دارند، محیط خانه را میتوان از وجود چنین وسایلی عاری نموده و به محیطی تبدیل کرد که نظام ارزشی مناسبی را برای درونیسازی کودک فراهم کند و موجب اجتماعی شدن مناسب وی شود (میرزا بیگی، 1389، ص108).
راههای پیشگیری از پرخاشگری
در آیات، روایات و علم روانشناسی اقداماتی جهت پیشگیری از پرخاشگری در کودکان و نوجوانان توصیه شده است که به نمونههایی از آن اشاره میشود.
آموزش
یکی از روشهای کاهش رفتار پرخاشگرانه آموزش است. آموزش این امکان را به فرد میدهد که رفتارهای دیگری را جایگزین رفتار پرخاشگری کند. از جمله میتوان به آموزشهای زیر اشاره کرد.
یکی از روشهای کاهش تکرار رفتارهای پرخاشگرانه آموزش مهارتهای اجتماعی است. آموزش مهارتهای اجتماعی در گروههای مختلف از جمله کودکان و نوجوانان پرخاشگر و والدینِ پرخاشگر که با فرزندان رفتار پرخاشگرانهای دارند، مورد استفاده قرار گرفته است. در بسیاری از موارد، تغییرات ژرف در رفتارهای مورد نظر (مثلاً افزایش روابط فردی، توانایی بهتر مدارا با طرد شدن و استرس و...) حاصل شده و کاهش رفتار پرخاشگرانه مربوط به این تغییرات فراوان مشاهده شده است. این نتایج امیدوارکننده بیانگر این است که آموزش مهارتهای اجتماعی میتواند روش امیدبخشی برای پیشگیری و کاهش رفتارهای تداومیافته و پرخاشگرانه باشد (جعفری، 1380، ص119).
خوشبختانه شیوههای نظاممندی برای آموزش این افراد وجود دارد که چندان پیچیده هم نیستند، مثلاً هم بزرگسالان و هم کودکان به سرعت میتوانند از طریق تماشای الگوهایی که رفتارهای مؤثر و غیرمؤثر را به نمایش میگذارند، مهارتهای اجتماعی خود را اصلاح کنند (احمدی، 1379، ص37).
مهارتهای ارتباطی مهارتهایی هستند که با کمک آنها اطلاعات را به دیگران منتقل میکنیم. مهارتهای ارتباطی به دو مقوله مهارتهای کلامی و غیرکلامی تقسیم میشوند. هرچند زبان اصلیترین پل ارتباطی و حرف زدن متداولترین وسیلۀ ارتباطی است، اما نباید از تأثیرات شگرف پیامهای غیرکلامی در مقولۀ ارتباط غافل شویم. اغلب اطلاعات واقعی از طریق لغات ایجاد میشوند، اما اطلاعات نگرشی اغلب از جنبههای غیرکلامی به دست میآیند؛ زیرا از طریق کلام نمیتوان بسیاری از حالتهای احساسی و هیجانی و تجربههای شخصی را بیان کرد (ابوالمعالی و موسویزاده، 1389، ص115).
ارائۀ الگو
نظریهپردازان یادگیری میگویند همانطور که با الگوهای مخرب میتوان پرخاشگری را به مردم آموزش داد، با الگوهای غیرپرخاشگر نیز میتوان به همه کمک کنیم تا در برابر تحریک مقاومت کنند (کریمی، 1377، ص230). ارائۀ الگوی عملی و عینی سبب تأثیرگذاری و برانگیختگی روانی همسو با ابعاد شخصیتی الگو میشود. تأثیر عمیق و جدی الگو مبتنی بر روحیۀ تقلید و همانندسازی در آدمی است و در روانشناسی دربارۀ علت و سازگاری آن مباحث گستردهای مطرح شده است (کدیور، 1375، ص128). توجه به الگوها و سیرۀ پیشوایان دینی، انسانها بهویژه کودکان را به رفتار مطلوب و پسندیده ترغیب کرده و از اقدام به رفتارهای نامطلوب بازمیدارد. در مورد خشم و پرخاشگری نیز اگر کودک و نوجوان رفتار حلیمانۀ معصومانb را برای خود الگو قرار دهد، کمتر دست به خشم و پرخاشگری میزند. امام حسینg به نقل از امام علیg درباره پیامبر اکرمn میفرمایند: «کان دائم البشر، سهل الخلق، لین الجانب؛ حضرت دائماً خوشرو و خوشخو و نرمخو بود» (دلشاد تهرانی، 1382، ص17).
امروزه نقش رسانههای همگانی در الگو بودن در میزان پرخاشگری کودکان و نوجوانان بر کسی پوشیده نیست. رسانههای گروهی امروزه نهتنها نقش تعیینکنندهای در پرخاشگری کودکان و نوجوانان دارند، بلکه در تحولات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جوامع نیز نقش عمدهای ایفا میکنند (باوقار زعیمی و شیبانی تدریجی، 1395، ص188).
نکات زیر برای جلوگیری از تأثیر الگوی خشونت در رسانههای گروهی پیشنهاد میشود.
تخلیۀ هیجانی
طی سالیان طولانی باور بر این بود که فراهم آوردن فرصتی برای دستیابی افراد عصبانی به رفتارهای غیرتهاجمی اما تغییرپذیر، سبب تنش و تحریک آنان میشود و تمایل به رفتارهای پرخاشگرانه را در آنان تضعیف میکند. هرچند فروید وجود تخلیه هیجانی را تأیید میکرد، اما نسبت به تأثیر آن در پیشگیری از پرخاشگری آشکار چندان خوشبین نبود. در حال حاضر در مورد تخلیۀ هیجانی و تأثیر آن عقاید متفاوتی وجود دارد. ممکن است عدهای به تخلیۀ پرخاشگری منجر شده و عدهای را به پرخاشگری رهنمون شود (احمدی، 1379، ص37).
این اصطلاح که هم فروید (1920) و هم لورنز (1974) بر آن صحه گذاشتهاند به آزاد کردن انرژی پرخاشگری از طریق ابراز هیجانهای پرخاشگرانه یا رفتارهای دیگر اطلاق میشود (کریمی، 1377، ص227). اما آنچه توصیه میشود این است که تخلیه هیجانی در شرایط کنترلشده یا جامعهپسند، مانند ورزش، گفتگو، تفریح و بازیهای گوناگون برای کودک و نوجوان فراهم شود.
به تعبیر فروید برای پالایش روانی راهحلهایی وجود دارد از جمله:
دولارد و همکارانش (1939) نقش پالایش را در کاهش رفتار پرخاشگرانه به درستی بیان کردهاند: «ابراز هر عمل پرخاشگرانه پالایشی است که انجام اعمال پرخاشگرانه بعدی را کاهش میدهد» (کریمی، 1377، ص376).
تغذیه
تغذیه نامناسب که مشخصههای آن کمبود روی، آهن، ویتامینها و پروتئینهاست، سبب کاهش ضریب هوشی میشود و سپس به رفتارهای ضد اجتماعی میانجامد (Mehco.Com). گروهای غذایی مورد نیاز کودک و نوجوان شامل شیر، لبنیات، میوهها، سبزیها، مواد نشاستهای مثل غلات، گوشت و مواد پروتئینی، چربیها و روغنها در حد اعتدال است (نجاتی، 1388، ص63).
در مطالعات گوناگون رابطه شیر مادر با کاهش پرخاشگری و اضطراب در کودکان به اثبات رسیده است. کودکانی که با شیر مادر تغذیه نشدهاند و یا دریافت ناکافی از آن داشتهاند، بیشتر دچار اختلال یادشده میشوند؛ زیرا شیر مادر افزونبر جنبه غذایی آن، ویژگیهای دیگری نیز دارد که به آن برتری میبخشد و آن ترکیبات بیولوژیک موجود در شیر مادر است که سبب بهبود سلامت روانی کودکان میشود (جمعی از مؤلفان، 1374، ص360).
در آموزههای دینی به ویژگی برخی غذاها در پیشگیری پرخاشگری اشاره شده است، از جمله:
کشمش
براساس آنچه یکی از یاران رسول اکرمn از آن حضرت روایت میکند طبقی که روی آن پوشیده بود به رسول خداn هدیه شد. حضرت روپوش آن را برداشت و فرمود: «با نام خدا بخورید، چه نیکو خوراکی است کشمش، اعصاب را تقویت میکند، ضعف جسمانی را برطرف میکند و غضب را خاموش میکند» (مفید، 1413، ص124).
گوشت بلدرچین
کمبود پروتئین ممکن است مشکلاتی برای کودک و نوجوان ایجاد کند و تأمین پروتئین از طریق خوردن گوشت بلدرچین در کاهش خشم و پرخاشگری تأثیر مستقیم دارد (هوک، 1381، ص539).
برخی روایات به اثر خاص این نوع گوشت در پیشگیری از خشم و پرخاشگری اشاره مستقیم کردهاند. رسول خداn میفرماید: «هرکس میخواهد خشمش کاهش یابد، گوشت بلدرچین بخورد» (کلینی، 1369، ص312).
روغن زیتون
خداوند از درخت زیتون با عبارت «شجره مبارکه» در قرآن کریم یاد کرده است. روغن زیتون سرشار از انواع ویتامینها و دارای فسفر، گوگرد، کلسیم، آهن، پتاسیم و منگنز است (مکارم شیرازی، 1374، ج27، ص143). در حدیثی از امام رضاg نقل شده است: «روغن زیتون غذایی خوب است، دهان را خوشبو و بلغم را برطرف میکند. رنگ صورت را صفا و طراوت میبخشد و اعصاب را تقویت میکند. بیماری و درد و ضعف را از بین میبرد و آتش غضب را فرو مینشاند» (طبرسی، 1412، ص190).
راههای مقابله و درمان
با توجه به شیوع پرخاشگری در دوران کودکی و نوجوانی و آثار سوء آن بر جنبههای مختلف زندگی کودک، توجه ویژهای به مقابله با آن میشود. در منابع موجود برای مقابله با پرخاشگری کودکان و نوجوانان، شیوههای شناختی، عاطفی و رفتاری را میتوان استنباط کرد.
شیوه شناختی
منظور از شیوههای شناختی، ایجاد تغییر در شناخت و نگرش کودک و نوجوان است که با اعطای بینش صحیح زمینه درمان را فراهم میسازد. مهمترین شیوههای شناختی که به منظور درمان پرخاشگری به شمار میروند به این قرار است.
افزایش سطح آگاهی
در کار با کودکان، درمانگران شیوه (REBT) رفتار درمانی، عقلانی و هیجانی را با احتیاط اقدام میکنند. به نظر میرسد الیس با این نظریه مذهبی که «درباره گناه قضاوت کنید، نه گناهکار» موافق است. اهداف عمده درمانگری به روش الیس عبارتاند از: به حداقل رساندن آشفتگیهای روانی، کاهش رفتارهای خودتخریبگرانه، واقعی شدن زندگی و شاد زیستن (جانبزرگی، 1382، ص220). در این روش باید به کودک یا نوجوان فهماند که مقام او در خانواده یا جامعه چه اندازه است. وقتی کودک یا نوجوان بفهمد که در جامعه یا خانواده موقعیتی ارزشمند دارد سعی میکند خودش را در آن موقعیت حفظ کند و با کمترین ناسازگاری از سوی دوستان یا اطرافیان پرخاشگری نکند. در خانوادهای که فرزندان موقعیت خود را نشناخته و همیشه خوار و ذلیل بوده است، با کوچکترین ناسازگاری از طرف اطرافیان شروع به پرخاشگری میکند (رحیمی،(1385) پایاننامه، ص88).
شناسایی زمینه پرخاشگری
یکی از مهمترین روشهای مقابله با پرخاشگری از بین بردن علل آن است. هر معلولی علتی دارد و هر رفتار ناهنجاری که از فرزندان سر میزند دارای ریشه و زمینه خاصی است. اگر بخواهیم معلولی را تغییر دهیم و رفتاری را عوض کنیم باید به علل آن توجه کرد و ریشهها و زمینهها را از بین برد (حسینیزاده، 1389، ص104). اگر پدر و مادر و مربیان کودک یا نوجوان در دوران شکلگیری شخصیت او با بیاحترامی، تحقیر، سرکوفت و سرزنش برخورد کنند، شخصیت کودک به صورت شخصیتی ذلیل، حقیر و وابسته شکل خواهد گرفت. حضرت علیg در اینباره میفرماید: «من هانت علیه نفسه فلا ترج خیره؛ (تمیمی آمدی، 1410، ص712) کسی که نفسش بر وی خوار شد، امید نیکی از او نداشته باش».
روانشناسان، بسیاری از رفتارهای منفی ضد ارزشی را ناشی از کمبود شخصیت در انسان و مخصوصاً کودکان میدانند و میگویند اینگونه رفتارها بهطور معمول از کسانی صادر میشود که عزت نفس پایینی دارند (منطقی، 1372، ص15).
توجه به آثار پرخاشگری
آنچه باعث توجه بیشتر پژوهشگران به موضوع شده، پیامدهای منفی آن برای کودکان و نوجوانان مانند ایجاد تصویری منفی در میان همسالان و معلمان، طرد همسلان، افت تحصیلی، مصرف الکل و مواد و بزهکاری است (لف وواسد، 2013؛ به نقل از: علامه و همکاران، 1394، ص103).
بررسیها نشان دادهاند کودکان پرخاشگر تمایل به ادامه پرخاشگری در دوران بزرگسالی دارند و پرخاشگری در دوران کودکی در صورت عدم درمان به مدت طولانی باقی میماند و میتواند پیشبینیکننده رفتارهای پرخطر بعدی باشد (واحدی، 1387، ص15-24). کودک و نوجوان باید درباره پیامدهای پرخاشگری خود فکر کند و دائماً بر خود تلقین کند که خشم و پرخاشگری عواقب خطرناکی دارد و نیز خشم و پرخاشگری آثار ویرانگری روی روان کودک میگذارد و عمر او را کوتاه و سلامت او را تهدید میکند (مکارم شیرازی، 1381، ص393). رسول خداn در باب ماهیت غضب و آثار منفی آن میفرمایند: «غضب امری شیطانی است و شیطان با ابزار قرار دادن آن، انسانها را از راه سعادت منحرف میکند و به راه شقاوت میکشاند» (کلینی، 1369، ص302).
شیوۀ عاطفی و هیجانی
دراین شیوه به تهیج عاطفی و هیجانی و تحریک احساسات کودک و نوجوان جهت ترک پرخاشگری از طریق هیجان مثبت اشاره دارد. مهمترین آنها عبارتاند از:
بخشش و گذشت
پژوهشهای روانشناسان نشان میدهد که عفو و گذشت در کاهش اضطراب، افسردگی، عصبانیت، پرخاشگری، اختلالات عاطفی و رفتاری، افزایش اعتماد به نفس و پیشرفت تحصیلی مؤثر است. روانشناسان بالینی آثار سودمند گذشت را نیز بررسی کردهاند که در کاهش عصبانیت، خشم، خصومت و دشمنی بسیار مؤثر است (غباری بناب، 1381، ص59). از دیدگاه اسلام عفو و بخشش میتواند یکی از روشهای درمانی در اصلاح رفتار کودک با دیگران باشد. در این روش به کودک کمک میشود تا با شناخت بیشتر خود و محدودیتهای افرادی که او را رنجانیدهاند. بینش جدیدی درباره موضوع اختلاف پیدا کند تا بتواند افراد خطاکار را ببخشد و خود را از رنج رها سازد (خدایاری، 1381، ص47).
صبر
صبر نوعی ویژگی روانی و ثبات درونی است که نتیجه آن مدیریت احساسات و هیجانها، توان تحمل سختیها و سختکوشی در کارهاست. صبر در زندگی انسان و مخصوصاً کودک و نوجوان کارکردهای گوناگونی دارد. کودک یا نوجوان را در مقابله با تنیدگیها یاری میدهد، موفقیت در تحصیل، شغل و روابط اجتماعی را تسهیل میکند. کودک را در برخورد با هیجانها و احساسات درونی توانمندتر میسازد و او را در زمینه دینداری نیز یاری میدهد. از نشانگان صبر مهار خشم و پرخاش در موقعیتهای خشمبرانگیز و تنشزاست که در آیه 131 سوره آلعمران آمده است. کظم غیظ نوعی مهار هیجان است که مستلزم صبر است (نوری، 1387، ص147).
مفهوم صبر وشکیبایی از جمله اساسیترین مفاهیم در اخلاق اسلامی است که نقش فراگیر و مهمی در زندگی کودک و نوجوان دارد بهگونهای که لحظهای در زندگی افراد نیست که از شکیبایی بینیاز باشد. شاید به همین دلیل باشد که در احادیث از صبر به رأس ایمان تعبیر شده است (پسندیده، 1388، ص179). در روایتی از حضرت علیg مهار خشم را مستقیماً در تعریف صبر داخل و تأکید میکند که صبر با مهار خشم و پرخاشگری رابطه ماهوی دارد «صبر یعنی آدمی گرفتاری و مصیبتی را که به او میرسد تحمل کند و خشم و پرخاشگری خود را فرو خورد» (تمیمی آمدی، 1410، ص281).
مزاح و شوخی
شادی مثبتترین و خوشایندترین هیجان است. پژوهشهایی که در سالهای اخیر صورت گرفته آثار مثبت آن را بر ابعاد گوناگون زندگی انسان و مخصوصاً کودکان و نوجوانان مشخص ساختهاند. براساس همین یافتهها روانشناسان توصیه میکنند خوشمشربی، خوشطبعی، شادی، طنز و خنده را در زندگی خود افزایش دهیم (شجاعی، 1388، ص290).
در متون اسلامی بر شوخی و مزاح تأکید شده است. با ورود اسلام بهعنوان یک آیین زندگی به حجاز برخی از اهل ایمان از اموری مثل خندیدن و مزاح کردن دوری میکردند و زندگی را فقط در نماز و روزه خلاصه کرده بودند. پیامبر خداn با این انحراف به مبارزه میپرداخت و رعایت اعتدال را توصیه کردند. از آنجا که آنان خود را پیرو حضرت میدانستند، حضرت فرمودند: «انما انا بشر مثلکم امازحکم (حسامالدین، 1409، ص648)؛ همانا من بشری مثل شما هستم، با شما شوخی میکنم» (احمدی، 1391، ص92). شوخی و مزاح هنگام پرخاشگری یک راهکار موقتی است، ولی به کودک یا نوجوان خشمگین این فرصت را میدهد تا قدرت بازبینی و تجدیدنظر داشته باشد و شتابزده تصمیم نگیرد.
شیوۀ رفتاری
در این شیوه برای آموزش مقابله با پرخاشگری بهطور مستقیم با ارائه الگوی عینی رفتار راه را به هرگونه توجیه و تأویل بسته است و موجبات تکوین نگرش جدید را جهت مقابله با خشم و پرخاشگری فراهم میکند که از جمله موارد ذیل را میتوان ذکر کرد.
تغییر وضعیت بدن
انجام دادن یک رفتار ساده ولی مؤثر در هنگام پرخاشگری شاید آسانترین راهحل برای کنترل در موقعیتهای هیجانی باشد، چراکه در حالت پرخاشگری امکان مقابله افکار بسیار ضعیف است؛ زیرا افکار منفی و غیرمنفی بهطور خودکار وارد ذهن میشوند، اما با رفتار مناسب میتوان از ورود افکار منفی جلوگیری و ذهن را از موضوع خشم منحرف کرد. آسانترین حرکت برای مقابله با خشم و پرخاشگری تغییر وضعیت فیزیکی نشستن یا ایستادن است. این توصیه در بسیاری از روایات نقل شده است. رسول خداn به امام علیg فرمود: «یا علی لا تغضب فاذا غضبت فاقعد (ابنشعب حرانی، 1404)؛ علی جان غضب مکن اگر غضب کردی، بنشین» (جعفری هرفته، 1396، ص161).
تغییر موقعیت
راهکار دیگر غلبه بر پرخاشگری، تغییر وضعیت فیزیکی بدن و ترک موقعیت در هنگام خشم و پرخاشگری است. گاه محیط و محل توقف کودک یا نوجوان منبع فشار روانی و محرک خشم است، باید از آنجا دور شوند تا از پرخاشگری حاصل از آن نجات یابند. این روش مناسبی برای مقابله خشم و پرخاش است که موقتاً از موقعیتی که موجب بروز خشم شده است، به جای دیگر بروند که به این عمل «وقفه» میگویند (وندی درایدن، 1380، ص164).
ترک موقعیت هنگامی که با راهکارهای دیگری از قبیل ذکر، دعا، وضو یا غسل همراه شود تأثیر بیشتری در مهار پرخاشگری دارد. آب داروی تسکیندهنده پرخاشگری است. امروزه متخصصان توصیه میکنند که هنگام عصبانیت از آب استفاده شود، چراکه نوشیدن آب خنک و گوارا و دوش گرفتن با آب سرد و یا شستن قسمتهایی از بدن بر فروکش کردن حالتهای پرخاشگرانه مؤثر است (نورعلیزاده، 1387، ص57).
سکوت
همیشه لازم نیست که به پرخاشگری به سرعت پاسخ داده شود؛ بلکه میتوان آرامآرام این مهارت خویشتنداری را تقویت کرد. به همین دلیل دین شتاب برای خشمگین شدن را نکوهش کرده است؛ زیرا میتواند به صورت عادت درآید که در آن صورت، مهار رفتار آسان نخواهد بود. امام علیg در این زمینه میفرمایند: «لا تسرعن الی الغضب فیتسلط علیک بالعادة (تمیمی آمدی، 1410، ص75)؛ هنگام غضب شتاب مکن و سعی کن به خودت مسلط شوی» (جعفری هرفته، 1396، ص164).
یکی از راههای کارآمد برای این منظور سکوت است. سکوت وقفهای است که باعث میشود کودک توانمندی شناخت بیشتری پیدا کند و بتواند با هدایت افکار خود و شناسایی خطاهای شناختی موقعیت خشم را مدیریت کند. رسول خداn در زمینه پرخاشگری به واسطه سکوت فرمود: «اذا غضب فاسکت» (ورام، 1410، ص122).
در نتیجه به همراه اعمال و شیوههای یادشده، هرگز نباید از تقویت نیروی ایمان و باورهای مذهبی کودکان و نوجوانان و نیز نقش آموزنده دعا غفلت ورزید؛ چراکه درخواست اصلاح و راهنمایی از درگاه حق تعالی آثار و برکاتی فراوانی در زندگی دارد.
نتیجهگیری
براساس نتایج پژوهش، میتوان گفت که پرخاشگری حالتی هیجانی و عاطفی است که در برابر تهدید واقعی یا خیالی صورت میگیرد. علل مختلفی از جمله علل شخصی (ناکامی، ارثی، جسمانی و...)، علل اجتماعی (ارائه الگو، محیط خانه، همسالان و...) و علل موقعیتی (دما، تراکم جمعیت، شرایط تسلیح و...) برای ایجاد پرخاشگری در کودکان و نوجوانان وجود دارد که هرکدام از این موارد زمینه را برای ایجاد پرخاشگری مهیا میکند. راههای پیشگیری مانند آموزش، الگو، تخلیه هیجانی و تعذیه. راههای مقابله و درمان که بر سه قسم تقسیم میشود که عبارتاند از: شناختی (افزایش آگاهی، شناسایی زمینه پرخاشگری، توجه به آثار پرخاشگری)، عاطفی (بخشش و گذشت، صبر، مزاح و شوخی) و رفتاری (تغییر وضعیت بدن، تغییر موقعیت، سکوت). وظایف والدین و مربیان و... در هنگام رویارویی با پرخاشگری در کودکان و نوجوانان عبارت است از:
قرآن کریم.